- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
معمای ایران و 3 پرده از نشست امنیتی مونیخ
نشست امنیتی مونیخ در سال جاری، با جنجالهای قابل توجهی به ویژه با محوریت مساله ایران همراه بود. رویدادی که در سالهای گذشته یک گردهمایی مهم امنیتی در دنیا به شمار میرفت، در سال جاری، چهرهای تازه از خود نشان داد و همین رویکرد آن پیامهای معناداری را در مورد فلسفه رویدادهایی از این نوع، به جهانیان مخابره میکند. از این رو، در تحلیل نشست امنیتی مونیخ در سال جاری با محوریت مساله ایران، توجه به ۳ نکته ضروری به نظر میرسد.
اول اینکه عدم دعوت از وزیر امور خارجه ایران جهت شرکت در نشست امنیتی مونیخ و حضور رضا پهلوی فرزند شاه مخلوع در این رویداد، نشان داد که تا چه اندازه نگرش و جنس نگاه برگزارکنندگان نششت امنیتی مونیخ، مغرضانه و غیرواقع بینانه است. در حقیقت، آنها نشست مونیخ را به یک ویترین برای عرض اندام یک شکستخورده سیاسی تبدیل کردند و از این رهگذر، همسو با رویکردهای دولت آمریکا در قبال ایران، سعی در مشروعیتزدایی از کشورمان در محیط بینالمللی و به زعم خود بحران سازی سیاسی برای آن داشتهاند. این رویکرد، به طور خاص از افول اروپا در معادلات بین المللی حکایت دارد و آن را به پادوی آمریکا تقلیل داده است. موضوعی که عملا نشست امنیتی مونیخ را به گفته سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران به سیرک مونیخ تبدیل کرد.
نکته دوم اینکه رضا پهلوی حتی با حضور در نشست امنیتی مونیخ نیز نتوانست حمایتهای جدی را به سمت خود جلب کند. به عنوان مثال، رهبران اروپایی و دیگر چهرههای سیاسی جهان از دیدار با وی خودداری کردند و او فقط توانست با ولادیمیر زیلنسکی که خود یک ورشکسته سیاسی است دیدار و رایزنی داشته باشد.
ملاقات پعلوی و زیلنسکی، ملاقات دو چهرهای بود که به شدت تشنه حمایتهای دولت آمریکا هستند و بدون آن چیزی برای عرضه ندارند. زیلنسکی در ماجرای جنگ اوکراین به کمکهای نظامی و مالی و سیاسی آمریکا محتاج است و پهلوی از آمریکا و اسرائیل تمنای حمله به ایران را دارد تا شاید وی بتواند به تاج و تخت برسد! آنچه واضح است، هیچکدام از این دو چهره نمیتوانند ادعای رجل سیاسی بودن و یا اینکه فردی کارآمد و وطنپرست و قهرمان ملی هستند را داشته باشند؛ و در نهایت نکته سوم اینکه نشست امنیتی مونیخ و رویکردهای مغرضانه که در قالب آن علیه کشورمان موج میزد، بار دیگر به جلوهای عینی از تزلزل نظم جهانی غربگرا تبدیل شد. رویدادی که در قالب آن جهان غرب به هر نحو ممکن که شده سعی در تحریف واقعیتها و جا زدن توهمات خود به عنوان واقعیتهای میدانی داشته و دارد. جهان غرب به هیچ وجه نمیتواند پذیرای واقعیتهایی نظیر قدرت گیری قدرتهای نوظهور باشد.
از این رو، حتی عوام فریبی و بازیهای تبلیغاتی که پیشتر به آنها دست میزد را کنار گذاشته و عملا با رویکردهای مغرضانه خود، به دنبال تحریف واقعیتها و تغییر روند تحولات به نفع خود است. سناریویی که، چون ماهیت آن لو رفته، خود به یک قمار از پیش باخته برای غربیها تبدیل شده و البته که هوشیاری عمومی به ویژه در ایران را طلب میکند.