۱۳:۱۴
۱۴۰۴/۱۱/۲۱
رمزگشایی؛

گذار از بازدارندگی منفعل به بازدارندگی تهاجمی

گذار از بازدارندگی منفعل به بازدارندگی تهاجمی
ما دیگر فقط از خودمان دفاع نمی‌کنیم؛ ما یک محور قدرت هستیم که با هر تهدیدی، همه ظرفیت منطقه‌ایی خود را فعال می‌کند. پشتیبانی از ایران، یعنی پشتیبانی از یک قدرت تهاجمی‌ـ‌بازدارنده.
نویسنده :
سعید سپاهی کارشناس مسائل بین الملل
کد خبر:
۳۶۶۶

بیانات محمدجواد لاریجانی درباره ماهیت پاسخ ایران به هرگونه تجاوز احتمالی، نه یک واکنش هیجانی لحظه‌ای، بلکه اعلام رسمی یک تحول بنیادین در دکترین دفاعی جمهوری اسلامی است. این تحول، از چارچوب کلاسیک «دفاع متقابل» به سمت بازدارندگی تهاجمی پیشگیرانه حرکت کرده و نشان‌دهنده درک عمیق نظام از ماهیت جنگ ترکیبی دشمن است.

برای رمزگشایی از این پیام راهبردی، باید آن را در سه لایه تحلیل کرد:

 لایه اول: شکست منطق «العین بالعین» و دام فرسایش

چرا پاسخ متقابل محدود، یک تله راهبردی است؟

منطق «چشم در برابر چشم» که در گذشته الگوی غالب پاسخ‌دهی بسیاری از کشور‌ها بوده، یک دام فرسایشی طراحی‌شده توسط دشمن است. این منطق بر پایه یک فرض غلط استوار است: اینکه تناسب در پاسخ، مانع از تشدید درگیری می‌شود.

اما واقعیت تلخ‌تر است:

پاسخ متقابل = دعوت به حمله بعدی: وقتی ایران به یک حمله محدود، فقط با یک پاسخ محدود پاسخ دهد، دشمن این پیام را دریافت می‌کند که «می‌توانم با هزینه‌ای قابل پیش‌بینی و محدود، حاکمیت ایران را نقض کنم». این، درست مانند باز کردن حساب اعتباری برای دشمن است.

چرخه فرسایش بی‌پایان: هر بار که این چرخه تکرار شود (حمله محدود= پاسخ محدود)، دشمن یک پله بالاتر می‌رود. امروز یک پایگاه دورافتاده، فردا یک کشتی، پس‌فردا یک تأسیسات حیاتی. این همان لبنانی‌سازی تدریجی امنیت ملی است که ایران در دهه ۶۰ شاهد آن بود و قرار نیست تکرار شود.

از دست دادن ابتکار عمل: در این بازی، طرفی برنده است که قواعد را تعیین می‌کند، نه کسی که فقط واکنش نشان می‌دهد. پاسخ متقابل، ایران را در جایگاه یک بازیگر منفعل قرار می‌دهد که همیشه منتظر حرکت بعدی دشمن است.

بنابراین، بیانیه لاریجانی در واقع اعلام این است که: دوران واکنش‌محوری تمام شده است؛ دوران تعیین قواعد بازی آغاز شده.

 لایه دوم: ماهیت تهاجمی و ضربه به ریشه، نه شاخه

«ضربه به ریشه‌ها و کانون‌های حضور»؛ یعنی چه؟

این جمله کلیدی لاریجانی، یک تغییر پارادایم در هدف‌گیری راهبردی ایران را نشان می‌دهد:

پاسخ قدیم (متقابل):

اگر دشمن پایگاه ما را زد = ما پایگاه او را می‌زنیم

اگر کشتی ما را زد = ما کشتی او را می‌زنیم

نتیجه: بازی همیشه در زمین دشمن و با قواعد او ادامه دارد.

پاسخ جدید (تهاجمی-ریشه‌ای):

اگر دشمن در هر نقطه به ما حمله کند = ما زیرساخت‌های قدرت او در منطقه را هدف قرار می‌دهیم.

نتیجه: دشمن دیگر نمی‌تواند محاسبه کند که «کجا را زدم، کجا را می‌زنند». او می‌داند که همه چیزش در منطقه در معرض خطر است.

این یعنی:

پایگاه‌های آمریکا در عراق، سوریه، اردن، کویت، بحرین، قطر، امارات

ناوگان‌های دریایی در خلیج‌فارس و دریای سرخ

زیرساخت‌های اطلاعاتی و لجستیکی

تأسیسات انرژی متحدان منطقه‌ایی دشمن

همه و همه دیگر در محدوده یک پاسخ واحد ایران قرار دارند، نه به صورت پراکنده و متناسب با حمله، بلکه به صورت یکجا و فلج‌کننده.

این، زبان قدرت است؛ زبانی که دشمن می‌فهمد.

 لایه سوم: فلسفه بازدارندگی از طریق تنبیه گسترده

چرا این استراتژی، بازدارنده‌تر از پاسخ متقابل است؟

اصل بازدارندگی بر این اساس است که هزینه تجاوز باید بسیار بیشتر از منفعت احتمالی آن باشد. پاسخ متقابل این معادله را برقرار نمی‌کند، اما پاسخ تهاجمی-گسترده، معادله را به نفع ایران تغییر می‌دهد:

محاسبه دشمن با پاسخ متقابل:

حمله به یک پایگاه ایرانی = از دست دادن یک پایگاه آمریکایی

سود احتمالی: اثبات قدرت، فشار روانی، آزمایش بازدارندگی ایران

هزینه قابل پیش‌بینی: یک پایگاه جایگزین می‌شود

نتیجه: معامله سودآور است = حمله انجام می‌شود

محاسبه دشمن با پاسخ تهاجمی:

حمله به یک پایگاه ایرانی = از دست دادن تمام یا بخش عمده زیرساخت‌های منطقه‌ایی

سود احتمالی: همان (اثبات قدرت)

هزینه غیرقابل پیش‌بینی: فروپاشی موقعیت راهبردی در منطقه، تلفات سنگین نیرویی، بحران داخلی

نتیجه: معامله فاجعه‌بار است = حمله متوقف می‌شود

این، همان بازدارندگی از طریق «تنبیه گسترده» است که ایران در دهه اخیر، گام به گام آن را بنا کرده است.

 نتیجه‌گیری:

بیانیه لاریجانی، یک سند راهبردی است که سه پیام محوری دارد:

۱. به دشمن:

«اگر فکر می‌کنی می‌توانی با یک حمله محدود، بازدارندگی ما را آزمایش کنی و فقط یک پاسخ محدود بگیری، کاملاً در اشتباهی. پاسخ ما، تمام موجودیت تو در منطقه را هدف قرار خواهد داد. محاسبه کن.»

۲. به افکار عمومی داخلی:

«نگران نباشید. ما دیگر در بازی دشمن شرکت نمی‌کنیم. ما قواعد را تغییر داده‌ایم و این بار، هزینه تجاوز برای دشمن غیرقابل تحمل خواهد بود.»

۳. به متحدان منطقه‌ایی:

«ما دیگر فقط از خودمان دفاع نمی‌کنیم؛ ما یک محور قدرت هستیم که با هر تهدیدی، همه ظرفیت منطقه‌ایی خود را فعال می‌کند. پشتیبانی از ایران، یعنی پشتیبانی از یک قدرت تهاجمی‌ـ‌بازدارنده.»

این تحول، نه یک تهدید خالی، که نتیجه چهل سال سرمایه‌گذاری در قدرت موشکی، پهپادی، نیروی انسانی و عمق استراتژیک منطقه‌ایی است. ایران امروز می‌تواند آنچه می‌گوید، اجرا کند؛ و دشمن این را بهتر از هرکسی می‌داند.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
تداوم تنشِ ایران و آمریکا
رمزگشایی از پالسِ معنادار تهران
توافقی با ابعاد فراتر از همکاری دفاعی
توافق‌نامه مکه نماد تغییر توازن قدرت در منطقه غرب آسیا
بازتعریف قدرت در عصر جنگ‌های چندجبهه‌ای
از زرادخانه تا کارخانه؛ معیار جدید قدرت نظامی
نگاهی به پیمان تشریفاتی مکه؛
توافقی موقتی در بحبوحه جنگ
معادله پیش‌بینی نشده واشنگتن
جنگی که هزینه‌اش به صاحبان جنگ برگشته است
آنچه رئیس جمهور آمریکا نمی‌تواند پنهان کند؛
تناقض معنادار ترامپیست‌ها در مورد جنگِ ایران
سلاحی برای هژمونی یا محور چالش‌های جدید؟
سرمایه‌داری جهانی و نفت
تحلیل راهبردی از اهداف سفر نتانیاهو به واشینگتن
نتانیاهو و نمایشِ سیاستی کلیشه ای علیه ایران
در سایه تشدید تنش‌های منطقه‌ای
سفر نتانیاهو به واشنگتن؛ مقدمه جنگ یا آتش‌بس؟