- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
- جنگ رمضان و بحران فزاینده رهبری آمریکا
- برآورد راهبردی محافل امنیتی عبری
ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
فضای سیاسی و رسانهای پیرامون مذاکرات ایران و آمریکا در روزهای اخیر بهشدت آشفته، متناقض و همراه با جنگ روانی گسترده بوده است. حجم بالای اخبار ضدونقیض، افشاگریها و روایتهای متعارض نشان میدهد که بازیگران مختلف منطقهای و بینالمللی تلاش میکنند بر روند مذاکرات اثر بگذارند. با این حال، برخلاف فضاسازیهای رسانهای درباره نزدیک بودن حمله نظامی گسترده، نشانهها حاکی از آن است که در شرایط فعلی، واشنگتن بیش از هر چیز از ابعاد و پیامدهای جنگ واهمه دارد. به همین دلیل به دنبال کنترل بحران و رسیدن به یک تفاهم موقت با تهران است؛ تفاهمی که بتواند از ورود منطقه به یک جنگ فراگیر جلوگیری کند.
بر اساس ارزیابیهای موجود، طی هفتههای اخیر چندین بار گزینه حمله نظامی آمریکا و رژیم علیه ایران بهصورت جدی بررسی شده و حتی برخی هماهنگیهای عملیاتی نیز انجام گرفته است، اما هر بار در آخرین مرحله، کاخ سفید تصمیم گرفته مسیر مذاکره را ادامه دهد. این مسئله گویای تقویت بازدارندگی ایران و ارتقای قدرت راهبردی ایران است. بنابراین، برخلاف مواضع تند سیاسی، آمریکا نسبت به پیامدهای یک جنگ مستقیم با ایران تردید جدی دارد. واشنگتن بهخوبی میداند که هرگونه درگیری گسترده، علاوه بر تهدید منافع آمریکا در منطقه، میتواند بازار جهانی انرژی، امنیت خلیج فارس و اقتصاد بینالمللی را با شوک سنگین روبهرو کند و ج. ا. ایران این توان را دارد که جنگ را فرامنطقهای و هزینههای سنگینی بر کاخ سفید تحمیل نماید.
در شرایط کنونی، به نظر میرسد از طریق میانجیگری قطر و پاکستان، نوعی تفاهم اولیه میان تهران و واشنگتن در حال شکلگیری است. این تفاهم هنوز توافق نهایی محسوب نمیشود، بلکه بیشتر یک چارچوب سیاسی برای کاهش تنش و آغاز مذاکرات تفصیلی آینده است. هدف اصلی ایران از ورود به این مسیر، جلوگیری از گسترش جنگ، کاهش فشار اقتصادی و حفظ ثبات داخلی و تثبیت دستاورهای جنگ و مشروعیت بخشی بین المللی به اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز است؛ در حالی که آمریکا نیز به دلیل فشارهای سیاسی و اقتصادی داخلی، تمایل چندانی به آغاز جنگی جدید در خاورمیانه ندارد، اما این به معنای منتفی شدن جنگ نیست بلکه تجربه نشان میدهد دشمن طبق اصل غافلگیری در لحظه مناسب ضربه وارد میکند که نباید از این مهم غفلت کرد.
نگاه ایران به مذاکرات، صرفاً هستهای نیست؛ بلکه تهران این پرونده را بخشی از معادله بزرگتر امنیت منطقهای میداند. جمهوری اسلامی تلاش میکند در کنار کاهش فشارهای اقتصادی، موقعیت ژئوپلیتیکی خود را نیز تثبیت کند و امنیت هم پیمانان مقاومتی خود را تامین و قدرت آنها را ارتقا دهد و این اصولی حیاتی برای سیاست خارجی ج. ا. ایران محسوب میگردد. یکی از محورهای مهم دیگر، مسئله تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که ایران آن را بخشی از عمق راهبردی و اهرم بازدارندگی خود میداند. غرب و متحدانش نگراناند که ایران بتواند از این موقعیت برای اعمال فشار اقتصادی و امنیتی استفاده کند، اما از نگاه تهران، همین توان بازدارندگی مانع اصلی تبدیل تهدیدهای خارجی به جنگ مجدد مستقیم بوده است.
در حوزه هستهای نیز اختلافات اصلی همچنان پابرجاست. آمریکا خواهان محدود شدن غنیسازی و انتقال بخشی از اورانیوم غنیشده از خاک ایران است، اما تهران تأکید دارد که حفظ چرخه غنیسازی در داخل کشور، یک حق حاکمیتی و بخشی از امنیت ملی ایران محسوب میشود. ایران تلاش میکند ضمن جلوگیری از تشدید بحران، زیرساخت علمی و فنی برنامه هستهای خود را حفظ کند تا در آینده دوباره تحت فشار راهبرد «خلع کامل توانمندی» قرار نگیرد.
در این میان، رژیم ترویستی صهیون اصلیترین مخالف هرگونه توافق با ایران است و به عنوان مهمترین پسران توافق تلقی میگردد. نگرانی تلآویو این است که توافق احتمالی نهتنها موجب فروپاشی ساختار قدرت در ایران نشود، بلکه به تهران فرصت بازیابی اقتصادی، نظامی و منطقهای بدهد و منجر به ارتقای قدرت راهبردی یبین المللی ایران شود. به همین دلیل، صهیون تلاش میکند مذاکرات را ناکارآمد جلوه دهد و بر تهدید نظامی و تداوم فشار اقتصادی تأکید کند. از نگاه رژیم، مسئله فقط برنامه هستهای نیست، بلکه شبکه نفوذ منطقهای ایران، توان موشکی و حمایت از گروههای متحد منطقهای مانند حزبالله و انصارالله نیز بخشی از تهدید راهبردی علیه تلآویو محسوب میشود.
با این حال، ارزیابیهای راهبردی نشان میدهد، توان بازدارندگی ایران منطقه ارتقا پیدا کرده است و ایران به عنوان بازیگری کلیدی در معادلات در حال ایفای نقش است. هرچند بخشی از زیرساختهای نظامی و موشکی آسیب دیده، اما تهران هنوز قادر است امنیت پایگاههای آمریکا، مسیرهای انرژی و عمق راهبردی رژیم را تحت فشار موثر قرار دهد. همین مسئله باعث شده گزینه جنگ گسترده، برای واشنگتن و متحدانش پرهزینه و غیرقابل پیشبینی باشد.
در نهایت، آنچه اکنون در حال شکلگیری است، نه صلح کامل و نه پایان اختلافات، بلکه یک «مدیریت موقت بحران» است. ایران تلاش میکند بدون عقبنشینی اساسی از مؤلفههای قدرت خود، فشار اقتصادی و خطر جنگ را کاهش دهد؛ آمریکا به دنبال مهار بحران بدون ورود به جنگی پرهزینه است؛ و رژیم یاغی صهیون نگران آن است که هرگونه توافق موقت، در بلندمدت به تقویت و ارتقای قدرت ایران منجر شود. به همین دلیل، از همه توان برای اختلال در مذارکرات و کسب فرصت طلایی برای ضربه غافلگیرانه استفاده خواهد کرد که نباید به هیچ وجه روند مذاکرات باعث کاهش حساسیتهای امنیتی و نظامی شود و کماکان باید دشت به ماشه آماده جنگ بود تا صلح ایجاد شود.