- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
نتیجه جنگ در میدان و هرمز رقم میخورد؛
وضعیت سیاسی کنونی در فضایی از بی اعتمادی عمیق و تقابل راهبردی تعریف میشود. هنوز هیچ توافق نهایی شکل نگرفته و روایتهای رسانههای غربی مانند اکسیوس و والاستریت ژورنال و .... فاقد پشتوانه مستقل و جهتدار هستند. از نگاه جمهوری اسلامی، متن فعلی هیچگاه مورد پذیرش نبوده، آنچه اهمیت دارد فرامتن و معنای سیاسی توافق است. با پائینترین سطح اعتماد، هر تفاهمی باید تغییر واقعی موازنه قدرت و تثبیت برتری راهبردی ایران را نشان دهد، نه صرفاً کاهش تنش.
در سطح الزامات سیاسی، توافق احتمالی باید دستاوردهای ملموسی مانند حذف تحریمهای نفتی، آزادسازی دارائیهای بلوکهشده، لغو محاصره و توقف عملیات نظامی در جبهه لبنان داشته باشد. در نقطه مقابل، هیچ امتیازی در پرونده هستهای واگذار نمیشود و خطوط قرمز ایران روشن است ضمن اینکه اساسا ایران فقط در قبال آژانس بین المللی انرژی اتمی باید پاسخگو باشد و اقدامات هستهای ایران هیچ ارتباطی به آمریکا ندارد. لذا در این راستا توافقی که تنها زمان بخرد و زمینه را برای بازآرایی دشمن فراهم کند، هرگز قابل پذیرش نیست.
در میدان نبرد، آتش بس عملاً پایان یافته و تقابل فعال ادامه دارد. سرنگونی پهپادها و هواگردهای متخاصم، هدف قرار دادن نیروهای رزمی، و برخورد با شناورهای مزاحم در مسیرهای راهبردی، نشانه تغییر سطح درگیریست. دریا و بهویژه تنگه هرمز به بخش اصلی نبرد تبدیل شدهاند. شلیکهای هشدار و اقدامات بازدارنده سبب عقب نشینی شناورهای متجاوز شده و مسیر عبور استاندارد تعیینشده از سوی ایران، اکنون یک واقعیت عملیاتی است.
افزون بر تقابل آشکار، عملیات نامتقارن با پهپادهای ناشناس و ابزارهای پنهان در جریان است. نرخ اصابت سامانههای پدافندی جهش یافته و هرگونه ضربه به منافع ایران با پاسخی متقابل و پشیمان کننده همراه میشود. بعبارتی پاسخ ایران از این به بعد بنحوی است که در قبال یک اقدام دشمن، با چند اقدام و ضربه پاسخ داده خواهد شد و پاسخ همسطح به پاسخ محکمتر تغییر یافته است. (حمله موشکی اخیر ایران به پایگاه علی السالم در کویت گواه این ادعاست) . بنابراین، این چرخه ثابت میکند آتشبس واقعی مضمحل شده و درگیری در لایههای گوناگون ادامه دارد.
جان کلام
در پایان نگارنده معتقد است، هیچ صلح پایداری در افق دیده نمیشود. آنچه امروز آتش بس خوانده میشود، فروپاشیده یا در آستانه فروپاشی است. هر توافق ظاهری تنها ابزاری برای خرید زمان و آمادهسازی برای دور بعدی درگیری خواهد بود. نگاه راهبردی ایران بر بازدارندگی فعال و تثبیت واقعیت جدیدی استوار است که در آن نتیجه میدان، و نه متن توافقات، تعیینکننده معادلات سیاسی است. تا زمانی که برتری ایران در عمل اثبات نشود، هر آرامشی موقتی و فریبنده خواهد بود.