- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
اهداف و نتایج مذاکرات سوم لبنان- رژیم صهیونیستی
ارزیابی از مذاکرات لبنان و رژیم با میانجیگری سوگیرانه امریکا نشان میدهد که با یک «پارادوکس دیپلماتیک» روبرو هستیم: طرفی که قرار است تعهدات را اجرا کند (دولت لبنان) توانایی و اختیار اجرا ندارد، و طرفی که توانایی نظامی(رژیم) دارد تمایل به مصالحه واقعی و عقب نشینی نشان نمیدهد.اساسا صحبت از «توقف خصومتها» لزوماً به معنای پیشرفت به سمت یک توافق واقعی نیست. شکاف عمیقی بین مفهوم لبنان از کاهش تنش، مبتنی بر آتشبس و بازگشت به ثبات مرزی مطابق با توافق ۲۰۲۴، قطعنامه ۱۷۰۱ و مفهوم رژیم اسرائیل، که هدف آن ایجاد یک واقعیت امنیتی جدید است که اساساً قابلیتهای مقاومت در جنوب را محدود میکند، وجود دارد.
از سوی دیگر، آمریکا نیز به جای میانجیگری منصفانه، در عمل شریک راهبردی رژیم در اعمال فشار بر لبنان و تحمیل دیپلماتیک اراده خود است. در چنین شرایطی، محتملترین نتیجه ادامه وضعیت موجود است: آتشبسی شکننده و ناقص که به صورت دورهای تمدید میشود و مذاکراتی که در عمل پیشرفت اساسی نمیکند.
مواضع و دیدگاه امریکا:
بر اساس بیانیه رسمی وزارت خارجه آمریکا در تاریخ ۱۵ مه و اظهارات مقامات، موضع آمریکا را میتوان در نکات زیر خلاصه کرد:
• ارزیابی کلی: مذاکرات را «سازنده»، «مثبت» و «بسیار سازنده» توصیف کردهاند.
• دستاورد اصلی: اعلام تمدید ۴۵ روزه آتشبس و ایجاد دو مسیر مجزا برای مذاکرات؛سیاسی (4 و 5 ژوئن دور بعدی) و امنیتی (29 مه دور بعدی).
• چالش اصلی: چالشهای ناشی از حملات حزبالله به اسرائیل و تلاش این گروه برای «به شکست کشاندن روند» مذاکرات
• چشمانداز: ابراز امیدواری برای دستیابی به صلح پایدار، حاکمیت مشترک و امنیت در مرزها.
موضع آمریکا در این مذاکرات دوگانه و متناقض است: لحن رسمی: توصیف مذاکرات به عنوان «بسیار سازنده» و «فراتر از انتظارات». واقعیت میدانی: آمریکا نه تنها مانع حملات رژیم نشده، بلکه فشار چندانی برای اجرای آتشبس کامل وارد نمیکند.
ساختارچیدمانی هیئت میانجی امریکا نیز نشاندهنده همسویی عملی واشنگتن با تلآویو است: مایک هاکبی، سفیر آمریکا در رژیم، یک کشیش انجیلی و حامی سرسخت جاهطلبیهای منطقهای صهیونهاست.
آمریکا قرار است پیشرفت در خلع سلاح حزب الله را به میزانی برای سنجش، گام های بعدی توافق میان رژیم و لبنان تبدیل نماید. در واقع، واشنگتن دیگر خلع سلاح حزبالله را به عنوان یک هدف بلندمدت یا نتیجه بالقوه مذاکرات موفقیتآمیز نمیبیند، بلکه آن را به عنوان یک شرط ساختاری برای هرگونه "صلح جامع و امنیت پایدار" میداند.آمریکایی ها به دنبال ایجاد ترتیبات امنیتی جدید و عمیق تر در لبنان هستند و با ترکیب یک مسیر سیاسی به رهبری وزارت امور خارجه با یک مسیر امنیتی به میزبانی پنتاگون به دنبال تغییر تمرکز از مدیریت تشدید تنش به بررسی ترتیبات دائمی و قابل اجرا در مراحل بعدی مذاکره هستند..
مواضع و دیدگاه رژیم صهیونستی از نتایج مذاکرات:
لایتر رئیس هیئت مذاکره کننده صهیونی قبل از آغاز مذاکرات این دوره تاکید کرد، هرگز با آتشبس در لبنان موافقت نمیکنیم در حالی که به حزبالله اجازه داده شود دوباره مسلح شود. بر اساس اطلاعات موجود، موضع رسمی رژیم صهیونی در مورد نتایج مذاکرات با لبنان را میتوان بدین گونه خلاصه کرد: گفتوگوهای صلح، صریح و سازنده بود و قرار است در دو مسیر امنیتی و سیاسی پیش برود. لایتر، لحنی مثبت اما محتاطانه را در پیش گرفت و به چالشهای پیشرو اذعان کرد و افزود: فراز و نشیبهایی وجود خواهد داشت، اما پتانسیل موفقیت بسیار زیاد است. این اظهارات نشان میدهد که رژیم اگرچه از روند مذاکرات و تمدید آتشبس استقبال میکند، اما به خوبی از دشواریهای مسیر پیشِرو آگاه است.
ارزیابی راهبردی رژیم صهیونی از مذاکرات:
• آتشبس به عنوان ابزار، نه هدف: اسرائیل آتشبس حاصل از مذاکرات را فرصتی برای حفظ دستاوردهای نظامی و اعمال فشار دیپلماتیک میبیند، نه تعهدی برای توقف عملیاتهای خود. لایتر تصریح کرده است: اسرائیل میخواهد «آزادی انجام عملیات هوایی و زمینی علیه حزبالله را تا زمان حصول توافق حفظ کند» .
• خلع سلاح حزبالله، خط قرمز غیرقابل مذاکره: در ارزیابی اسرائیل، هیچ توافقی بدون «انحلال حزبالله» معنا ندارد . لایتر در این باره گفته است: «ما باید در عمل ببینیم که دولت لبنان چگونه ارتش را تقویت میکند و در زمین اقدام میکند. ما یک منطقه خاص را با دولت لبنان شناسایی کرده و با آن برنامهریزی خواهیم کرد که چگونه آن را از سلاح حزبالله پاکسازی خواهد کرد.
از منظر رژیم، موفقیت واقعی مذاکرات نه در تمدیدهای مکرر آتشبس، بلکه در حصول اطمینان از عدم بازگشت حزبالله به مرزهای شمالی خلاصه میشود. هرگونه توافقی که این هدف راهبردی را تأمین نکند، در ارزیابی رژیم فاقد ارزش واقعی خواهد بود .
• مواضع و دیدگاه دولت لبنان از نتایج مذاکرات:
موضع رسمی لبنان در قبال نتایج دور سوم مذاکرات، «استقبال محتاطانه از پیشرفت دیپلماتیک» در کنار «تأکید بر خطوط قرمز حاکمیتی» است. هیئت مذاکرهکننده لبنان پس از پایان مذاکرات بیانیهای تفصیلی صادر کرد. در بیانیه رسمی و اظهارات مقامات لبنانی، شش هدف اصلی و خط قرمز زیر ترسیم شده است:1- عدم عادیسازی روابط، 2- بازگرداندن حاکمیت کامل، 3- جدول زمانی مشخص برای عقبنشینی اسرائیل، 4-خروج از آتشبس شکننده به سمت توافق جامع، 5- ایجاد سازوکار مستقل برای نظارت و 6- تضمین و تقویت ارتش و بازسازی.
ارزیابی واقعبینانه از مذاکرات لبنان و رژیم صهیونی
ارزیابی واقعبینانه از مذاکرات لبنان و رژیم صهیونی نشان میدهد که با وجود خوشبینی دیپلماتیک آمریکا، فاصله عمیقی میان مواضع دو طرف وجود دارد و چشمانداز دستیابی به توافقی پایدار در کوتاهمدت بسیار دور از انتظار است. در ادامه، ارزیابی در چند محور کلیدی ذیل ارائه می شود:
۱. آتشبس: «شکننده» و «اسمی بدون محتوا»: منابع متعدد این آتشبس را صرفاً «اسمی» و محدودکننده دامنه درگیری توصیف کردهاند.درواقع، توافق موجود نه یک آتشبس واقعی، بلکه نوعی «مدیریت بحران» است که به جای حل ریشهای درگیری، صرفاً از شدت آن میکاهد .
2- واگرایی کامل اهداف راهبردی دو طرف: بزرگترین مانع بر سر راه مذاکرات، «واگرایی کامل» اهداف و اولویتهای دو طرف است. به عبارت دیگر، آنچه را که هر طرف «پیششرط» ادامه مذاکرات میداند، طرف مقابل «نتیجه مذاکرات» تلقی میکند .موضع اسرائیل در این مذاکرات بسیار سختگیرانه توصیف شده است. هیئت اسرائیلی حتی از بحث درباره عقبنشینی از مناطق اشغالی خودداری کرده و خواستار «گامهای عملی و قاطع» از سوی دولت لبنان در برابر حزبالله است. در مقابل، دولت لبنان عملاً توانایی اجرایی برای تحقق خواسته اسرائیل را در کوتاهمدت ندارد .
۳. ناتوانی ساختاری دولت لبنان در اجرای تعهدات: کارشناسان متفقالقول هستند که دولت لبنان در وضعیت کنونی فاقد ظرفیت و توانایی لازم برای اجرای تعهداتی است که اسرائیل از آن انتظار دارد . مهمترین موانع عبارتند از: ضعف شدید ارتش لبنان، انشقاق سیاسی عمیق داخلی لبنان و بحران اقتصادی و اجتماعی لبنان. یک تحلیلگر ارشد سیاسی به صراحت گفته است: «دولت لبنان پرونده امنیتی جنوب را در اختیار ندارد؛ تقریباً غیرممکن است که بدون رضایت حزبالله، توافقی با اسرائیل اجرا شود» .
۴. استراتژی «مذاکره زیر آتش» رژیم صهیونی: اسرائیل عمداً استراتژی «مذاکره در حین آتش» را دنبال میکند. به این معنا که از تشدید نظامی به عنوان اهرم فشار برای گرفتن امتیازات بیشتر در میز مذاکره استفاده میکند . این استراتژی دارای مؤلفههای زیر است:
- ادعای حق دفاع از خود، عدم تعهد به آتشبس کامل و حفظ منطقه حائل. این رویکرد باعث شده که مذاکرات نه تنها به آرامش میدان منجر نشود، بلکه همزمان با گفتوگوها، حملات اسرائیل نیز ادامه یابد و در برخی موارد تشدید شود .