- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
- جنگ رمضان و بحران فزاینده رهبری آمریکا
- برآورد راهبردی محافل امنیتی عبری
زمینههای شکل گیری نظم نوین جهانی
نظم نوین جهانی معمولا در دوران گذار و تحولات ژئوپلیتیک رخ میدهد؛ مانند رویداد مهم جنگ جهانی دوم که به دنیال آن نظم جدیدی با محوریت ایالات متحده آمریکا شکل گرفت. این کشور خود را در کانون این منظومه تعریف کرده و برای دهه ها، در صدد تحقق سلطه گری و مداخله جویی خود در نقاط مختلف جهان با تکیه بر ابزار قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی بود.
شرایط کنونی جهان نیز حاکی از تغییر و تحولاتی است که میتواند زمینه ساز شکل گیری و یا حداقل تغییراتی در نظم موجود جهانی باشد. با توجه به تحولات پیچیده و شتابنده سالهای گذشته، آنچه امروز شاهد آن هستیم، تنها یک تغییر تدریجی نیست، بلکه فرایندی پیچیده و چندوجهی است که عوامل متعددی در شکل گیری آن نقش دارند. این عوامل، قدرتهای سلطه گر را به چالش کشیده و مهندسی تازهای از روابط و نظم بین الملل را ارائه میدهند. این عوامل را میتوان در محورهای زیر خلاصه کرد:
- از جمله عوامل یا زمینههای شکل گیری نظم نوین جهانی، فروپاشی اعتبار غرب به ویژه ایالات متحده آمریکا از جنبه حقوقی و اخلاقی است. اگر زمانی تئوریسینها آمریکایی با ادعاهایی مانند «برخورد تمدن ها» یا «پایان تاریخ» در صدد القای غلبه گفتمان «لیبرال دموکراسی» بر جهان بودند؛ اما اینک با اقدامات شرم آور روسای جمهور این کشور به ویژه دونالد ترامپ دچار سرافکندگی شدهاند؛ زیرا آمریکا به عنوان مدعی مقولاتی، چون آزادی، حقوق بشر و دموکراسی، همه موازین حقوقی و اخلاقی را زیر پا گذارده است؛ از حمایت آشکار از تجاوزات و جنایات فجبع رژیم غاصب صهیونیستی گرفته تا تجاوز و جنگ افروزی علیه ایران و ترور رهبر این کشور که با هیج یک از موازین بین المللی همخوانی ندارد و جایگاه ابرقدرتی آمریکا را به یک تروریست و متجاوز تنزل داده است.
- پیشرفتهای شگرف در حوزه فناوری از جمله انقلاب دیجیتال، هوش مصنوعی، سایبرنتیک و فناوریهای مرتبط با ارتباطات، مرزهای جغرافیایی را کمرنگ کرده و ابعاد جدیدی به رقابتهای بین المللی داده است. جنگهای سایبری، دیجیتال و کنترل اطلاعات، به ابزارهای مهمی در دست دولتها تبدیل شدهاند. همچنین، فناوریهای نوظهور در حوزه انرژی و دفاعی، موازنه قدرت را دگرگون ساخته و کشورهای پیشرو در این زمینه را در موقعیت برتر قرار میدهند. نکته مهم آن است که انحصار فناوری به تدریج از دستان غرب و آمریکا خارج شده و مدعیان زیادی در این حوزه به ویژه در شرق ظهور کردهاند.
- گذار اقتصادی و تغییر الگوهای تجارت جهانی موجب تغییراتی در معادلات بین المللی شده و نظم موجود را به چالش کشیده است. حرکت از اقتصاد مبتنی بر نفت به سمت اقتصاد دانشبنیان و انرژیهای پاک، و همچنین تغییر در مسیرهای تجارت و زنجیرههای تأمین جهانی، نظم اقتصادی پیشین را به محاق برده است. تنشهای تجاری میان قدرتهای بزرگ، مانند جنگ تعرفه ها، و تلاش برای ایجاد بلوکهای اقتصادی منطقهای، نشان از تغییراتی عمیق در ساختار اقتصاد جهانی دارد. برای نمونه چین تبدیل به یک غول اقتصادی شده است که محوریت اقتصادی آمریکا در جهان را در معرض خطر جدی قرار داده است.
- عامل دیگر تغییر در نظم جهانی، نقش فزاینده بازیگران غیردولتی است. شرکتهای چندملیتی، سازمانهای مردم نهاد بین المللی، بازیگران نوظهور و حتی افراد تأثیرگذار در شبکههای اجتماعی، به بازیگرانی مؤثر در عرصه بین الملل تبدیل شدهاند. این بازیگران که حتی در مغرب زمین فراوان هستند، در بسیاری از مقاطع و بزنگاههای حساس در برابر آمریکا قرار گرفته و وضعیت روابط بین الملل را به ضرر کاخ سفید افزایش میدهند.
- در سطح منطقه، در سایه تحولات چند سال اخیر به ویژه در منطقه غرب آسیا، آمریکای امروز با بحرانهایی مواجه شده که خطوط کلان سیاست خارجی این کشور را هدف قرار داده و قدرت سلطه گری کاخ سفید در نظام بین الملل را کاهش داده است. در واقع ظهور گفتمان مقاومت پس از پیروزی انقلاب اسلامی در منطقه نقش مهمی در این تغییرات تدریجی داشت؛ به گونهای که قدرت جدید و بازدارندهای در اضلاع مختلف (از مقاومت عراق گرفته تا حزب الله لبنان و مقاومت فلسطین و انصارالله یمن) در برابر توسعه طلبی آمریکا و متحد آن یعنی رژیم صهیونیستی در منطقه شکل گرفت که اهداف راهبردی آنها را با چالشهای جدی مواجه ساخت.
- یکی از تحولات اخیر، جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران است که در موازنه قوا تاثیرات جدی برجا نهاده و زمینههای تغییر در نظم بین المللی را فراهم کرده است. این جنگ پیامهای مهمی برای کشورهای مختلف از جمله چین و روسیه داشت. قدرت نمایی ایران و نمایش آسیب پذیری سیستمهای گران قیمت پدافندی غرب مانند تاد و پاتریوت در برابر قدرت بازتولید سریع موشکی ایران، جایگاه بین المللی جمهوری اسلامی ایران را تثبیت کرد. اکنون ایران دیگر نه فقط یک بازیگر منطقهای، بلکه یک وزنه راهبردی در نظم نوین جهانی محسوب میشود؛ نظمی که در آن قدرت آمریکا دیگر محور اصلی نیست و قطبهای جدید قدرت با تکیه بر مقاومت میدانی ظهور کردهاند.
در چنین شرایطی دوران تک قطبی پس از فروپاشی شوروی سابق رو به افول است و شاهد ظهور مجدد قدرتهای سنتی و ظهور بازیگران جدید در عرصه بین الملل هستیم. رشد اقتصادی و نظامی چین، احیای قدرت روسیه، و نقش رو به افزایش قدرتهای منطقهای مانند هند، ترکیه و ایران، توازن قدرت را از حالت تک قطبی خارج کرده و به سمت یک نظم چند قطبی یا دستکم دوقطبی چندلایه سوق میدهد. این تغییر، رقابت میان قدرتها در عرصههای مختلف را تشدید کرده و گاه منجر به تنشهای نیابتی و مسابقات تسلیحاتی میشود.
با این وضعیت، جهان شاهد تغییرات مهمی است. شرکای سیاسی و تجاری استراتژیک آمریکا، نگران از امواج این طوفان، به این نتیجه رسیدهاند که در نظم جدید، ایستادن در کنار آمریکا دیگر یک امتیاز نیست، بلکه یک کار پرهزینه است. برای نمونه میتوان به عربستان سعودی اشاره کرد که به رغم آنکه از دیرباز متحد سنتی واشنگتن محسوب میشود، اما مخالفت خود با جنگ طلبی آمریکا در منطقه را اعلام کرد؛ تا حدی که گفته میشود دونالد ترامپ به دلیل عدم همراهی ریاض، عملیات «پروژه آزادی» در تنگه هرمز را متوقف کرد.
در واقع، ایران و محور مقاومت، با ایستادگی خود، هزینه همراهی با بزرگترین ابرقدرت جهان را چنان بالا بردهاند، به طوری که بار سنگین این هزینه بر گردن تمام کسانی افتاده است که روزگاری به اتحاد با این امپراتوری افتخار میکردند.
در مجموع، آنچه مسلم است اینکه ساختارهای ترسیم شده در دوران پساجنگ جهانی دوم در حال تغییر است. در چنین شرایطی حتی تحلیلگران مسایل راهبردی در غرب، از نظم نوین جهانی و ترسیم مختصاتی تازه با بنیانهای جدید در جهان امروز سخن میگویند، مختصات و بنیانهایی که همانند گذشته با انگارهها و مولفههای تثبیت شده در حوزه امنیتی - سیاسی آمریکا سازگاری ندارد و میرود تا طرحی نو دراندازد.
با توجه به شرایط و تحولات مهمی که منطقه و جهان شاهد آن است، جمهوری اسلامی ایران در برابر یک نقطه عطف مهم و جدید قرار گرفته و لازم است از همه ظرفیتهای خود و متحدانش در حوزههای مختلف نرم و سخت بهره برداری کند تا زمینه شکل دهی به نظم نوین بین المللی و تمدن نوین اسلامی را که امام شهید در بیانیه گام دوم نوید آن را داده بود، فراهم سازد.