- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
چرا چشمانداز مذاکره با آمریکا روشن نیست؟
به تازگی و در بحبوحه اوج گیری تهدیدات دولت آمریکا علیه ایران با محوریت انجام یک ماجراجویی نظامی، شاهد مطرح شدن گزاره مذاکرات دو طرف بودهایم. مذاکراتی که ابتدا بنا بود در ترکیه برگزار شود و سپس به درخواست ایران بناست در عمان برگزار شود. البته که در مورد برگزاری این مذاکرات نیز شاهد نوسانات مختلف بودیم و در میانه راه عدهای به این مساله اشاره داشتند که هیچ بعید نیست اصلِ برگزاری مذاکرات لغو شود.
با این همه، دیدگاههای مختلفی در مورد مذاکرات مذکور مطرح میشود و ناظران و تحلیلگران سعی دارند چشماندازهای احتمالی مرتبط با نتیجه این مذاکرات را ترسیم کنند. در این میان، اینطور به نظر میرسد که به نتیجه رسیدن مذاکرات ایران و آمریکا حداقل با ۳ مانع بزرگ رو به رو است. موانعی که ریشه در جنس نگاه و نگرش دولت آمریکا به مذاکره دارند.
اول اینکه دولت آمریکا از طریق مذاکره به دنبال حل مشکلات نیست بلکه برعکس مذاکره را به حوزهای جهت تشدید تنشها تبدیل میکند. در این رابطه، همگان به عینه شاهدند که دولت آمریکا درفضای مذاکره به دنبال دیکته کردن مسائل مطلوب خودش است و هیچ احترامی را برای طرف مقابل که ایران باشد قائل نیست. در این فضا، اینکه ایران به خواستههای واشینگتن تن بدهد، نه عقلانی و نه منطقی است. مذاکرهای به نتیجه میرسد که از موضع برابر و توام با احترام باشد.
نکته دوم اینکه آمریکاییها سعی دارند تا دامنه مذاکرات با ایران را نامحدود معرفی کنند. در واقع آنها میخواهند در مورد طیف متنوعی از موضوعات و مسائل نظیر توان موشکی و یا قدرت منطقهای ایران و دیگر مسائل به غیر از هستهای هم بحث کنند. این در حالی است که ایران به صراحت اعلام کرده که در مورد قدرت نظامی خود که افزایش ظرفیتهایش در این عرصه کاملا مشروع و قانونی است و البته موقعیت منطقهایاش به هیچ وجه مذاکره نمیکند و تنها مذاکرات با آمریکا محدود به موضوع هستهای خواهد بود. در این چهارچوب، زیادهخواهیهای واشینگتن در قالب هرگونه مذاکرهای با تهران، مخل دستیابی به یک توافق منطقی میشود. توافقی که در قالب آن منافع ملی ایران نیز به خوبی دیده شده باشد؛ و در نهایت نکته سوم اینکه این آمریکا نیست که جلوی ایران مذاکره میکند بلکه خودِ آمریکا هم تا هم زیادی تحت تاثیر تحریکات و منافع رژیم اشغالگر قدس و البته اروپاییها است. به بیان ساده تر، ما به عینه شاهدیم که آمریکا تحت تاثیر آنچه لابیهای صهیونیستی و حامیان آن میگویند وارد فضای مذاکره با ایران میشود و در این زمینه به شیوههای پیدا و پنهان شاهد کارشکنیهای رژیم اشغالگر قدس هستیم. در یکچنین فضایی نیز دستیابی یه یک توافق جامع و منطقی، دور از انتظار است. مذاکره منطقی هیچگاه در وضعیتی رخ نمیدهد که دشمن ناوهایش را به نزدیکی آبهای ایران آورده و فشار نظامی به کشورمان وارد میکند. از این رو، در وضعیت کنونی تنها و تنها همسویی و همافزایی قدرت نظامی و سیاسی است که میتواند برای ایران دستاوردساز باشد.