- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
- جنگ رمضان و بحران فزاینده رهبری آمریکا
- برآورد راهبردی محافل امنیتی عبری
پیروزی ایران و عقب نشینی آمریکا
عموم تحلیلها نه تنها در داخل کشور، بلکه از سوی بسیاری از محافل و رسانههای خارجی در باره آتش بس موقت بین ایران و آمریکا ناظر به آن است که دونالد ترامپ رئیس جمهور جنگ طلب ایالات متحده سرانجام دست به عقب نشینی زد و در این معادله، ایران همچنان دارای دست برتر میباشد.
این در حالی است که روز پیش از آتش بس، دونالد ترامپ الفاظ تند و تهدیدات شدیدی علیه ایران بر زبان آورد، اما اندکی پیش از مهلتی که خود تعیین کرده بود ناچار شد در برابر تهران و مواضع قاطع آن عقب نشینی کرده و به آتش بس دو هفتهای براساس شروط ۱۰ مادهای کشورمان تن دهد.
واشنگتن به طور اصولی پیشنهادات ایران را مبنی بر عدم تجاوز، استمرار کنترل ایران بر تنگه هرمز، پذیرش غنی سازی، رفع همه تحریمهای اولیه و ثانویه، خاتمه تمامی قطعنامههای شورای امنیت و شورای حکام، پرداخت خسارت ایران، خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه و توقف جنگ در همه جبههها پذیرفته و حداقل آن است که این موضوعات را قابل بررسی و مذاکره دانسته است. این در حالی است که ترامپ در بحبوحه جنگ رمضان به چیزی کمتر از تسلیم ایران رضایت نمیداد.
آتش بس فعلی مورد استقبال تقریبا تمامی کشورهای جهان قرار گرفته و در همین راستا تلاشها برای آغاز رایزنیها و مذاکرات احتمالی تهران و واشنگتن در پاکستان برمبنای طرح پیشنهادی ۱۰ مادهای ایران آغاز شده و البته ترامپ مدعی است رایزنیهای ادعایی قرار است براساس طرح ۱۵ مادهای کاخ سفید انجام شود.
برخی از ناظران معتقدند جمهوری اسلامی ایران با توجه به مدیریت هوشمندانه بر تنگه هرمز به عنوان اهرم بازدارندگی و هزینههایی که در عرصه میدانی بر ایالاتمتحده و اقتصاد جهانی تحمیل کرده است، قادر خواهد بود در جریان مذاکرات و چانه زنیهای دیپلماتیک، منافع حداکثری خود را محقق سازد.
در مقابل، گروهی از تحلیلگران با لحاظ کردن خواستههای حداکثری و غیرواقع بینانه ایالات متحده و کنشهای مخرب رژیم صهیونیستی ـ به ویژه تهاجم سنگین و بی سابقه رژیم غاصب علیه لبنان در نخستین روز آتش بس ـ در این باره رویکردی محتاطانه اتخاذ کرده و در نتیجه نسبت به افق مذاکرات بدبین هستند؛ خصوصا آنکه واشنگتن در عهدشکنی و جنگ افروزی در حین مذاکرات سابقه زیادی دارد.
اگر شروطی که ایران مشخص کرده است، یعنی همان بسته ۱۰ مادهای، مبنای کار قرار گیرد و آن چنان که ترامپ و ایالات متحده اعلام کردند، مورد پذیرش آنها باشد، میتوان امیدوار بود که این آتشبس به صلحی پایدار مبدل شود. اما رفتار سیاسی ترامپ حتی در جنگ اخیر نشان میدهد که باید منتظر هر اتفاق پیشبینی نشدهای بود و نمیتوان به گفتهها، نوشتهها و رفتار ترامپ، همانند بسیاری از سیاستمداران متعارف دیگر جهان، اطمینان کامل داشت.
همانگونه که در مواضع مقامات عالی کشورمان آمده است راهبرد جمهوری اسلامی ایران در قبال عهدشکنی تازه ترامپ، نگاه داشتن دست بر ماشه است؛ یعنی آتش بس فعلی به معنای پایان جنگ نیست، بلکه یک توافق موقت ترک مخاصمه است و اگر دشمن به تعهدات خود عمل نکند و یا دست به تجاوز تازه بزند، حملات تدافعی از سرگرفته خواهد شد.
این در حالی است که دشمن در ابتدای اعلام آتش بس، یک عملیات فریب انجام داد و آن عبارت بود از بازگذاشتن دست اسراییل در انجام شدیدترین حمله به لبنان.
توجیه دولت آمریکا این است که آتش بس بین ایران و امریکاست و ربطی به منازعه رژیم و حزب الله ندارد؛ حال آنکه حزب الله از ابتدا در حمایت از ایران وارد جنگ شد و راهبرد «وحدت ساحات» ایجاب میکند ایران به حمایت از حزب الله اقدام کند. تنگنای ایران، اما آن است که اگر پاسخ اسرائیل را بدهد به مثابه نقض آتش بس تلقی میشود و بهانه هر گونه اقدامات بعدی را به ترامپ میدهد.
با این حال به نظر میرسد، جمهوری اسلامی ایران برای حفظ روند دیپلماتیک، قصد واکنش به این نقض عهد دشمن را ندارد و حزب الله به تنهایی عهده دار پاسخ شده است.
در مجموع شرایط کنونی که در آن نوعی آتش بس موقت و البته شکننده میان دو طرف ایران و آمریکا برقرار شده بسیار حساس بوده و دورنمای ان چندان روشن نیست. در این دورنما، حداقل دو سناریو متصور است:
۱) نخستین سناریو شکل گیری روند مذاکرات و دستیابی به چارچوبی برای ترک مخاصمه و پایان جنگ در یک بازه مشخص زمانی میباشد. در این سناریو آمریکا حداقل به برخی از شروط ایران پای بندی نشان داده و معنای ضمنی آن اعتراف به ایران مقتدر با مولفهها و مزایایی همچون سیطره بر تنگه هرمز و در واقع اذعان به شکست در جنگ تحمیلی اخیر میباشد.
۲) سناریوی دوم برهم خوردن مذاکرات و تخریب روند دیپلماسی در اثر تداوم عهدشکنیهای آمریکا و اسرائیل است. در این حالت دو احتمال وجود دارد: یا دو طرف وارد جنگ مجدد میشوند که طبق اعلام نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران برای چنین گزینهای همچنان آمادگی بالا و کافی وجود دارد. از جنبه اجتماعی نیز، مردم ایران هنوز خیابانها را ترک نکرده و طبق توصیه اخیر مقام معظم رهبری تا مرحله نهایی تکلیف جنگ در صحنه حضور خواهند داشت.
در احتمال دوم، شاهد نوعی جنگ سرد خواهیم بود؛ بدین معنا که مشکلات و نزاع فعلی لاینحل باقی میماند، اما در عین حال به مرحله تقابل نظامی نمیرسد. دلیل این امر، بازنگری واشنگتن و متحدانش در هزینههای جنگ و نگرانی از تداوم واکنش سخت جمهوری اسلامی ایران میباشد؛ به ویژه آنکه در صورت وقوع جنگ مجدد، مسئله اقتصاد و خصوصا بازارهای مالی و انرژی به حداکثر ناپایداری خود خواهد رسید.
در مجموع تصمیم راهبردی جمهوری اسلامی ایران در شرایط کنونی پذیرش و پای بندی به آتش بس تا انجام مذاکرات و رسیدن به چارچوبی برای تحق شروطی از جمله جلوگیری از جنگ و تجاوز در آینده با تکیه بر دستاوردهای اقتدارآفرین در جنگ اخیر است.
وضعیت بعدی به مواضع و کنشهای دشمن بازمی گردد. اگر همچون گذشته عهدشکنی کند، ایران همچنان آماده دفاع است و اگر شروط ایران را بپذیرد به عنوان نقطه عطفی در تاریخ منازعات دو طرف تثبت خواهد شد؛ نقطه عطفی که مقاومت مثال زدنی و پیروزی درخشان ایران و در مقابل، عقب نشینی و شکست متجاوزان را در برابر جهانیان به نمایش خواهد گذارد.