- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
چرا قطع اینترنت سناریوی دشمن را متوقف کرد
در بررسی تحولات امنیتی اخیر ایران، آنچه بیش از هر عامل دیگری در مهار سریع ناآرامیها نقش داشت، اشراف اطلاعاتی گسترده و توانمندی ایران در شناسایی و قطع پیوند میان عناصر داخلی اغتشاشگر و سازمانهای جاسوسی خارجی بود. پروژه بیثبات سازی، بر پایه ایجاد بحران اقتصادی و فروپاشی اعتماد عمومی طراحی شده بود تا اعتراضات اجتماعی طبیعی را بتدریج به صحنهای از خشونت و آشوب سازمان یافته تبدیل کند. این روند، با فعالسازی هستههای از پیش آمادهشده، قرار بود دولت را وادار به واکنش کند و زمینه برای مداخلههای بعدی فراهم شود.
نقطه اتکای اصلی این شبکهها، ارتباط مستقیم و لحظهای میان لیدرهای داخلی و مراکز هدایت خارجی بود. سرویسهای جاسوسی موساد، MI۶ و سیا با تکیه بر ابزارهای ارتباطی خارج از زیرساخت اینترنت داخلی ایران، تلاش کردند زنجیره فرماندهی خود را از هرگونه کنترل مصون نگهدارند. این ارتباطات نه تنها برای صدور دستور، بلکه برای ارزیابی لحظه به لحظه شرایط میدانی و تنظیم سناریوهای بعدی حیاتی بود. با اینحال، دستگاههای اطلاعاتی ایران موفق شدند این کانالها را شناسایی، رصد و در نهایت مختل کنند.
قطع ارتباط میان عناصر میدانی و هدایتکنندگان خارجی، عملاً شبکه اغتشاش را از درون فلج کرد. زمانیکه لیدرها امکان دریافت دستور، پشتیبانی و هماهنگی را از دست دادند، انسجام میدانی فروپاشید و تحرکات، پراکنده، بدون هدف و بی اثر شد. همزمان، شناسایی دقیق محل استقرار افراد کلیدی و مسیرهای ارتباطی، به جمعآوری سریع شبکهها انجامید و اجازه نداد طرحهای تکمیلی وارد مرحله اجرا شود. این اقدام عاجل و دقیق، نشان داد که تسلط بر اطلاعات، مهمتر از واکنشهای دیرهنگام و پرهزینه است.
در این چارچوب، محدودسازی موقت اینترنت باید بعنوان بخشی از یک راهبرد اطلاعاتی تحلیل شود، نه صرفاً یک تصمیم مدیریتی. هدف اصلی، جلوگیری از بازسازی ارتباطات باقیمانده و قطع کامل زنجیره فرماندهی سرویسهای خارجی بود. با بسته شدن این مسیرها، امکان ارسال دستورات جدید، تزریق تجهیزات ارتباطی جایگزین و احیای شبکهها از بین رفت و پروژه بیثبات سازی عملاً متوقف شد.
کلام آخر
در پایان معتقدم آنچه موجب کنترل اوضاع و خنثیسازی بحران در مراحل ابتدایی شد، توان اطلاعاتی ایران در رصد تحرکات منطقهای دشمنان و قطع پیوند میان عوامل داخلی و سازمانهای جاسوسی خارجی بود. این تجربه نشان داد که در جنگهای ترکیبی امروز، پیروزی نه تنها در خیابان، بلکه در میدان اطلاعات و ارتباطات رقم میخورد و هر جا این حلقه قطع شود، بحران پیش از تولد، خفه خواهد شد.