- گادی آیزنکوت: تغییر حکومت در ایران هدف درستی برای جنگ نیست؛ نتانیاهو درباره بمب اتمی ایران دروغ میگوید!
- مردم برزیل به حامی سرسخت ترامپ رأی ندادند
- دستگیری بیش از ۱۴۰۰ معترض در فرانسه
- بیانیه مطبوعاتی نشست چهارجانبه ایران، پاکستان، ترکیه، عربستان درباره امنیت و ثبات منطقهای
- شانس نتانیاهو برای باقی ماندن در سمت نخستوزیری اسرائیل
- رضا شاه روحت شاد؟!
- تصویری از آخرین حضور رهبر شهید انقلاب در مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) در حسینیه امام خمینی (ره)
- اکونومیست: درصد رأیدهندگان آمریکایی که معتقدند اعزام نیروهای نظامی برای جنگ در موارد زیر اشتباه بوده است
- زلنسکی برای گرفتن پدافند به قدرت موشکی ایران اعتراف کرد
- آیا بمب اتمی خواهیم ساخت؟!
- سردار جوانی: بحرانهای غرب تازه با پیامدهای جنگ علیه ایران روبهرو شدهاند
- لیست سیاه تنگه هرمز ۱۲۲ تایی شد
- پاریس در آتش!
- المیادین: تنگه هرمز زیر سلطه ایران؛ سلاحهای جدید در راه و برخورد قاطع با کشتیهای متخلف
- دبیرکل کتائب سیدالشهدای عراق: ایران با تهدید واقعی مواجه شود، قطعاً وارد جنگ میشویم
بنبست استراتژیکی
با توجه به سند امنیت ملی آمریکا، منطقه جنوب غرب آسیا و به ویژه ایران، اهمیت خود را نسبت به گذشته برای سیاست خارجی آمریکا از دست داده است و هدف اول آن براساس دکترین اول آمریکا، مهار و کاهش رشد و نفوذ اقتصادی، سیاسی و امنیتی چین به عنوان رقیب اصلی آمریکا میباشد. تغییر ادبیات و کنش سیاستمداران آمریکا در ارتباط با ایران از حالت تدافعی به حالت تهاجمی چگونه با سیاستهای کلان آمریکا در سند امنیت ملی آن قابل تحلیل است.
دکترین اول آمریکا در سیاست خارجی آمریکا، با اقداماتی که رئیسجمهور آمریکا در تصاحب ونزوئلا و دست گذاشتن روی گرینلند و یا تعیین تکلیف برای جنگ اوکراین و حتی ورود به قفقاز جنوبی و مسائل دیگری که دنبال میکند برای سیاست مهار چین فایدهای نداشته است و چین پرقدرتتر از گذشته به پیش میرود و شالوده ایدئولوژیهای غربی و پایه لیبرال دموکراسیهای غربی را براساس مدل چین به چالش کشیده است و بحران دموکراسی غرب را شتاب بخشیده است.
هانتینگتون در تحلیل آینده جهان، جنگ جهانی آینده بعد از جنگ جهانی دوم را در دو حالت ترسیم میکند و حالت سومی را متصور نیست. بعد از جنگ جهانی دوم و تشکیل سازمان ملل، نهادهای بینالمللی برای تثبیت قدرت ابرقدرتها و به ویژه آمریکا به وجود آمد، اما با توجه به اینکه سرمایهداری در قالب اقتصاد سیاسی همیشه مستعد اُفتهای شدید اقتصادی و سیاسی است و برای جبران این اُفتها یک راه بیشتر ندارد که در توسعهطلبی خلاصه میشود. توسعهطلبی جغرافیایی و اقتصادی نظام سرمایهداری غربی و آمریکا خصلت بنیادی چنین نظامی است و مقاومت در برابر آن، نظام سرمایهداری را دچار مرگ تدریجی خواهد کرد. هانتینگتون معتقد است جنگ جهانی آینده دو حالت بیشتر ندارد؛ جنگ شرق و غرب یا جنگ اسلام و غرب.
بررسی وضعیت اقتصادی و سیاسی جهان نشان میدهد که اُفتهای نظام سرمایهداری غربی افزایش پیدا کرده است و برای جبران آن نیازمند راهاندازی جنگ برای توسعهطلبی است. لشکرکشی ترامپ برای ایران، لایههای عمیقی از اُفتهای سرمایهداری آمریکا نشان میدهد. با نگاه بر سند امنیت ملی آمریکا، نقش ایران برای آمریکا باید کاهش پیدا کرده باشد، اما در میدان عمل لشکرکشیهای بیسابقهای مشاهده میشود. تصاحب ونزوئلا و نقشآفرینی در قفقاز جنوبی در مسیر ترامپ نتوانست اُفتهای سرمایهداری آمریکا در مهار چین را به مقصود برساند. از اینرو، رفتارشناسی آمریکا مبتنی بر سند امنیت ملی آن، نشان میدهد که آمریکا در لشکرکشی برای ایران، دقیقاٌ متناسب با سند امنیت ملی رفتار میکند. با توجه به سند، بزرگترین رقیب آمریکا، چین است و اهمیت همه مناطق برای آمریکا کاهش پیدا کرده است، اما بررسی اندیشکدههای آمریکایی و مشاوره به سیاستمداران آن، اهمیت ژئوپلیتیکی ایران برای مهار چین را در اولویت قرار داده است؛ به گونهای که در دست داشتن قفقاز جنوبی و استرالیا نیز آمریکا نمیتواند در این هدف یاری رساند و اهمیت ژئوپلیتیکی ایران همچنان پابرجا است.
آمریکا در جنوب غرب آسیا به بنبست استراتژیکی رسیده است. هدفگذاری آمریکا تنها ایران نیست بلکه چین، روسیه، ترکیه و تمام منطقه را دربرمیگیرد؛ چرا که اُفتهای سرمایهداری غربی و آمریکایی به توسعهطلبی بزرگتری نیاز دارد تا بتواند به حیات خود ادامه دهد. آمریکا نمیتواند به راحتی به نقطه ثقل منطقه یعنی ایران یورش ببرد؛ چرا که امنیت منطقه در گرو امنیت ایران است و حتی امنیت چین و روسیه در تحلیل کلان، وابسته به امنیت ایران است. با توجه به تحلیل هانتینگتون، اگر بنبست استراتژیکی آمریکا منجر به اشتباه استراتژیکی آن شود و دست به ماشه ببرد، جنگ آینده تبدیل به جنگ اسلام و شرق با غرب خواهد شد و این میتواند نقطه پایانی به تمدن غرب باشد.