- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
- جنگ رمضان و بحران فزاینده رهبری آمریکا
- برآورد راهبردی محافل امنیتی عبری
واشگتن یک «ابرقدرتِ در حال افول اما «لگد آخر» آن بهشدت خطرناک» میداند؟
تصور چین از آمریکا به عنوان "قدرتی رو به افول" صرفاً یک ادعای تبلیغاتی نیست، بلکه حاصل تحلیلی عمیق و چندلایه از روندهای بلندمدت ساختاری و در عین حال، رفتاری است که واشنگتن در قبال پکن در پیش گرفته است. این دیدگاه در میان محافل راهبردی و دانشگاهی چین به یک اجماع گسترده تبدیل شده است. در زیر، مهمترین ارکان این تحلیل از نگاه کارشناسان چینی ارائه شده است:
شواهد اقتصادی: تحلیلگران چینی به مشکلات مزمنی مانند بدهی سرسامآور فدرال، خالی شدن بخش تولید (خالی شدن صنایع) و تسلط سرمایه مالی انحصاری اشاره میکنند که رقابتپذیری واقعی آمریکا را تضعیف کرده است.
آشفتگی سیاسی: قطبیتشدگی افراطی، کارکرد نایاب نظام انتخاباتی و ظهور پوپولیسم (با مصداق بارز آن یعنی آقای ترامپ) از نظر پکن نشانههای ناکارآمدی سیستم دموکراسی آمریکاست.
رفتار بینالمللی: اقداماتی مانند حمله به ونزوئلا، بمباران ایران یا خروج از توافقات بینالمللی، نه به عنوان نشانه قدرت، بلکه به عنوان رفتار یک هژمون در حال زوال و مستأصل تفسیر میشود که برای حفظ برتری خود به هر اقدامی دست میزند. برخی محققان چینی حتی صراحتاً اعلام کردهاند که «از ترامپ به خاطر نشان دادن این انحطاط به جهان تشکر میکنند
زوال نسبی در مقابل قدرت مطلق: محققان چینی هوشمندانه میان «هژمونی» (نفوذ و رهبری) و «قدرت» (توانمندیهای سخت و نرم) تفکیک قائل میشوند. آنها اذعان دارند که سهم آمریکا از اقتصاد جهانی دیگر مانند گذشته نیست (زوال هژمونیک)، اما هنوز از نظر قدرت نظامی unrivalled، تسلط فناوری (به ویژه در هوش مصنوعی) و جذب سرمایههای جهانی، یک ابرقدرت مطلق است.
ترامپ؛ کاتالیزورِ زوال: پکن دونالد ترامپ را نه یک استراتژیست قدرتمند، بلکه هم «نشانه» و هم «تسریعکننده» افولِ هژمونی آمریکا و نقصِ سیستم دموکراسی این کشور میداند.
ریشههای بیماریِ آمریکایی: از نگاه تحلیلگران چینی، مالیسازی بیش از حد اقتصاد، بدهیهای سرسامآور دولتی، سیستم سیاسیِ بهشدت قطبیشده و ناتوانی در ایفای نقش پلیس جهانی، پایههای قدرت واشنگتن را سست کرده است.
تئوری «اضطراب هژمونیک»: چرا چین با وجود مشاهده این افول، محتاط است؟ استراتژیستهای چینی معتقدند یک هژمونِ تضعیفشده که نگران از دست دادن نفوذ خویش است، بهشدت خطرناک و غیرقابلپیشبینی شده و مستعدِ بحرانآفرینی برای حفظ برتری است.
افول نسبی، نه فروپاشی مطلق: پکن واقعبین است و میداند که آمریکا با وجود تمام چالشها، همچنان قدرت اول نظامی و اقتصادی جهان است و توانایی آسیبرسانی بالایی دارد. بنابراین، استراتژی چین، پرهیز از قلدریِ بیباکانه و جلوگیری از درگیریِ مستقیم است.
پکن در مواجهه با واشگتن نه دچار خوشبینی سادهلوحانه است و نه دست کمگیری خطر. نظر سنجیهای راهبردی در پکن این است که آمریکا قدرتی رو به زوال، اما همچنان بسیار خطرناک و غیرقابل پیشبینی است. آنها با دقت در حال مدیریت «گذار از نظم آمریکایی به نظمی چندقطبی» هستند، بدون آن که قربانی «لگد آخر» یک هژمون در حال مرگ شوند. بنابراین، استراتژی چین «رقابت در سایه با صبر راهبردی» است، تا بمباران در میدان نبرد مستقیم.
شی جینپینگ در دیدار با ترامپ در پکن، مرعوب قدرتنماییهای نظامی و سیاسی آمریکا نخواهد شد. در نگاه رهبران چین، آمریکا یک قدرتِ رنگباخته و محکوم به افول است که تنها باید با دوراندیشی و بدون تحریک مستقیم، از کنارِ دستوپازدنهای پرخطرِ آن عبور کرد.
نکته جالب اینجاست حتی چین قدرتمند هم از امریکا واهمه دارد، اما این فقط ج. ا. ایران است که میتواند ضربه راهبردی و حیثیتی به امریکا وارد کند به گونهای که کشورهای همسایه در دیپلماسی پنهان بر پیروزی ایران تاکید میکنند و نظم ایرانی بر خلیج فارس و تنگه هرمز در حال تثبیت شدن است و پنتاگون لاجرم با افتضاح و شکست منطقه را ترک خواهد کرد.