- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
رصدداخلی
چرا توان موشکی ایران قابل مذاکره نیست؟
خبرگزاری دانشجو نوشت: مسئله توان دفاعی و موشکی جمهوری اسلامی ایران طی سالهای اخیر به یکی از محورهای ثابت فشار سیاسی و رسانهای غرب تبدیل شده است. از نگاه قدرتهای غربی، برنامه موشکی ایران نه یک ابزار بازدارنده مشروع، بلکه «تهدیدی برای امنیت منطقهای و جهانی» معرفی میشود؛ روایتی که بیش از آنکه ریشه در واقعیتهای میدانی داشته باشد، بازتابدهنده ملاحظات راهبردی و منافع ژئوپلیتیکی آنان است. نباید فراموش کرد که اصلیترین عامل درخواست آتش بس از سوی رژیم صهیونیستی در جریان جنگ ۱۲ روزه، میزان آسیب پذیری توان پدافندی اسرائیل نسبت به موشکهای بالستیک ایران بود. لیبی روشنترین نمونهای است که معمولاً در ادبیات راهبردی به آن اشاره میشود. معمر قذافی در سال ۲۰۰۳ با هدف عادیسازی روابط با غرب، برنامههای موشکی، هستهای و تسلیحات غیرمتعارف خود را بهطور کامل تعطیل کرد. لیبی موشکهای اسکاد خود را تحویل داد، زیرساختهای موشکی را برچید و حتی اطلاعات فنی را در اختیار آمریکا و انگلیس قرار داد. غرب در آن مقطع این اقدام را «الگوی موفق خلع سلاح» نامید. اما تنها ۸ سال بعد، در سال ۲۰۱۱، همین کشور هدف حمله مستقیم ناتو قرار گرفت. پس از جنگ خلیج فارس (۱۹۹۱)، عراق تحت نظارت سازمان ملل مجبور شد موشکهای بالستیک اسکاد، زیرساختهای تولید و آزمایش موشکی و بخش مهمی از توان دفاعی خود را منهدم کند. بازرسان بینالمللی سالها در عراق حضور داشتند و بخش بزرگی از توان موشکی این کشور عملاً از بین رفت. با این حال، در سال ۲۰۰۳، آمریکا و متحدانش با ادعای وجود «سلاحهای کشتارجمعی» به عراق حمله کردند. این تجربه نشان داد که خلع سلاح موشکی نهتنها مانع جنگ نشد، بلکه مسیر تهاجم را هموارتر کرد؛ زیرا کشوری که توان بازدارندگی خود را از دست داده بود، امکان پاسخگویی مؤثر نداشت.
مذاکره زیر سایه بازدارندگی
روزنامه وطنامروز نوشت: تحولات اخیر روابط ایران و ایالات متحده بار دیگر نشان میدهد الگوی مسلط تعامل میان ۲ کشور نه «تقابل صرف» است و نه «مذاکره اعتمادمحور»، بلکه شکلی از مذاکره زیر سایه بازدارندگی متقابل است. از یک سو، ایالات متحده با افزایش حضور نظامی و قدرتنمایی در خلیجفارس و دریای عرب تلاش میکند پیام آمادگی برای مهار و اعمال فشار را منتقل کند و از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران با رونمایی از موشک «خرمشهر ۴» و تأکید بر توانمندیهای دفاعی و بازدارنده خود، نشان میدهد هرگونه فشار یا تهدید نظامی با هزینههای جدی مواجه خواهد شد. از منظر روابط بینالملل، همزمانی مذاکره و قدرتنمایی نه یک تناقض، بلکه بازتاب منطق مسلط سیاست بینالملل در شرایط بیاعتمادی ساختاری است؛ منطقی که در آن بازیگران تلاش میکنند در حالی که به دنبال کسب امتیاز از طریق گفتوگو هستند، موازنه قدرت را نیز به نفع خود تثبیت کنند.
نکاتی مهم درباره بازداشت عناصر تندروی اصلاحات
خبر بازداشت تعدادی ازعنصر تندوری جریان اصلاحات یعنی آذر منصوری (رئیس جبهه اصلاحات)، جواد امام (سخنگوی جبهه اصلاحات) محسن امین زاده و ابراهیم اصغرزاده، حسین کروبی فرزند مهدی کروبی، علی شکوری راد (عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت) اعلام شد. ابتداً این حلقه سیاسی در امتداد پروژه شبه کودتای آمریکا و رژیم صهیونیستی (مقدمه حمله نظامی) در ۱۸ تا ۲۰ دی به عنوان بخشی از نیروی سیاسی معارض وارد میدان شدند. همانند نقشی که پس از جنگ ۱۲ روزه و شکل گیری اتحاد بیسابقه مردم ایفا و بیانیه خائنانه معروف را صادر کردند. در همان مقطع نیز نامهپراکنیهایی با محتوای عجیب هم خطاب به رئیس جمهور داشتند و در شرایطی که دشمن دقیقاً انسجام ملی را نقطه آماج قرار داده بود و این حلقه در وضعیتی شروع به موضع گیری علیه قانون اساسی، امنیت ملی و ساختارهای جمهوری اسلامی کرد که آمریکا با آرایش جنگی به سمت ایران ناوگروه اعزام کرد و مطالبه تسلیم ملت ایران را داشت و داردو در حالی که «کشتار مردم» اسم رمز عملیات دشمن برای حمله به ایران بود و به صورت عریان بارها مداخله مستقیم خود را اعلام کردند، این حلقه متهم سازی نظام به سرکوب معترضین و کشتار را در دستور کار خود قرار داد. / سایت جهاننیوز
اگرتخصصی ندارید پس نظر هم ندهید
جعفر قائمپناه معاون اجرایی رئیسجمهور میگوید مردم در نظرسنجیها از دستگاههای اجرایی اظهار نارضایتی کردهاند. سپس به جای تحلیل درست این نارضایتی که عموماً از بروکراسیهای ویرانگر، رانت و فامیلبازی است، از نظام میخواهد که «در امور مذهبی مردم کمتر دخالت کنیم، باورهای آنان را مورد تمسخر قرار ندهیم و به آنها ارزش بگذاریم. سبک زندگی افراد جامعه را به رسمیت بشناسیم و تلاش کنیم که با دخالتهای بیمورد، عرصه را بر جوانان، زنان و مردان کشور تنگ نکنیم». گویا مردم وقتی به ادارات دولتی مراجعه میکنند و ناراضی هستند، به خاطر باورهای مذهبیشان است! او همچنین روایت شبهکودتای اخیر را به نارضایتی مردم از نظام تقلیل داده- یکجا همهی مردم، یک جا اقلیت، که هر دو غلط است و جای بحث دارد- و گفته است «اگر مردم احساس کنند در درون نظام نمیتوانند حق خود را احقاق کنند، ناامیدی سیاسی و بیپناهی ایجاد میشود و، چون مردم احساس بیپناهی کنند، برای رفع مشکلات خود بهدنبال کمک از عوامل خارجی میروند»! این سخنان تحریف اقدام ملی و بزرگ مردم در شکست کودتا و بیشتر نوعی سخنپراکنی است که مناسب شبکههای معاند است. / روزنامه جوان
راز سفر پر شتاب نتانیاهو به واشنگتن
نقطه تمرکز اصلی آمریکا ورژیم صهیونیستی، معطوف به شکافهای داخلی در جمهوری اسلامی ایران است. این اقدامات، تنها به فرسایش بیشتر سرمایه اجتماعی و تشدید فشار بینالمللی میانجامد و همچنین فشار اقتصادی ناشی از تحریمها این شکافها را عمیقتر میکند. در این چارچوب، سفر نتانیاهو به واشنگتن را میتوان بیش از آن که مشورتی برای تغییر مسیر کاخ سفید دانست، حرکتی نمادین و پیامی به گروههای داخلی و خارجی تفسیر کردو احتمال حمله محدود نظامی از جمله ترور سران و مذاکرات بخشی از اتمسفر فعالسازی گسلهای داخلی است. این سفر هدفی دوگانه را دنبال میکند: نخست، نمایش اتحاد و عزم راسخ برای مقابله با ایران در زمانی که هر دو متحد با چالشهای داخلی مواجهند؛ و دوم، ارسال سیگنال به نیروهای اپوزیسیون خارجنشین و گروههای تجزیه طلب داخل ایران مبنی بر تداوم و احتمال تشدید فشارهای خارجی. / روزنامه خراسان
درخواست اصلاحات برای برجام سازی مذاکرات!
جلال ساداتیان، دیپلمات پیشین در روزنامه اعتماد نوشت: تقویت هیات مذاکرهکننده ایرانی ضروری است. ️ پیشنهاد مشخص بنده این است که در کنار آقای عراقچی به عنوان وزیر امور خارجه و رییس تیم مذاکرهکننده ایرانی که در جایگاه رسمی خود قرار دارد، نمایندهای در سطح عالی و با اختیار مستقیم از سوی رییسجمهور کشورمان، از جمله فردی مانند دکتر محمدجواد ظریف، تعیین شود تا دو هیات مذاکرهکننده ایران و آمریکا با حضور نمایندگان تامالاختیار طرفین، بتوانند گفتوگوها را با انسجام و قدرت تصمیمگیری بالاتری تداوم بخشند.