- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
در شرایطی که زمزمههایی مبنی بر توافق احتمالی بین ایران و آمریکا به گوش میرسد، برخی رسانهها از تشدید اختلاف میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو بر سر نحوه مقابله با ایران خبر دادهاند.
پیش از این گزارههایی مطرح بود مبنی بر اینکه اختلاف بین آمریکا و اسرائیل نوعی عملیات فریب است، یعنی رسانههای آمریکایی و صهیونیستی به شکل تعمدی اینگونه القا میکنند که دو طرف بر سر ایران دچار شکاف جدی هستند تا از این طریق ایران را دچار غافلگیری و اشتباه محاسباتی نمایند. اگر این گزاره در زمان جنگ تا حدی با واقعیت همخوانی داشت؛ اما اکنون در شرایط پساجنگ رنگ باخته و اختلافات ترامپ و نتانیاهو جدی و علنی شده است.
اگر آمریکا زمانی با رژیم صهیونیستی همراه شد و گزینه جنگ علیه ایران را برگزید؛ اما اینک بر دیپلماسی و توافق هستهای تاکید دارد. رژیم صهیونیستی، اما همچنان امنیت خود را در گروی فشار نظامی بر ایران و نابودی زیرساختها و در حالت ایده آل تغییر نظام میداند و بر این باور است که هر گونه توافق و سازش، به ایران فرصت بازسازی و تقویت زیرساختهای هستهای و موشکی خود را داده و در نتیجه خطرات و تهدیدات آن هیچگاه از بیننمیرود.
نگرانیهای رژیم صهیونیستی
نگاه نتانیاهو به مسئله ایران، علاوه بر آنکه برخاسته از انگیزههای امنیتی و شرایط خاص این رژیم مانند فقدان عمق راهبردی و آسیب پذیری بالا میباشد؛ از طرفی متاثر از طیف افراطی و مذهبی در کابینه او است که دارای نگاه ایدئولوژیک و اصطلاحا آخرالزمانی هستند؛ یعنی پیشبرد اهداف امنیتی با هر هزینهای و در کوتاهترین زمان ممکن جهت زمینه سازی برای تحقق اسرائیل بزرگ و سیطره جهانی صهیونیسم.
در مقابل، ترامپ و تیم اطراف او هر چند با اسرائیل اشتراکات ایدئولوژیک فراوان دارند، اما وی در مقام رئیس جمهوری ناگزیر است منافع اقتصادی آمریکا، شرایط تورمی، رقابتهای انتخاباتی حزب جمهوری خواه و پیامدهای اقتصادی تصمیماتش را مد نظر قرار دهد و در نتیجه تداوم جنگ پر هزینه را به نفع خود نمیداند.
البته مقامهای اسرائیلی میگویند ترامپ، رئیس جمهور آمریکا به نتانیاهو اطمینان داده هرگونه توافق احتمالی با تهران شامل توقف فعالیتهای هستهای و نیز خروج ذخایر اورانیوم غنیشده ایران خواهد بود؛ موضوعی که اسرائیل آن را خط قرمز امنیتی خود میداند. این در حالی است که نتانیاهو بارها تاکید کرده است که تهدید ایران تنها محدود به هستهای نیست؛ بلکه علاوه بر توقف برنامه هستهای، باید حمایت جمهوری اسلامی از نیروهای نیابتی منطقهای و تواناییهای موشکهای بالستیک نیز از بین برود.
به گفته محافل آمریکایی اختلافات پشت پرده میان دو طرف فراتر از پرونده هستهای است و موضوعاتی، چون ادامه حملات نظامی و امکان توافق مستقیم واشنگتن با تهران، به نقاط اصلی تنش میان ترامپ و نتانیاهو تبدیل شدهاند. در این راستا، حدود دو هفته پیش نتانیاهو طرحی به آمریکا ارائه داد که بر اساس آن قرار بوده دو طرف در هفته بعد حملهای جدید علیه ایران انجام دهند، اما نهایتا این طرح از سوی ترامپ رد شد و وی ترجیح داد گزینه دیپلماسی را در قبال ایران در پیش بگیرد. گفته میشود این واکنش ترامپ موجب خشم نتانیاهو شده و رسانهها و محافل سیاسی اسرائیل بارها نسبت به احتمال کاهش فشارهای آمریکا بر ایران و تأثیر آن بر امنیت اسرائیل و معادلات منطقه هشدار دادهاند.
دوگانه جنگ و دیپلماسی
در سایه تشدید اختلاف بین دو طرف، این پرسش مطرح است که در نهایت آیا دیپلماسی دست بالا را خواهد داشت یا تقابل نظامی ادامه پیدا میکند؟ و اگر آمریکا بدون توجه به اولویتهای اسرائیل با جمهوری اسلامی به توافق برسد، آیا اسرائیل آن را میپذیرد یا دوباره به اقدام نظامی مستقیم روی خواهد آورد؟
آمریکا و رژیم صهیونیستی، هم در جنگ ۱۲ روزه و هم جنگ ۴۰ هر دو در ابتدا هدف تغییر رژیم را دنبال میکردند. اما با ناکامی در تحقق این هدف، به ویژه پس از حملات سنگین و حساب شده جمهوری اسلامی به پایگاهها و زیرساختها به ویژه مراکز نفتی و گازی کشورهای عربی، تهدید بستن تنگه هرمز و پیامدهای اقتصادی آن در سطح بین الملل، نگاه واشنگتن تغییر کرده و در واقع ترامپ دچار عقب نشینی شده است.
به همین دلیل اولویت واشنگتن از تغییر نظام به مهار برنامه هستهای ایران و کنترل حضور منطقهای آن تغییر یافته و برآورد مقامات کاخ سفید آن است که این هدف از طریق دیپلماسی و یک توافق سختگیرانه با جمهوری اسلامی ایران قابل تحقق میباشد.
به این ترتیب، اختلاف رویکرد میان اسرائیل و آمریکا آشکارتر شده است؛ اسرائیل بر تغییر نظام به عنوان راه حل نهایی تأکید دارد، در حالی که آمریکا به دنبال مدیریت و مهار تدریجی بحران است.
آیا اسرائیل وارد جنگ خواهد شد؟
پرسش دیگر آن است که آیا اسرائیل از آمریکا تبعیت کرده و دست به عقب نشینی میزند یا اینکه به تنهایی به جمهوری اسلامی حمله خواهد کرد؟ پاسخ به این پرسش چندان دشوار نیست؛ اسرائیل بدون حمایت آمریکا، از نظر نظامی و عملیاتی با محدودیتهای جدی مواجه بوده و نمیتواند هزینه انسانی و اقتصادی یک جنگ گسترده را به تنهایی تحمل کند؛ لذا نتانیاهو به خوبی میداند که وقتی حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به نتیجه مطلوب نرسید، بنابراین اقدام یک جانبه اسرائیل نیز به نتیجه تعیین کنندهای نرسیده و بلکه با توجه توان تاب آوری بالا و قدرت پاسخ دهی قوی جمهوری اسلامی ایران، موجب هزینه اضافی برای اسرائیل و تشدید اختلافات بین تل آویو و واشنگتن خواهد شد.
با این حال این گزاره بدان معنا نیست که اسرائیل از عملیاتهای محدود و ایذایی مانند ضربه زدن به زیرساختهای جمهوری اسلامی ایران و یا ترورهای هدفمند خودداری خواهد کرد؛ بلکه تجربه نشان داده که رژیم متجاوز در صورت هر گونه احساس خطر دست به اقدام یک جانبه خواهد زد.
گزینه دیگر رژیم صهیونیستی تشدید حملات در جبهه لبنان میباشد که به عنوان ابزار فشار علیه محور مقاومت و ایران از آن استفاده میکند. با توجه یه اینکه یکی از شروط ایران رعایت آتش بس در کلیه جبهههای مقاومت بر اساس راهبرد «وحدت ساحات» میباشد، تل آویو با تشدید تنش علیه حزب الله و نیز حماس در صدد بر هم زدن هر گونه توافق احتمالی بین ایران و آمریکا برخواهد آمد. این در حالی است که حملات به حزب الله یا حماس غالبا با مخالفت جدی واشنگتن مواجه نشده و بلکه مورد تایید آمریکا قرار دارد.
دست برتر ایران
جمهوری اسلامی ایران در شرایط کنونی در موقعیت برتر قرار دارد و حتی پیش نویسی شامل ۱۴ شرط برای مذاکره به طرف آمریکایی ارائه کرده است؛ موضوعی که به گفته ناظران نشانگر آن است که تهران در این منازعه، همچنان ابتکار عمل را در دست دارد و تسلیم فشارها و مطالبات یک طرفه آمریکا نشده است.
البته گزینه دیپلماسی با موانع دشواری مواجه است و با توجه به اختلافات عمیق، رسیدن به توافق سریع و نهایی کار سادهای نیست. با این حال، این روند برای اسرائیل مطلوب نیست، لذا تلاش تبلیغاتی و میدانی خود را برای عدم تحقق هر گونه توافق به کار خواهد بست.
در مجموع تشدید اختلافات بین واشنگتن و تل آویو مطلوب جمهوری اسلامی ایران است؛ زیرا با مقاومت خود در میدان نظامی و عرصه دیپلماسی موفق به ایجاد شکاف در اردوگاه دشمنان شده است. البته آمریکا و اسرائیل سعی دارند در وضعیت فعلی اختلافات خود پوشش دهند و در برابر دشمن مشترک، از خود اتحاد و همگرایی به نمایش بگذارند.
در چنین شرایطی به نظر میرسد ایران میتواند از حربه عملیات روانی جهت تشدید اختلافات دو طرف بهره برداری کرده و در شرایط دشوار دیپلماسی کنونی، ضمن رفع سایه جنگ، حقوق و مطالبات خود را به شکل حداکثری محقق سازد. در عین حال، اگر روند دیپلماسی دچار بن بست شود و شرایط به وضعیت جنگی بازگردد؛ نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران جهت پاسخ سخت به هر گونه حمله دشمن، در اوج آمادگی بسر میبرند.