- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
شکست استراتژی ترامپ در «جنگ سوم تحمیلی»
تحولات اخیر در خلیج فارس و دریای عمان، پرده از واقعیتی جدید در معادلات امنیتی خاورمیانه برداشته است؛ واقعیتی که نشان میدهد آنچه به عنوان «جنگ سوم تحمیلی» علیه ایران طراحی شده بود، نه تنها به اهداف خود نرسیده، بلکه منجر به تثبیت جایگاه ایران به عنوان یک قدرت منطقهای بلامنازع شده است.
۱. پاسخ دیگر؛ تغییر در قواعد بازی
گزارشهای میدانی از اقدامات بازدارنده در تنگه هرمز و فعال شدن پدافندهای موشکی، نشاندهنده دکترین نظامی جدیدی تحت عنوان «پاسخ نامتناسب» است. ایران با تغییر الگوی رفتار نظامی خود، از موضع انفعال خارج شده و ابتکار عمل را در آبهای راهبردی به دست گرفته است. استقرار کنترل هوشمند بر تردد در تنگه هرمز و الزامی کردن ترتیبات بومی برای عبور و مرور، پیامی روشن به قدرتهای جهانی مخابره کرده است: امنیت منطقه نه با حضور ناوگانهای بیگانه، بلکه با اراده تهران تعریف میشود.
۲. باتلاق استراتژیک برای واشنگتن
تحلیلهای سیاسی بینالمللی نشان میدهد که دولت ترامپ در یک «تله تشدید تنش» گرفتار شده است. بلاتکلیفی واشنگتن میان تهدیدات نظامی و وعدههای مبهم برای دستیابی به «توافق نزدیک»، نشاندهنده فقدان استراتژی خروج یا پیروزی است. شکست پروژه فشار حداکثری در سه محور کلیدی به وضوح مشهود است:
۳. حفظ توانمندی هستهای
فشارها نتوانستند برنامه هستهای ایران را متوقف یا محدود کنند.
۴. تسلط بر گذرگاههای انرژی
اشراف ایران بر تنگه هرمز، کارت برنده واشنگتن در فشارهای اقتصادی را خنثی کرده است.
۵. بحران اقتصادی جهانی
پیامدهای این تنش، اقتصاد بینالملل را متلاطم کرده و عملاً سیاست «فشار برای تسلیم» را به «فشار برای تغییر نظم اقتصادی مطلوب غرب» تبدیل کرده است.
۶. بنبست دیپلماتیک و نقطه کور توافق
مطالبه جدی ایران برای آزادسازی داراییهای مسدودشده به عنوان پیششرط هرگونه تعامل، واشنگتن را در یک نقطه کور قرار داده است. رسانههای بینالمللی بهخوبی این بنبست را توصیف کردهاند: دولتی که با وعده فروپاشی اقتصادی ایران به میدان آمده بود، اکنون برای کوچکترین تعامل نیز با سد مطالبات حقوقی و استراتژیک تهران مواجه است. این وضعیت نشان میدهد که ایران نه تنها در موضع ضعف نیست، بلکه شروط بازی را تعیین میکند.
۷. پایان عصر وعدههای اطلاعاتی
آنچه سرویسهای اطلاعاتی غرب، یعنی سیا و موساد، به متحدان منطقهای خود فروختند، یعنی سناریوی سقوط سریع، اکنون به بدهی سنگین سیاسی برای این کشورها تبدیل شده است. کشورهای حاشیه خلیج فارس در حالی دوباره با کارت عادیسازی بازی میکنند که تجربههای اخیر ثابت کرده است اعتماد به ارزیابیهای اشتباه واشنگتن و تلآویو، تنها منجر به فرورفتن بیشتر در باتلاق امنیتی منطقه میشود.
نتیجهگیری
«جنگ سوم» علیه ایران، به جای آنکه منجر به عقبنشینی تهران شود، به آزمونی برای تجلی اقتدار ملی تبدیل شد. امروز ایران بازیگری نیست که صرفاً به دنبال مدیریت تنش باشد؛ بلکه قدرتی است که با تحمیل اراده خود در آبراههای بینالمللی و تثبیت دستاوردهای راهبردی، نظم نوینی را در خلیج فارس ایجاد کرده است. در این نظم جدید، فضای قدرتنمایی ایالات متحده و متحدانش با واقعیت «قدرت بازدارنده تهران» جایگزین شده است. این تحولات نشانهای بارز از گذار از نظم آمریکایی به یک «نظم منطقهای بومی» با محوریت ایران است.