- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
نشانهای از گسست در نظم لیبرال تحت فشار هژمونی آمریکا
در هفتههای اخیر، تنش لفظی قابل توجهی میان رهبران کانادا و ایالات متحده، که بهطور سنتی متحدانی نزدیک محسوب میشوند، درگرفته است. این مناقشه که با اظهارات تحریکآمیز رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، مبنی بر اینکه «کانادا به خاطر ایالات متحده زنده است» آغاز شد، با پاسخی صریح و بیسابقه از سوی نخستوزیر کانادا، مارک کارنی، مواجه شد که هسته اصلی بیانیهای گستردهتر درباره حاکمیت، ارزشها و آینده نظم بینالملل بود. این تبادل نظر فراتر از یک مجادله دیپلماتیک گذرا است و نشانهای عمیق از گسستی در روابط سنتی و بنیانهای نظم لیبرال تحت رهبری آمریکا به شمار میرود.
کارنی، ابتدا در مجمع جهانی اقتصاد داووس و سپس با وضوح بیشتر در سخنرانیهای داخلی خود، بدون نام بردن مستقیم از ترامپ، به محکومیت «اعمال زور قدرتهای بزرگ بر کشورهای کوچکتر» پرداخت. او با تاکید بر اینکه «کانادا به خاطر کانادایی بودنش رونق میگیرد» و «ما در خانه خود ارباب هستیم»، پیامی روشن در ردّ منطق وابستگی و حقارت ارسال کرد. این موضعگیری تنها واکنشی به یک توهین شخصی نبود، بلکه بیانیهای ایدئولوژیک در تقابل با نگاه اقتدارگرایانه و تحقیرآمیز به حاکمیت ملی بود.
پاسخ ترامپ، که شامل لغو دعوت کانادا از یک شورای صلح و تمسخر مداوم حاکمیت کانادا (با پیشنهاد الحاق به ایالات متحده و تغییر نقشهها) بود، تنها بر شکاف ایجادشده افزود. این اقدامات تصویر یک متحد خیرخواه را مخدوش کرده و نشان داد که هژمونی آمریکا تحت این رهبری، میتواند شکلهایی خصمانه و یکجانبه به خود بگیرد.
اما ژرفای تحلیل کارنی فراتر از دفاع از منافع ملی کانادا میرود. او در سخنانی قابل تامل، به دروغ بودن داستان «نظم مبتنی بر قوانین» در دورهای طولانی اعتراف کرد. به گفته او قوانین بینالمللی «گزینشی» اجرا میشود و جامعه جهانی، از جمله کانادا، برای بهرهمندی از منافع حاصل از سلطه آمریکا، چشم بر روی شکاف میان شعارها و واقعیت میبست. این یک «اعتراف کانادایی» صریح به ریاکاری ذاتی در نظمی است که خود یکی از معمارانش بود.
نقطه عطف اظهارات کارنی اعلام این گزاره است: «امروز دیگر این معامله به صرفه نیست.» وقتی ادغام در نظام جهانی به ابزاری برای تحتسلطهگرفتن تبدیل شود، ادامه مشارکت بر اساس فرض نفع مشترک غیرممکن میگردد. از دید او، جهان نه در حال یک گذار آرام بلکه در میانه یک گسست قرار دارد.
در نتیجه، کارنی با ارائه آلترناتیو کانادایی، خود را به عنوان مدافع نظمی متفاوت معرفی میکند: آیندهای که «لزوماً استبدادی نخواهد بود» و میتواند به سمت پیشرفت و عدالت متمایل شود، نه اقتدارگرایی و طرد. این موضع، کانادا را در تقابل مستقیم با روندهای حمایتشده از سوی ترامپ و دیگر قدرتهای اقتدارگرا قرار میدهد.
مناقشه اخیر تنها یک اختلاف نظر دیپلماتیک نیست، بلکه نشانگر بحرانی عمیقتر است. سخنان کارنی بازتاب پایان تحمل یک متحد نزدیک در برابر رویکردی زورگو و یکجانبه از سوی هژمون سنتی است. این اعتراف به شکست پروژه لیبرال در عملکرد عادلانه خود و اعلام گسست از معاملهای ناعادلانه، پیامی هشداردهنده برای نظم بینالملل است. این رویداد ثابت میکند که حتی در قلب غرب، وفاداری به ارزشهای دموکراتیک و حاکمیت ملی میتواند بر پیوندهای اتحاد دیرینه در مواجهه با یک هژمونی خودکامه اولویت یابد. آینده این گسست تعیینکننده شکل نظم جهانی در دهه پیش رو خواهد بود.