- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
- جنگ رمضان و بحران فزاینده رهبری آمریکا
- برآورد راهبردی محافل امنیتی عبری
نقش میانجیگری پاکستان و چین
تقارن میزبانی همزمان پکن از رؤسای جمهور آمریکا و روسیه در کنار نخست وزیر پاکستان و رفت و آمد مقامات اسلامآباد به تهران، معادلات منطقه را به نقطه عطفی تاریخی رسانده است. شهباز شریف نخست وزیر پاکستان به پکن سفر کرده و تداوم میانجیگری پاکستان میان ایران و آمریکا را با مشارکت چین پیگیری میکند. این سفر در حالی انجام مبشود که پکن چند روز پیش میزبان ترامپ بود و پوتین نیز بلافاصله پس از او یک سفر دو روزه به چین داشت. همزمان، فیلد مارشال عاصم منیر وارد ایران شده تا روند تبادل پیشنهادات را به سرانجام برساند. این تحرکات دیپلماتیک، منطقه را با محوریت ایران و نقش تعیین کننده محور مقاومت، وارد فاز جدید رقابت و همکاری پیچیده کرده است.
سفر ترامپ به پکن با تأکید بر مسائل تجاری، اما با تأخیری انجام شد که دلیل آن تمرکز واشنگتن بر جنگ با ایران و اهمیت پرونده ایران برای ترامپ عنوان گردید.به پکن با تأکید بر مسائل تجاری، اما با تأخیری انجام شد که دلیل آن تمرکز واشنگتن بر جنگ با ایران و اهمیت پرونده ایران برای ترامپ عنوان گردید. هرچند ترامپ دست خالی رفت و با دست خالیتر برگشت. در مقابل، دیدار پوتین از چین تنها چند روز پس از ترامپ، نشانگر تلاش پکن برای حفظ تعادل میان قدرتهای بزرگ و ایفای نقش بیطرفی فعال در بحرانهای جهانی است. این میزبانی دوگانه از رقبای ژئوپلیتیک، راهبردی هوشمندانه برای کنترل فضای بینالمللی و جلوگیری از قطبی شدن کامل جهان حول محور شرق در برابر غرب تلقی میشود. نکته کلیدی اینکه حضور همزمان رهبران آمریکا و روسیه در پکن و بررسی پرونده ایران، نشانه دهنده اینست که محور گفتوگو و ترتیبات امنیتی آینده منطقه بدون نقش آفرینی مستقیم ایران شکل نخواهد گرفت و تهران اکنون اهرم فشار مستحکمی در دست دارد.
از طرفی تردد مقامات پاکستانی میان تهران و پکن، سبب شده اسلامآباد، به حلقه مرکزی دیپلماسی پنهان تبدیل شود. تیم مذاکره کننده قطر نیز برای کمک به توافق پایانی جنگ وارد تهران شد تا شبکه میانجیگری را تکمیل کند. اما همزمانی این تحرکات با اظهارات غیرمنطقی ترامپ درباره وضعیت احتضار آتش بس و تشدید تحرکات نظامی دشمن در منطقه، فاصله دیپلماسی و میدان نبرد را به کمترین حد ممکن رسانده است. ایران با تمرکز بر خاتمه جنگ در همه جبهههای مقاومت، آزادسازی دارائیهای بلوکه شده، رفع تحریمها، اخذ غرامت و...، خطوط قرمز روشنی را ترسیم کرده و هیچ مماشاتی را در این اصول نمیپذیرد. با این اوضاع ملتهب، منطقه در آستانه ساعت صفر درگیری قرار دارد. چراکه دشمن برخلاف ظاهر مذاکرات، تحرکات نظامی خود را به حداکثر رسانده است. از سوی دیگر، چین و روسیه بعنوان شرکای استراتژیک ایران، نگاهشان به آینده نظم منطقهای بدون حضور مزاحم آمریکا معطوف است و این همگرایی، پشتوانه محکمی برای ایستادگی تهران محسوب میشود.
کلام پایانی
در پایان باید اذعان داشت که مرز میان صلح و جنگ به نازکترین حالت ممکن رسیده و هر محاسبه نادرستی از طرف محور ترامپ_نتانیاهو میتواند مذاکرات را به سمت جنگ بیسابقه سوق دهد. دیپلماسی فشرده هفتههای اخیر، نمایشی از بازار سرد معادلات قدرت است که در آن، هر بازیگری به دنبال حداکثر سهم خواهی پیش از انفعال یا انفجار است. نظم منطقهای جدیدی در حال شکل گیری است و ایران برای حفظ حداکثری منافع ملی، باید ضمن آمادگی کامل در برابر تهدیدات، از همه ظرفیتهای دیپلماتیک موجود بهره گیرد. هرچند محور صهیونیستی_آمریکایی در جبهههای مختلف شکست خورده، اما حاضر به پذیرش این خفًّت نیست و هر لحظه ممکن است با محاسبات غلط، دست به حمله نظامی علیه ایران بزند؛ بنابراین هوشیاری همه جانبه، آمادگی رزمی حداکثری و ابتکار عمل در میدان و دیپلماسی، کلید عبور از این پیچ تاریخی خواهد بود.