- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
رصدداخلی
بازداشت آذر منصوری، اصغرزاده و امینزاده
فارس نوشت: آذر منصوری، ابراهیم اصغرزاده و محسن امینزاده توسط نهادهای امنیتی و قضایی دستگیر شدند. اتهامات این افراد شامل هدفگیری انسجام ملی، موضعگیری علیه قانون اساسی، هماهنگی با تبلیغات دشمن، ترویج تسلیمطلبی، انحراف گروههای سیاسی و ایجاد سازوکارهای مخفی براندازانه عنوان شده است. یک مقام آگاه تاکید کرد با وجود تحمل مواضع انتقادی پیشین، بهدلیل تداوم فعالیتهای ضدامنیتی این حلقه، برابر قانون با آنان برخورد شده است.
صحبتهای جدید «وندی شرمن» درباره عراقچی، مذاکرات و جنگ
وندی شرمن، معاون سیاسی وزارت خارجه پیشین آمریکا: عراقچی مذاکرهکنندهای بسیار سرسخت، توانمند و آشنا به تمام جزئیات پرونده هستهای است. او نزد رهبر ایران اعتبار دارد و حریف بسیار جدیای است. بابراین مذاکرات بسیار دشوار خواهد بود. آمریکا همزمان فشار میآورد و گزینه نظامی را حفظ کرده؛ تصمیم نهایی با ترامپ است که چه میخواهد. اختلاف اصلی بر سر حق غنیسازی، نظارتهای سخت و برنامه موشکی ایران است. هر توافقی ممکن است با فشار اسرائیل و کنگره آمریکا روبهرو شود و پذیرش آن قطعی نیست. مذاکرات زمانبر است و معلوم نیست ترامپ حاضر باشد این زمان را صرف کند. در صورت جنگ یا بیثباتی در ایران، احتمال قدرتگیری بیشتر سپاه و سختتر شدن شرایط وجود دارد.
مذاکرات و اتمام حجت در برابر مردم ایران
علی مطهری، نماینده ادوار مجلس در روزنامه جامجم نوشت: جمهوری اسلامی ایران در راستای تأمین منافع اساسی ملت و نیز ابطال عملیات رسانهای طرف مقابل برای مذاکرهناپذیر نشان دادن ایران در میان افکار عمومی جهان به درستی دوباره وارد تعامل و گفتوگو با طرف آمریکایی شده؛ چه اینکه ایران اساساً هرگز با اصل مذاکره بر مبنای اصول انسانی و اسلامی مخالفت نداشته است. با این حال، در سطح راهبردی، اعتماد زیادی به آمریکا وجود ندارد و مذاکره بیشتر برای اتمام حجت در برابر مردم ایران و افکار عمومی جهانی دنبال میشود. این مذاکرات ممکن است به نتیجه برسد یا نرسد. در صورت دستیابی به نتیجه، احتمال کاهش بخشی از تحریمها وجود دارد و حتی اگر به نتیجه نینجامد؛ در صورت تشدید تنش یا بروز درگیری، میتواند به تقویت انسجام و وحدت ملی منجر شود؛ چراکه افکار عمومی مشاهده میکند ایران مسیر گفتوگو را برگزیده و برای حل مسائل از راه مذاکره آمادگی داشته است. آمریکا برای وادار کردن ایران به تسلیم، مسیرهای مختلفی را طی کرده است: ابتدا فشار و تهدید لفظی، سپس تحریمهای شدید اقتصادی، بعد تهدید نظامی و جابهجایی نیروها در منطقه و در نهایت تجربه درگیری نظامی. با این حال، هنگامی که مشاهده کرد ملت ایران تسلیم نمیشود و جنگ نیز راهحل آسانی نیست، ناگزیر به بازگشت به میز مذاکره شد.
تغییر منطق دشمن از تسلیم مطلق به تعامل موردی
خبرگزاری آنا نوشت: نگاهی به نقشه تحولات سیاسی پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و خروش مردم ایران در تاریخ ۲۲ دی ماه نشان میدهد که موتور محرک سیاست خارجی آمریکا دچار نقص فنی بنیادین شده است. با بررسی آنچه در مسقط رخ داد میبینیم تیم مذاکرهکننده ایالات متحده، با یک تضاد درونی وارد عمان شد. آنها از یک سو ماموریت دارند پرستیژ ابرقدرتی را حفظ کنند و از سوی دیگر باید به هر قیمتی از وقوع یک جنگ استراتژیک جلوگیری نمایند. نقطه عطف این تحول، عقبنشینی آشکار از پکیج تحمیلی گذشته است. تا پیش از تابستان ۱۴۰۴، هرگونه گفتوگو مشروط به انحلال کامل برنامه موشکی و خروج منطقهای ایران بود. اما اصابت دقیق موشکهای خیبر و فتاح به اهداف استراتژیک، دکترین «همه یا هیچ» را در نطفه خفه کرد. کاخ سفید اکنون با واقعگرایی تلخی روبروست؛ آنها پذیرفتهاند که توان موشکی ایران غیرقابل مذاکره است و نفوذ منطقهای تهران بخشی از نظم نوین خاورمیانه محسوب میشود. رضایت دادن به تفکیک پروندهها و تمرکز صرف بر موضوع هستهای، بزرگترین پیروزی راهبردی ایران در یک دهه اخیر است. این یعنی تهران توانسته است منطق دشمن را از «تسلیم مطلق» به «تعامل موردی» تغییر دهد.
شاه بیتاج در سرزمین رباتها؛ فاصله یک پروژه رسانهای با واقعیت ایران
خبرگزاری مهر نوشت: رضا پهلوی سالهاست که تلاش میکند خود را بهعنوان «آلترناتیو» سیاسی برای ایران معرفی کند؛ تلاشی که بیش از آنکه بر برنامه، سازمان و ارتباط واقعی با بدنه جامعه استوار باشد، بر جنجال رسانهای و بازنمایی اغراقآمیز در فضای مجازی تکیه دارد. گزارش روزنامه فرانسوی که او را «شاه رباتها» نامیده، دقیقاً به همین نقطه ضعف اشاره میکند: اتکای بیش از حد به حمایتهای مصنوعی بهجای سرمایه اجتماعی واقعی. نکته قابلتأمل اینجاست که حتی در میان ایرانیان خارج از کشور نیز، اجماع معناداری حول رضا پهلوی شکل نگرفته است. اتکای یک جریان سیاسی به حمایت سایبری رژیمی مانند اسرائیل، خود نشانهای روشن از بحران مشروعیت است. جریانی که مدعی «نجات ایران» است! تجربه سالهای اخیر نشان داده که جنبشهای واقعی، حتی اگر در ابتدا کمصدا باشند، ریشه در جامعه دارند و از دل مطالبات ملموس مردم بیرون میآیند. در مقابل، پروژههایی که بر موجسازی رسانهای و عملیات سایبری بنا شدهاند، عمری کوتاه دارند و با تغییر فضای خبری یا افشای پشتپردهها، بهسرعت رنگ میبازند.
کپیکاری یک اصلاحطلب از سلطنتطلبان و مجاهدین خلق
روزنامه فرهیختگان نوشت: علی شکوریراد اخیراً سخنانی را بهعنوان تحلیل خود از وقایع دیماه ایران ارائه داده که در واقع یک کپی از مواضع رسانههای فارسیزبان غربی است؛ اما چنان نازل بیان شده که مشابه آن را میتوان نهتنها در کامنتهای انبوه تیمهای سایبری در کف توییتر و اینستاگرام دید، بلکه همه آنچه را که شکوریراد گفته، میتوان در جمله معروف و تبدیل به طنز شده «کار خودشونه» خلاصه کرد. او همه اغتشاشات رخداده در دهها شهر ایران را پروژه نهادهای امنیتی ایران میداند و تصریح میکند که باور ندارد این وقایع کار هستههای تروریستی موساد و نیروهای عملیاتی رضا پهلوی باشد.
پی نوشت: شکوریراد فکر کرده است با این فاصلهگذاری - مشمئزکننده از شدت بیمنطقی - با نظام، براندازان روی او و برخی همفکرانش در داخل جریان اصلاحطلب حسابی متفاوت باز میکنند و آنها هم در ذهن خود بین نظام و اصلاحطلبان تندرو فاصلهگذاری میکنند. درحالیکه جریان براندازی که با خشونت عجیب و داعشیوار خود ۱۸ دی به خیابانهای ایران ریخت، هیچ نسبتی میان خود با هیچیک از جریانهای داخلی ایران نمیبیند و به دنبال براندازی کامل است. ذا به نظر میرسد حداقل در این فقره، شکوریراد بازی دو سر باختی را انجام داد و از همهجا رانده و مانده خواهد شد.