- گادی آیزنکوت: تغییر حکومت در ایران هدف درستی برای جنگ نیست؛ نتانیاهو درباره بمب اتمی ایران دروغ میگوید!
- مردم برزیل به حامی سرسخت ترامپ رأی ندادند
- دستگیری بیش از ۱۴۰۰ معترض در فرانسه
- بیانیه مطبوعاتی نشست چهارجانبه ایران، پاکستان، ترکیه، عربستان درباره امنیت و ثبات منطقهای
- شانس نتانیاهو برای باقی ماندن در سمت نخستوزیری اسرائیل
- رضا شاه روحت شاد؟!
- تصویری از آخرین حضور رهبر شهید انقلاب در مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) در حسینیه امام خمینی (ره)
- اکونومیست: درصد رأیدهندگان آمریکایی که معتقدند اعزام نیروهای نظامی برای جنگ در موارد زیر اشتباه بوده است
- زلنسکی برای گرفتن پدافند به قدرت موشکی ایران اعتراف کرد
- آیا بمب اتمی خواهیم ساخت؟!
- سردار جوانی: بحرانهای غرب تازه با پیامدهای جنگ علیه ایران روبهرو شدهاند
- لیست سیاه تنگه هرمز ۱۲۲ تایی شد
- پاریس در آتش!
- المیادین: تنگه هرمز زیر سلطه ایران؛ سلاحهای جدید در راه و برخورد قاطع با کشتیهای متخلف
- دبیرکل کتائب سیدالشهدای عراق: ایران با تهدید واقعی مواجه شود، قطعاً وارد جنگ میشویم
جراحی در شریان هرمز
وقتی صحبت از تنگه هرمز میشود، تحلیلگران کلاسیک معمولاً درگیر یک خطای محاسباتیِ مرگبار میشوند: آنها همهچیز را به یک کلید دوحالتهی «باز» یا «بسته» تقلیل میدهند. تصور آنها این است که ایران یا دست روی دست میگذارد، یا با ریختن مین در آن کانال ۹ کیلومتری قابل کشتیرانی، شریان ۲۰ میلیون بشکهایی اقتصاد جهان را مسدود میکند.
اما اگر با عینک یک استراتژیست به ماجرا نگاه کنیم، متوجه میشویم که جمهوری اسلامی سالهاست از این دوگانهی ابتدایی عبور کرده است. بیایید با استفاده از گزارههای قطعی میدان، بررسی کنیم که چرا ایران نیازی به «بستن فیزیکی» تنگه ندارد و چگونه با یک «ضربه دقیق»، شیشه عمر هژمونی آمریکا را بدون آسیب به متحدانش میشکند.
۱. چرا واشنگتن آرزوی انسداد کامل را دارد؟
در نگاه اول، بستن تنگه هرمز یک ضربه شست مهلک به نظر میرسد، اما بیایید منطق بازار نفت را بررسی کنیم: بیش از ۸۰ درصد از نفت این تنگه به سمت متحدان استراتژیک یا شرکای تجاری ما (چین، هند و آسیای شرقی) میرود و سهم آمریکا از این شریان کمتر از ۵ درصد است.
سناریوی مطلوب در اتاق فکر آمریکا دقیقاً همین انسداد کامل است. واشنگتن میداند که اگر ایران کل ۹ کیلومتر را ببندد، پس از گذشت سه الی چهار هفته و اتمام ذخایر استراتژیک، اقتصاد چین و هند پیش از اقتصاد آمریکا وارد رکود فلجکننده میشود. آنها آرزو دارند ایران با بستن کامل تنگه، خود را در برابر کل جهان قرار دهد و متحدان شرقیاش را نابود کند تا آمریکا بتواند با کمترین هزینه، یک اجماع جهانی علیه تهران بسازد.
اما وقار استراتژیک ایران مانع از افتادن در این تلهی محاسباتی شده است. در منطق فرماندهان ما، برای کشتن یک تومور، کل بدن را دچار سکتهی قلبی نمیکنند.
۲. دکترین «انسداد هوشمند»
پاسخ دکترینال ایران به این معمای پیچیده، نه «بستن فیزیکی تنگه» بلکه اعمال «ناامنی نقطهزن» یا «انسداد هوشمند» است.
تصور کنید یک اتوبان بینالمللی وجود دارد. به جای آنکه کل اتوبان را بمبگذاری کنیم تا همه متوقف شوند، یک تکتیرانداز ماهر در تاریکی مستقر میکنیم که فقط و فقط لاستیک ماشینهایی را هدف قرار میدهد که پلاک آمریکا، اسرائیل یا ناتو دارند. اتوبان باز است، ماشینهای چینی و هندی به سلامت عبور میکنند، اما هیچ ماشین آمریکایی جرأت ورود به اتوبان را ندارد.
این دقیقاً همان بلایی است که محور مقاومت بر سر سیستم ناوبری غرب آورده است. ما متغیر ناامنی را صرفاً برای داراییهای دشمن به بالاترین حد ممکن رساندهایم، در حالی که امنیت عبور و مرور برای شرکایمان کاملاً تضمین شده است.
۳. «شهپادها»؛ سلاح مرگبار برای هژمونی
حالا ابزار این جراحی دقیق چیست؟ اگر در گذشته پهپادها آسمان را از انحصار آمریکا خارج کردند، امروز «شهپادهای ایرانی» (شناورهای هدایتپذیر از دور) کلید فتح دریاها هستند.
شهپادها، اشباح متحرک خلیج فارس و دریای عمان هستند. سلاحهایی رادارگریز، ارزان، بینیاز از سرنشین و دارای قدرت تخریب نقطهای. ارزش استراتژیک یک شهپاد فقط در غرق کردن یک کشتی تجاری وابسته به غرب نیست؛ ارزش اصلی آن در «تخریب اعتبار ناوگان آمریکا» است.
فلسفهی وجودی ارتش آمریکا در جهان، تضمین امنیت خطوط کشتیرانی برای نظام سرمایهداری است. حالا تصور کنید ناوشکن میلیارد دلاری آمریکا در منطقه حضور دارد، اما نمیتواند جلوی یک شهپاد چند هزار دلاری ایرانی را بگیرد که در حال شکار یک کشتی آمریکایی یا اسرائیلی است؛ و درست در همان لحظه، یک نفتکش غولپیکر چینی با آرامش و امنیت کامل از کنار آنها عبور میکند. وقتی ابرقدرتی نتواند امنیت کشتیهای تحت حمایت خود را تأمین کند، اعتبار هژمونیک او در کل جهان فرو میریزد.
حرف آخر اینکه
تنگه هرمز نیازی به بسته شدن ندارد، چون ایران موفق شده است مفهوم «آزادی ناوبری» را به نفع خود بازنویسی کند. ما از یک قدرت واکنشی که صرفاً تهدید به بستن فیزیکی یک آبراه ۹ کیلومتری میکرد، به یک قدرت تنظیمگر تبدیل شدهایم که با استفاده از فناوری شهپادها، حق وتوی عبور و مرور را در کل آبهای منطقه به دست آورده است.
آمریکا امروز در خلیج فارس با یک دیوار بتنی روبهرو نیست که بتواند آن را با موشک و بمبافکن خراب کند؛ بلکه در یک «باتلاق هوشمند» گرفتار شده است که فقط کشتیهای او را میبلعد و با بقیه کاری ندارد.