- گادی آیزنکوت: تغییر حکومت در ایران هدف درستی برای جنگ نیست؛ نتانیاهو درباره بمب اتمی ایران دروغ میگوید!
- مردم برزیل به حامی سرسخت ترامپ رأی ندادند
- دستگیری بیش از ۱۴۰۰ معترض در فرانسه
- بیانیه مطبوعاتی نشست چهارجانبه ایران، پاکستان، ترکیه، عربستان درباره امنیت و ثبات منطقهای
- شانس نتانیاهو برای باقی ماندن در سمت نخستوزیری اسرائیل
- رضا شاه روحت شاد؟!
- تصویری از آخرین حضور رهبر شهید انقلاب در مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) در حسینیه امام خمینی (ره)
- اکونومیست: درصد رأیدهندگان آمریکایی که معتقدند اعزام نیروهای نظامی برای جنگ در موارد زیر اشتباه بوده است
- زلنسکی برای گرفتن پدافند به قدرت موشکی ایران اعتراف کرد
- آیا بمب اتمی خواهیم ساخت؟!
- سردار جوانی: بحرانهای غرب تازه با پیامدهای جنگ علیه ایران روبهرو شدهاند
- لیست سیاه تنگه هرمز ۱۲۲ تایی شد
- پاریس در آتش!
- المیادین: تنگه هرمز زیر سلطه ایران؛ سلاحهای جدید در راه و برخورد قاطع با کشتیهای متخلف
- دبیرکل کتائب سیدالشهدای عراق: ایران با تهدید واقعی مواجه شود، قطعاً وارد جنگ میشویم
بررسی راهبردی ترامپ
واکنش عجیب ترامپ در داووس و کنار کشیدن از تهدید نظامی علیه گرینلند، تصادفی نیست؛ این نتیجه محاسبه سرد «هزینه در برابر منفعت» در مغز متفکر کاخ سفید است. گاردین به درستی دریافت که ترامپ و تیم امنیتیاش پیروان مکتب «قدرت مطلق» هستند و تنها زمانی از زور میکشند که با دیواری محکم روبهرو شوند.
وقتی کشورهای اروپایی زبان مدافعانه را برگزیدند و مانور نظامی را در دستور کار قرار دادند، پیام روشنی به پنتاگون مخابره شد: اشغال گرینلند یک پیادهروی نیست و هزینه لجستیکی و سیاسی آن، از منافع احتمالیاش بیشتر است. این ماجرا برای ما در منطقه یک درس کلیدی دارد که نباید فراموش شود؛ در برابر ادبیات زورگویانه واشنگتن، «چاپلوسی» و «تسلیم» تنها تشنگی دشمن برای بیشترخواهی را برطرف میکند.
قاطعیت و آمادگی برای دفاع، تنها بازدارنده واقعی در برابر امپراتوریهایی است که به زور متعهدند. البته هوشیار باشیم؛ این عقبنشینی یک تغییر ماهیت نیست، بلکه یک «توقف تاکتیکی» برای مدیریت اولویتهاست. دشمن تا زمانی که احساس کند هزینه تجاوز پایین است، پیشروی خواهد کرد؛ اما به محض مواجهه با زبان قدرت، مجبور به عقبنشینی میشود.
واکنش عقبنشینی ترامپ در داووس نسبت به پروژه اشغال گرینلند، در نگاه اول شاید یک عقبنشینی دیپلماتیک به نظر برسد، اما در کالبدشکافی راهبردی، این یک «تغییر تاکتیک» مبتنی بر محاسبه هزینه است، نه تغییر در ماهیت امپراتوریسازی. گاردین در تحلیل خود به درستی به نکته ظریفی اشاره کرده که هسته مرکزی رفتارشناسی ترامپ است: «زبان زور».
این ماجرا چند درس راهبردی برای بازیگران منطقهای و بینالمللی دارد که باید در دفتر یادداشتهای راهبردی ما ثبت شود:
۱. منطق «هزینه-فایده» در مغز متفکر دشمن:
ترامپ و تیم امنیتی او (مانند جی دی ونس) پیروان مکتب «قدرت مطلق» هستند. آنها زمانی عقبنشینی میکنند که با یک «دیوار امنیتی» یا «هزینه لجستیکی و سیاسی» روبهرو شوند. مانور نظامی اروپا در گرینلند، اگرچه نمادین بود، اما یک پیام روشن به پنتاگون مخابره کرد: تصرف این جزیره، یک پیادهروی نظامی نخواهد بود و احتمالا درگیر شدن با نیروهای ناتو در یک جنگ فرسایشی دیگر را به دنبال دارد. دشمن محاسبه کرد که هزینه اشغال گرینلند در این برهه زمانی، از منافع استراتژیک آن بیشتر است.
۲. قاطعیت، بازدارندهترین سلاح در برابر زورگویی:
تجربه گرینلند نشان داد که در برابر تهدیدات زبانی و روانی ترامپ، «چاپلوسی» و «عقبنشینی» تنها تشنگی او برای بیشترخواهی را برطرف میکند. تنها زمانی که اروپا زبان مدافعانه و نظامی را به کار برد، ترامپ مجبور شد پدال گاز را بردارد. این برای ما در منطقه یک گزاره کلیدی است: هرگونه مذاکره یا تعامل با دولت آمریکا، باید از موضع «قدرت برتر» یا «قدرت برابر» انجام شود. هرگونه نشانه از ضعف یا تمایل به تسلیم، توسط ماشین جنگی واشنگتن به عنوان چراغ سبزی برای تجاوز تفسیر خواهد شد.
۳. فریب در عملیات روانی:
نباید فریب این عقبنشینی را خورد. ترامپ از پرونده گرینلند عبور نکرده است، بلکه آن را به حالت تعلیق درآورده است. او احتمالا در پیامدسازی خود به این نتیجه رسیده که در حال حاضر اولویتهای راهبردی او (مانند پروژه خاورمیانه و مهار ایران) مهمتر از باز کردن جبهه جدید در شمال است. بنابراین، این عقبنشینی صرفاً یک «توقف تاکتیکی» برای مدیریت منابع و تمرکز بر تهدیدات اصلی است.
۴. الگوی عملیاتی برای آینده:
رفتار ترامپ یک الگوی تکرارشونده است:
تهدید به حداکثر قدرت
سنجش واکنش طرف مقابل
در صورت مواجهه با هزینه بالا، عقبنشینی تاکتیکی و تغییر زبان
تداوم فشارهای اقتصادی و روانی.
بنابراین، قاطعیت نظامی و امنیتی، تنها کلید واژه برای مدیریت بحران با ادبیات ترامپ است.
نتیجه اینکه: دشمن تا زمانی که احساس کند «پنجره فرصت» برای حمله با هزینه کم باز است، پیشروی خواهد کرد. بسته شدن این پنجره از سوی اروپا در گرینلند، یک درس کلاسیک در مدرسه سیاست واقعی است که ما باید همواره آن را مد نظر داشته باشیم.