- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
طرح ناکام محاصره دریایی
ایالات متحده آمریکا که در جنگ تحمیلی اخیر علیه جمهوری اسلامی ایران موفق به تحقق اهدافی همچون تغییر نظام نشد، اینک با اجرای سیاست محاصره دریایی و فشارهای نظامی-تحریمی گسترده، تلاش دارد با محدودسازی تجارت دریایی، ایران را در تنگنا قرار دهد. در واقع دونالد ترامپ رئیس جمهور متوهم آمریکا که از گزینه نظامی و دیپلماسی (جنگ و مذاکره) طرفی نبسته، بار دیگر به سیاست فشار حداکثری علیه ایران روی آورده است.
با این حال، دادههای رسمی از منابع معتبر رصد دریایی نشان میدهد محاصره دریایی نه تنها تاثیر چندانی بر جمهوری اسلامی ایران نداشته است، بلکه دارای تبعات جانبی از جمله کاهش ترافیک در تنگه هرمز و مشکلاتی برای کشتیرانی بین المللی دربرداشته است.
ترافیک روزانه کشتیها در تنگه هرمز که پیش از جنگ حدود ۱۰۰ تا ۱۴۰ فروند بود، اکنون در بسیاری از روزها به تنها ۳ تا ۵ کشتی محدود شده و در برخی دورهها ترافیک نفت کشها تا حدود ۹۰ تا ۹۲ درصد کاهش یافته است. بسیاری از شناورها یا منتظر ماندهاند یا مسیرهای جایگزین پرهزینه را انتخاب کردهاند.
جمهوری اسلامی ایران هنوز اقدام عملی گسترده و علنی برای تغییر کامل الگوی تجارت حیاتی خود انجام نداده، اما دادههای میدانی حاکی از آن است که محاصره نتوانسته اقتصاد این کشور را فلج کند. جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر قابلیتهای بازدارنده و لجستیکی خود، راهکارهای متعددی برای مدیریت و مقابله با این وضعیت در اختیار دارد، از جمله امکان اسکورت مسلحانه مستقیم کشتیهای ایرانی، سیاست مقابله به مثل از طریق توقیف شناورهای وابسته به طرفهای متخاصم در صورت لزوم، و شتاب بخشی به فعالسازی کریدورهای زمینی و ریلی جایگزین.
از جنبه حقوقی، آتش بس میان طرفین جنگ به معنای قطع عملیاتهای نظامی به طور موقت یا به صورت دائم بوده و در نتیجه محاصره دریایی با اتکا به قدرت نظامی توسط آمریکا، نقض آتش بسی محسوب میشود که در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ با میانجیگری پاکستان میان یران و آمریکا صورت گرفت.
اگرچه آمریکا و دستگاههای تبلیغاتی این کشور وانمود میکنند که محاصره دریایی نقض آتش بس نیست، اما قوانین و مقررات بین المللی، محاصره چه دریایی، چه زمینی و چه هوایی را یک اقدام نظامی و مغایر با آتش بس میدانند.
قطعنامه مصوب مجمع عمومی سازمان ملل به شماره ۳۳۱۴ و تحت عنوان «تعریف عمل تجاوزکارانه»، محاصره دریایی را جزء مصادیق اصلی جنگ و تجاوز به شمار میآورد. این قطعنامه میگوید: محاصره دریایی، یک عمل جنگی است و به عبارت دیگر میتوان آن را عملیات نظامی تلقی کرد، چرا که شامل استفاده از قوای نظامی علیه بنادر طرف مقابل میشود.
اعلامیه مربوط به حقوق دریایی مصوب پاریس در ۱۶ آوریل ۱۸۵۶ و همچنین اعلامیه مربوط به حقوق جنگ دریایی مصوب لندن در ۲۶ فوریه ۱۹۰۹، محاصره دریایی را نوعی عملیات نظامی تعریف کرده و ذیل مواد ۱ تا ۲۱ دستورالعملهای لازم را برای ایجاد انضباط در این اقدام نظامی، توصیه میکند.
محاصره دریایی آمریکا علاوه بر نقض آتش بس، به دلیل اینکه مردم غیرنظامی را در معرض تهدید و تحریم قرار میدهد، با قوانین جنگ دریایی مغایرت دارد. آمریکا با استفاده از محاصره دریایی به دنبال فشار سیاسی بر ایران و کسب امتیازات ناعادلانه در مذاکرات است و حتی اگر هدف آمریکا، بزعم خود باز کردن تنگه هرمز هم باشد، فاقد توجیه حقوقی است به دلیل اینکه ایران تنگه هرمز را مسدود نکرده بلکه آن را در چارچوب دفاع مشروع، کنترل میکند.
از این منظر، تصمیم جمهوری اسلامی ایران برای عدم مذاکره در شرایط محاصره دریایی و نقض آتش بس، امری درست و عقلانی است و چنانچه نیروهای نظامی آمریکا به محاصره دریایی ایران ادامه دهند، واکنش نیروهای مسلح ایران، امری موجه و مبتنی بر موازین حقوقی و قابل دفاع خواهد بود.
صرف نظر از هزینههای محاصره دریایی تحمیلی، ایران یک بازیگر منفعل نیست و راهبردی ترکیبی و چندلایه برای دور زدن فشارها تعریف کرده و با تکیه بر مدیریت هوشمندانه تنگه هرمز جهت افزایش هزینههای امنیتی محاصره برای امریکا و متحدانش، فعال سازی مسیرهای زمینی و منطقهای جایگزین به طور مشخص از طریق پاکستان و ترکیه، برای کاهش وابستگی به دریا، استفاده از ابزارهای مالی جایگزین مانند ارزهای ملی و رمزارزها به جای دلار و پیگیری ابتکارهای دیپلماتیک و حقوقی در تلاش است تا کاخ سفید را به عقبنشینی وادارد.
در این راستا، کریدور شمال - جنوب و رشت – آستارا یک پروژه کلیدی با پیشرفت قابل توجه و حمایتهای خارجی، اتصال مستقیم به روسیه، قفقاز و اروپا را تقویت میکند. کریدور شرقی و پاکستان و راهآهن چابهار-زاهدان نیز با پیشرفت بالا، تا پایان سال ۲۰۲۶ عملیاتیتر خواهد شد. این کریدورها با حمل ونقل چندوجهی، تنوع لجستیکی ایجاد کرده و ایران را به سمت هاب منطقهای سوق میدهند.
در مجموع، محاصره دریایی آمریکا هر چند جریان تجاری در جنوب کشور را مختل میکند و هزینههایی را به ایران تحمیل خواهد کرد؛ اما تاکنون نتوانسته تجارت حیاتی ایران را قطع کند و در مقابل، هزینههای جهانی انرژی، بیمه و لجستیک را افزایش داده و منابع نظامی آمریکا را دچار پراکندگی و فرسایش کرده است.
کاهش شدید ترافیک تنگه هرمز، ادامه جریانهای صادراتی ایران و پاسخ نظامی ایران، نشان دهنده ناکامی راهبرد یک جانبه و آغاز تغییر تدریجی در منظومه قدرت دریایی بوده و در نهایت طرح محاصره دریایی آمریکا را با شکست مواجه خواهد ساخت.