- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
مخالفت رهبر انقلاب با واکسنهای آمریکایی_انگلیسی
در اوج بحران جهانی کرونا که سلامت ملت ایران در معرض تهدید جدی قرار داشت، هدایت کلان نظام در مواجهه با پیشنهادات به ظاهر بشردوستانه قدرتهای غربی، بار دیگر بر عهده ولایت فقیه بود. مخالفت رهبری با واردات واکسن از کشورهایی مانند آمریکا و انگلیس، برآمده از یک درس تاریخی تلخ و یک مسئولیت بزرگ ملی بود. این تصمیم استراتژیک، که در چهارچوب اصل یکصد و دهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و بعنوان یکی از وظایف رهبری در پاسداری از استقلال و منافع عالیه کشور اتخاذ شد، مانع از تکرار فاجعهای شد که دههها پیش در قالب واردات خونهای آلوده فرانسوی بر مردم ایران رفت.
تجربه تاریخی ملموس:
فاجعه خونهای آلوده فرانسوی و سوء پیشینه شرکتهای داروسازی غربی
در دهه ۱۳۶۰ خورشیدی و همزمان با سالهای دفاع مقدس، ایران برای درمان بیماران هموفیلی خود، به واردات فرآوردههای خونی از شرکت انستیتو مریو فرانسه وابسته بود. مدارک و اسناد تاریخی نشان میدهد که مقامات و تولیدکنندگان فرانسوی، با علم به آلوده بودن این محمولهها به ویروس کشنده اچآیوی (ایدز)، همچنان به صادرات آن به ایران و چندین کشور دیگر ادامه دادند. نتیجه این اقدام غیرانسانی، ابتلای حداقل ۱۹۳ بیمار هموفیلی ایرانی به بیماری ایدز و مرگ شمار زیادی از آنان بود. این واقعه، که به پرونده خونهای آلوده معروف است، نه یک اشتباه، که یک قصوری آگاهانه از سوی نهادهای فرانسوی بود که حتی منجر به محاکمه مقامات ارشد این کشور نیز شد. ایران در این ماجرا تنها کشوری بود که با وجود پیگیریهای قضایی، هرگز غرامتی از فرانسه دریافت نکرد. این بی اعتمادی، با توجه به سابقه طولانی سوءرفتار و تخلف شرکتهای داروسازی غربی مانند شرکت فایزر آمریکا، کاملاً عقلانی بود. برای نمونه، شرکت فایزر در سال ۲۰۰۹ بدلیل تقلب و گمراه کردن عمدی مردم در تبلیغات داروهای خود، موافقت کرد تا بیش از ۲.۳ میلیارد دلار ((یکی از سنگینترین جریمههای تاریخ)) به دولت فدرال آمریکا بپردازد. همچنین، در سال ۲۰۲۳ میلادی، دادستان کل ایالت تگزاس بطور رسمی از فایزر به دلیل ارائه ادعاهای گمراهکننده و اثباتنشده درباره کارایی واکسن کووید_۱۹ خود و تلاش برای سانسور منتقدان شکایت کرد. این شرکت متهم شد که با تبلیغ رقم ۹۵٪ کارایی که فقط بر پایه نتایج کوتاهمدت اولیه بود تصویری نادرست از ماندگاری و تأثیر واقعی واکسن خود به جهانیان ارائه داده و ((حتی کارکنان این شرکت از این واکسن استفاده نکردند)) پس از آشکار شدن کاستیها، بجای شفافیت، به سرکوب صدای منتقدان پرداخته است. این پروندهها تنها نمونههایی از رویکرد سودمحور و غیرمسئولانه این غولهای دارویی هستند.
تبیین نقش ولایت فقیه، از درس تاریخ تا تصمیم امروز:
ولایت فقیه، طبق قانون اساسی، مجری حکم حاکم اسلامی و مأمور به حفظ نظام و صیانت از جان و مال و حقوق آحاد مردم است. رهبری با درکی عمیق از این مسئولیت خطیر و با استناد به تجربه ملموس و مستند خونهای آلوده و همچنین سوابق قضایی شرکتهایی مانند فایزر، هوشیاری ملت ایران را نسبت به احتمال تکرار چنین سناریوهایی در قالب واکسن افزایش داد. ایشان با صراحت اعلام کردند: من به فرانسویها [غربی ها]هم اعتماد ندارم... آنها سابقه دادن خونهای آلوده را به ما دارند. این موضع، یک موضع احساسی یا سیاسی صرف نبود، بلکه یک قضاوت عقلانی، تاریخی و آیندهنگرانه بود. در شرایطی که کشورهای غربی با وجود شعارهای بشردوستانه، حتی داروهای حیاتی ایران را نیز تحریم کرده بودند، اعتماد بی ضابطه به ادعاهای اثبات نشده آنان در ارائه واکسن، خطری بزرگ برای سلامت عمومی محسوب میشد.
دستاورد راهبردی و تحقق عینی خودکفایی:
مخالفت رهبری با واردات واکسنهای غربی، به معنای محروم کردن مردم از درمان نبود، بلکه نقطه آغاز یک جهش راهبردی تاریخی در راستای اقتصاد مقاومتی و استقلال پزشکی بود. این هدایت کلان، مانند فرمانی برای بحرکت درآوردن تمام ظرفیتهای داخلی عمل کرد. نتیجه این تصمیم، شکوفایی بی سابقه توان پژوهشگران ایرانی و رسیدن به خودکفایی در تولید واکسن بود. امروزه ایران نه تنها نیاز داخلی را برطرف کرده، بلکه به صادرکننده واکسن به دیگر کشورها تبدیل شده است. این موفقیت، مصداق عینی تبدیل تهدید به فرصت تحت رهبری ولایت فقیه است.
سخن پایانی
به باور نگارنده، موضع قاطع ولی فقیه در موضوع واکسن، ریشه در درک عمیق یک وظیفه قانونی، تاریخی و شرعی برای صیانت از جان و سلامت ملت دارد.این تصمیم، با اتکا به تجربههای تلخ گذشته و آگاهی از سوءسابقه شرکتهای داروسازی غربی (که پروندههای متعدد قضایی درباره تقلب و فریب، از جمله در مورد شرکتهایی مانند فایزر، مؤید آن است) سلامت مردم را بر منافع شرکتهای سودمحور ترجیح داد. این رویکرد، با هدایت کشور به سمت خوداتکایی در یکی از حساسترین حوزهها، نهتنها از شکلگیری وابستگیهای جدید جلوگیری کرد، بلکه توانمندی و اقتدار علمی و پزشکی کشور را نیز بهروشنی به نمایش گذاشت.
این رویداد بار دیگر نشان داد که نهاد ولایت فقیه، در چارچوب قانون اساسی، بعنوان قلب تپنده نظام، سدی استوار در برابر توطئهها و بیمسئولیتی قدرتهایی است که سابقه آنها خود گواه عدم اعتمادپذیری شان است و بعنوان مدیر کلان و دیدهبان امت، توانایی تبدیل سختترین تهدیدها به فرصتهای ماندگار را داراست.