- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
- جنگ رمضان و بحران فزاینده رهبری آمریکا
- برآورد راهبردی محافل امنیتی عبری
برآورد راهبردی محافل امنیتی عبری
روزنامه عبری یدیعوت آحارونوت به نقل از یک منبع امنیتی صهیونی نوشت که «جنگ علیه ایران «طولانیمدت» است و اسرائیل ممکن است خود را با دورهای متوالی نبرد «هر سال یا با فرکانسی حتی بالاتر» با هدف جلوگیری از تبدیل شدن برنامه هستهای و موشکهای بالستیک ایران به یک تهدید وجودی مواجه ببیند».
در مورد قابلیتهای موشکی ایران، برآوردهای صهیونی نشان میدهد، اسرائیل توان ضربه استراتژیک به توان موشکی ایران را ندارد به دلیل اینکه در دل کوهها و عمق زمین هستند. در همین چارچوب، اسرائیل میان برنامه موشکی و پرونده هستهای ایران پیوندی مستقیم قائل است. از نگاه تحلیلگران عبری، حتی اگر توافقی هستهای میان ایران و آمریکا حاصل شود، این توافق مانع توسعه برنامه موشکی و افزایش توان بازدارندگی ایران نخواهد شد. به همین دلیل، تلآویو با هر توافقی که ایران را در آستانه توان هستهای نگه دارد مخالف است. نگرانی اسرائیل بیش از آنکه متوجه ساخت فوری بمب هستهای باشد، متوجه «ایران آستانهای» است؛ یعنی کشوری که شاید رسماً سلاح هستهای نداشته باشد، اما ظرفیت و دانش لازم برای تولید سریع آن را حفظ کرده باشد. چنین وضعیتی از نگاه صهیونها خطرناکتر است، زیرا قدرت بازدارندگی ایران را افزایش میدهد و آزادی عمل نظامی تلآویو را محدود میکند.
به گزارش یدیعوت آحارونوت، هرگونه حمله جدید اسرائیل بر تعمیق فشار اقتصادی و گسترش بانک هدف، از جمله هدف قرار دادن چهرههای برجسته و مقامات ایرانی، متمرکز خواهد بود. در روزنامه اسرائیل هیوم، یوآو لیمور، تحلیلگر نظامی، استدلال کرد که «شکست ایالات متحده در پیروزی قاطع در این رویارویی ممکن است تردیدهایی را در مورد تمایل هر دولت آینده ایالات متحده برای تکرار این تجربه ایجاد کند. لیمور اظهار داشت که هرگونه رویارویی جدید با ایران از چند روز تا چند هفته طول خواهد کشید، اما با توجه به مواضع متغیر ترامپ و فشارهای متعدد آمریکایی و بینالمللی که بر تصمیمات او تأثیر میگذارند، پیشبینی چگونگی پایان آن دشوار است. از نظر او، مسئله هستهای همچنان برای اسرائیل محوری است، چرا که معتقد است هر وضعیتی که به ایران اجازه دهد نزدیک به توانایی هستهای باقی بماند، بدتر از دوره قبل از جنگ خواهد بود».
لیمور معتقد است که تصمیم برای از سرگیری جنگ دیگر به اصل اجرا وابسته نیست، بلکه به زمان اجرای آن بستگی دارد. او خاطرنشان کرد که محاسبات دولت آمریکا تحت تأثیر عوامل زمانی و سیاسی، از جمله جام جهانی، تعطیلات تابستانی و انتخابات میاندورهای پیش رو در آمریکا قرار دارد.
از سوی دیگر، عاموس هارل، تحلیلگر نظامی، در روزنامه هاآرتص نوشت که «وضعیت فعلی نشان دهنده تردید آمریکا برای بازگشت به یک جنگ تمام عیار علیه ایران است، در حالی که تهران همچنان به مواضع خود در طول مذاکرات پایبند است. او معتقد است که اسرائیل طوری رفتار میکند که گویی تصمیم به از سرگیری جنگ از قبل گرفته شده است، با وجود اینکه ایالات متحده هنوز چنین تصمیمی نگرفته است».هارل خاطرنشان کرد «صحنه اسرائیل از فقدان آشکار بحثهای استراتژیک رنج میبرد، در زمانی که خشم در میان ساکنان شمال در حال افزایش است».
تلآویو دیگر تقابل با ایران را یک بحران مقطعی یا قابل حل از طریق یک جنگ کوتاه نمیداند، بلکه آن را وارد مرحلهای فرسایشی، طولانیمدت و تکرارشونده ارزیابی میکند. از نگاه محافل امنیتی صهیونی، «حتی در صورت وقوع درگیریهای جدید، هیچ جنگی پایاندهنده منازعه نخواهد بود و تا زمانی که ساختار سیاسی جمهوری اسلامی پابرجاست، اسرائیل ناچار است خود را برای دورهای متوالی نبرد آماده کند».این مسئله نشاندهنده تغییر اساسی در دکترین امنیتی صهیونهاست. رویکرد رژیم از «پیروزی نهایی» به سمت «مدیریت دائمی تهدید» تغییر یافته است. این تغییر، بهنوعی اعتراف ضمنی به ماندگاری و تثبیت قدرت منطقهای ایران تلقی میشود.
یکی از مهمترین محورهایی که محافل امنیتی رژیم به آن اذعان می کنند، موضوع توان موشکی ایران است. واهمه اصلی تلآویو فقط تعداد موشکها نیست، بلکه ظرفیت بازسازی و تولید مجدد آنهاست. رژیم به این نتیجه رسیده که با یک ساختار گسترده و پراکنده صنعتی و نظامی مواجه است که حتی در صورت وارد آمدن ضربات سنگین نیز قابلیت احیا دارد.
بخش مهم دیگری از این ارزیابیها به تردید آمریکا درباره ورود مجدد به جنگ گسترده علیه ایران مربوط میشود. رسانهها و تحلیلگران اسرائیلی معتقدند که حملات قبلی نتوانسته ایران را وادار به عقبنشینی کند و همین مسئله باعث شده واشنگتن نسبت به ورود به یک جنگ فرسایشی محتاطتر شود. فشارهای اقتصادی داخلی، نگرانی از تورم، انتخابات میاندورهای آمریکا و کاهش محبوبیت ترامپ از جمله عواملی هستند که به گفته تحلیلگران عبری، تصمیمگیری آمریکا را دشوار کردهاند. این مسئله برای اسرائیل بسیار نگرانکننده است، زیرا تلآویو میداند بدون حمایت کامل آمریکا، توان تحمل یک جنگ بلندمدت و چندجبههای را ندارد. در واقع، یکی از نگرانیهای اصلی اسرائیل این است که آمریکا وارد جنگ شود، اما در میانه مسیر به سمت مصالحه یا عقبنشینی حرکت کند و در نهایت ایران بدون حذف کامل تهدید، همچنان پابرجا بماند.
موضوع دیگر، گسترش «بانک اهداف» در حملات احتمالی آینده است. بر اساس ارزیابیهای مطرحشده، رژیم صهیونی در صورت بازگشت به جنگ، تنها به حملات محدود نظامی اکتفا نخواهد کرد، بلکه به سمت یک جنگ ترکیبی و چندلایه حرکت خواهد کرد؛ جنگی که شامل فشار اقتصادی، عملیات سایبری، ترور شخصیتها، هدف قرار دادن زیرساختهای حساس و تشدید جنگ روانی خواهد بود. این نشان میدهد که هدف اسرائیل صرفاً تخریب تأسیسات نظامی نیست، بلکه فرسایش تدریجی ظرفیت حکمرانی و توان راهبردی ایران است. و توجه ویژه محافل صهیونی در جنگ بعدی، ضربه استراتژیک به زیرساخت های حیاتی ایران است.
همچنین اشاره به جنوب لبنان و نگرانی از وضعیت شمال سرزمین های اشغالی، بیانگر ترس جدی تلآویو از جنگ چندجبههای است. صهیونها میدانند هرگونه درگیری گسترده با ایران میتواند همزمان جبهه لبنان، سوریه، عراق، یمن و حتی دریای سرخ را فعال کند. توصیف وضعیت شمال بهعنوان شرایطی «تاریک و نگرانکننده» نشان میدهد که صهیون همچنان راهحل قطعی برای مقابله با پهپادها، موشکها و جنگ فرسایشی نامتقارن پیدا نکرده است.
در مجموع، فضای حاکم بر محافل امنیتی صهیونی آمیخته با نگرانی، فرسایش و نبود چشمانداز روشن است. رژیم اکنون به این جمعبندی رسیده که نه توان حذف کامل ایران را دارد و نه میتواند بهسادگی از چرخه تقابل خارج شود. به همین دلیل، راهبرد جدید تلآویو بر مهار، فرسایش و مدیریت دائمی تهدید استوار شده است. این تحول بیانگر ورود منطقه به مرحلهای از بیثباتی بلندمدت و دوره های مکرر نبرد است؛ دورهای که در آن نه صلح کامل قابل تصور است و نه جنگی که بتواند بهطور قطعی معادلات را پایان دهد.