- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
- جنگ رمضان و بحران فزاینده رهبری آمریکا
- برآورد راهبردی محافل امنیتی عبری
رصدداخلی
نقشه لو رفته اسرائیل درباره معتبرنمایی گزینه جنگ
هشت ماه پس از توقف جنگ ۱۲ روزه، هفتهای نیست که برخی رسانههای آمریکایی و صهیونیستی، به شایعه حمله قریبالوقوع حمله آمریکا به ایران دامن نزنند. اگر شایعات برخی کانالهای عبری و رسانههای غربی مانند رویترز، آسوشیتدپرس، وال استریت ژورنال، نیویورک تایمز، اکسیوس (باراک راوید) و... را جمعآوری کنیم، آمریکا در این هشت ماه، بالغ بر پنجاه بار به ایران حمله کرده است! و حال آنکه نوع این شایعات و خبرسازیها، دروغ بوده است. تولیدات مسموم و جهتدار رسانههای مرتبط با سیا و موساد، بلافاصله و عیناً از سوی کانالهای زنجیرهای فارسی زبان در فضای مجازی بازنشر میشود تا به التهاب و بیثباتی ذهنی نزد مخاطبان ایرانی دامن بزند. همزمان، کانالهای دیگری هم هستند که با بهانه کردن همین فضاسازیها، بازار ارز و کالا را تحت تاثیر قرار میدهند و به قیمتسازی کاذب به بهانه سایه جنگ میپردازند. این عملیات روانی چند لایه در حالی است که اسرائیل بر خلاف هیجان اولیه، ضربات سنگینی از ایران در جنگ ۱۲ روزه دریافت کرد و بازدارندگیاش با وجود هفت لایه پدافندی، در مقابل موشکهای نقطه زن ایران در هم شکست. / تسنیم
باید برای بدبینانهترین سناریوها آماده بود
روزنامه وطنامروز نوشت: اگرچه واقعیتهایی مانند قدرت دفاعی، توان بازدارندگی و امتیازات ژئواستراتژیک ایران باعث میشود تکرار سناریوی ونزوئلا در قبال ایران امری محال به نظر برسد، اما تاکید ترامپ بر تکرار سناریوی ونزوئلا در قبال ایران، نشان میدهد در ذهن او فرضیههایی مشابه آنچه آمریکا با ونزوئلا انجام داد وجود دارد. به عبارتی ممکن است آنچه ترامپ به عنوان یک حمله محدود به ایران مطرح میکند، یک عملیات تروریستی باشد. پست ترامپ در شبکه تروث در انتقاد از «کییر استارمر» نخستوزیر انگلیس به خاطر تصمیم واگذاری کنترل جزیره دیهگو گارسیا و اشاره او به احتمال استفاده از پایگاه آمریکا در این جزیره برای حمله به ایران، احتمال انجام عملیات تروریستی در ایران را تقویت میکند. عملکرد ترامپ در جریان جنگ ۱۲ روزه نشان میدهد باید بدبینانهترین سناریوها را درباره اقدام احتمالی آمریکا در نظر داشت. رفتار فریبکارانه ترامپ در مذاکرات قبلی با ایران این ذهنیت را ایجاد کرده که ممکن است او در پشت پرده، سناریوهای خطرناکی علیه ایران در دستور کار قرار داده باشد.
علی کریمی از چهره دینستیز سلطنت طلبان پرده برداشت
روزنامه صبحنو نوشت: زمانی که علی کریمی که کنشهای سیاسی خودش را از ابتدا با توهین به عزاداران سیدالشهدا (ع) آغاز کرد، در ادامه به صف حامیان یزید پیوست و گفت یزید در جنایاتی که علیه خاندان اهل بیت (ع) انجام داده حق داشته و حالا علناً میگوید که قصد آتش زدن قرآن را دارد، چگونه میتوان اهانت به اماکن مذهبی و کتاب آسمانی مسلمانان را به دیگران نسبت داد؟ این چهره بدون روتوش حامیان پهلوی است که در طول یک قرن گذشته از زمان جد ملعون تا پدر مخلوعش اصلیترین دشمنان اسلام، اهل بیت (ع) و قرآن بودهاند. جهالت مزدوران نادانی مانند کریمی باعث شده که حتی ظاهرسازی و عملیات فریب اینترنشنال هم بیفایده باشد و هرچه اتاق فکر سلطنتطلب تلاش میکند در ظاهر به جامعه مذهبی ایران اعلان جنگ نکند و شعار جدایی دین از سیاست سر بدهد، امثال علی کریمی اینگونه اقدامات را خنثی کرده، فریاد دینستیزی میدهد، همانند همان حامی دیگر پهلوی که در سخنرانی خودش اعلام میکند همه روحانیون، مذهبیون و مسلمانان ایران را دار میزنیم، به آتش میکشیم، هیچ هیأتی در ایران برگزار نخواهد شد و اسلام را در این کشور ریشهکن خواهیم کرد!
آیا پاسخ قوه قضاییه به ترفند آمریکاییها کافیست؟
روزنامه کیهان نوشت: پادوهای داعشی آمریکا و رژیم صهیونیستی صدها تن زن و مرد و کودک را به قتل رساندهاند و حالا که دستگیر شده و باید قصاص بشوند، ترامپ به حمایت از آنها برخاسته و حتی دستگاه قضائی ما را تهدید هم میکند. تازگیها به یک ترفند دست زدهاند و مثلاً اعلام میکنند که فلان و فلان و فلان اعدام شدهاند و برخی از مدیران میانی دستگاه قضائی هم بیتوجه به اصل ماجرا، اعلام میکنند که نخیر! فلان و فلان و فلان اعدام نشدهاند و ترامپ همین پاسخ نسنجیده را به حساب عقبنشینی دستگاه قضائی فاکتور میکند و پُز قدرت میدهد. کاش دستگاه قضائی از این ترفند باخبر بود.
اظهارات نوبخت
محمدباقر نوبخت، وزیردولت روحانی و دبیرکل حزب اعتدال و توسعه گفت: در مرزهای جنوبی و پهنههای دریایی ایران، ارتش ایالات متحده آمریکا پس از حملات مشترک نظامی با اسرائیل، اینک با آرایش نظامی مستقر شده و بخشی از اپوزیسیون خارجنشین با برگزاری گردهماییهایی در کشورهای مختلف، مع الاسف مکرراً دولت آمریکا را به حمله به ایران ترغیب میکنند. در داخل نیز، از سویی در رخدادی غمانگیز و تأسفبار، هزاران هموطن ایرانی در نزاعی سیاسی به خاک و خون غلتیدند و از سوی دیگر، اقتصاد ایران در شرایط رکود تورمی، پس از چهار سال تورم بالای ۴۰ درصد، در دیماه گذشته تورم ۶۰ درصدی نقطهبهنقطه و ۹۰ درصدی مواد خوراکی را تجربه کرده است. نباید از یاد برد که استقلال فاخر ایران، حاصل خونهای پاک شهیدانی است که در تاریخ معاصر این سرزمین بر زمین ریخته و پاسداری از آن امروز، با روشهای معقول و اثربخش، وظیفهای است که بر دوش همه مسئولان نظام قرار دارد. کنشگران سیاسی نیز باید همواره آگاه باشند که با پرهیز از خشونت و خونریزی و با بهرهگیری از سازوکارهای مدنی میتوان به آزادیهای مورد مطالبه مردم دست یافت. اگر استقلال کشور، بهویژه در برابر تهدیدات جدی آمریکا و اسرائیل، آسیب بیند یا از دست برود، چهبسا ملت ایران ناگزیر باشد چند قرن دیگر برای بازیابی امروز، هزینههایی سنگین و از همه دردناکتر خون فرزندان غیور خود را تقدیم کند.
خاطره نبوی از پیشنهاد نخست وزیری به شهید رجایی
بهزاد نبوی فعال سیاسی اصلاح طلب گفت: دفتر سازمان مجاهدین انقلاب در خیابان مجاهدین اسلام قرار داشت. شهید رجایی هفتگی به دفتر ما میآمد. یادم میآید که پس از انتخابات مجلس اول، روزی شهید رجایی وقتی به دفتر ما آمد به من گفت: «به من پیشنهاد نخست وزیری دادند.» هر دوی ما خندیدیم! گفتیم: «آخه مگه ما این کارهایم؟» ولی در نهایت، فضا به گونهای شد که او نخست وزیری را پذیرفت و من در کابینهاش وزیر شدم. موقع تشکیل دولت شهید رجایی، آقای بنی صدر (رئیس جمهور وقت) با برخی از چهرههایی که پیشنهاد شده بود - مثل آقای میرحسین موسوی برای وزارت خارجه، من یا مرحوم دکتر محسن نوربخش برای وزارت اقتصاد - مخالفت کرد. بنی صدر با حضور من نیز در کابینه مخالفت کرده بود. برای رفع نگرانی بنی صدر دربارهی تعامل من با رئیس جمهور، من یک نامهی تعهد دادم. در واقع نوعی «تعهدنامهی سیاسی» که در آن نوشته بودم: «من هرگز با رئیس جمهور قانونی کشور مخالفت نخواهم کرد». این نامه با وساطت مرحوم شیخ محمد یزدی - که آن زمان با ما رابطهی خوبی داشت و مرحوم [محی الدین]انواری به بنی صدر رسید، آنها پیش از این هم به بنی صدر تأکید کرده بودند که نبوی وزیر مشاور است و وزارتخانه نخواهد داشت و در نهایت موافقت او را به شرط نوشتن تعهدنامه توسط من جلب کردند. به این ترتیب، من به عنوان «وزیر مشاور در امور اجرایی» وارد کابینهی شهید رجایی شدم.