۲۳:۵۱
۱۴۰۵/۰۳/۱۰
جنگ بی‌پایان؛

دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت

دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
محور اصلی این راهبرد جدید، ایران است. رژیم صهیونی به این جمع‌بندی رسیده که مهار صرفِ رفتار ایران کافی نیست و باید به سمت «فرسایش ساختاری و بلندمدت» قدرت ایران حرکت کرد.
نویسنده :
حسین صحرایی
کد خبر:
۳۷۴۳

تحولات میدانی و امنیتی ماه‌های اخیر نشان می‌دهد رژیم صهیونیستی در حال بازتعریف راهبرد کلان خود در منطقه است. برخلاف دوره‌های گذشته که عملیات‌های رژیم صهیونی عمدتاً ماهیتی محدود، مقطعی و واکنشی داشت، اکنون نشانه‌های روشنی از حرکت به سمت یک راهبرد بلندمدت و چندلایه دیده می‌شود؛ راهبردی که بر «مدیریت فرسایشی تهدیدات» استوار است، نه حذف فوری آن‌ها. این تغییر دکترین ناشی از چند متغیر مهم است: فرسایشی‌شدن جنگ‌های منطقه‌ای، افزایش توان بازیگران مقاومت، کاهش کارایی بازدارندگی سنتی رژیم صهیونی و نگرانی تل‌آویو از تثبیت قدرت منطقه‌ای ایران و متحدان آن.

ایجاد یک نظم امنیتی و جمعیتی جدید در غزه

در غزه، راهبرد رژیم صهیونی دیگر صرفاً نابودی توان نظامی حماس نیست، بلکه حرکت به سمت ایجاد یک نظم امنیتی و جمعیتی جدید در این منطقه است. نشانه‌های میدانی حاکی از آن است که بخشی از جریان‌های امنیتی رژیم صهیونی به دنبال تثبیت یک وضعیت کنترل دائمی در غزه هستند؛ وضعیتی که در آن، تمرکز جمعیتی، محدودسازی جغرافیایی و فشار برای مهاجرت تدریجی، بخشی از مهندسی ژئوپلیتیکی جدید محسوب می‌شود. هدف اصلی این رویکرد، جلوگیری از بازسازی ظرفیت مقاومت و ایجاد یک محیط امنیتی قابل‌کنترل برای سال‌های آینده است. این مسئله نشان می‌دهد رژیم صهیونی از سیاست «بازدارندگی موقت» عبور کرده و به سمت بازطراحی ساختار امنیتی و جمعیتی غزه حرکت می‌کند.

راهبرد فرسایش ساختاری و بلندمدت» قدرت ایران

اما محور اصلی این راهبرد جدید، ایران است. رژیم صهیونی به این جمع‌بندی رسیده که مهار صرفِ رفتار ایران کافی نیست و باید به سمت «فرسایش ساختاری و بلندمدت» قدرت ایران حرکت کرد. در این چارچوب، هدف تل‌آویو صرفاً تغییر رفتار سیاسی تهران نیست، بلکه تضعیف تدریجی ظرفیت‌های اقتصادی، صنعتی، امنیتی، موشکی و روانی کشور است تا ایران درگیر بحران‌های مستمر و پرهزینه شود. این مسئله نشان می‌دهد رژیم صهیونی بیش از آنکه به دنبال یک جنگ کلاسیک کوتاه‌مدت باشد، در حال طراحی یک جنگ فرسایشی چندلایه علیه ساختار قدرت ایران است.

تاکتیک ترور هدفمند، عملیات‌های شوک‌آور و جنگ روانی

در همین چارچوب، ترور هدفمند همچنان یکی از اصلی‌ترین ابزارهای جنگ نامتقارن رژیم صهیونی باقی مانده است. تل‌آویو طی سال‌های گذشته نشان داده که حذف فرماندهان نظامی، چهره‌های امنیتی، متخصصان فنی و عناصر کلیدی پشتیبانی را بخشی از راهبرد اختلال در فرآیند تصمیم‌گیری و بازسازی توان مقاومت می‌داند. ارزیابی‌های جدید نشان می‌دهد احتمال گسترش این کمپین ترور در ایران و لبنان افزایش یافته است. هدف اصلی از این عملیات‌ها، صرفاً حذف فیزیکی افراد نیست، بلکه ایجاد اختلال روانی، بی‌ثبات‌سازی ساختار فرماندهی و القای نفوذ اطلاعاتی است.

در کنار ترور، عملیات‌های شوک‌آور و جنگ روانی نیز جایگاه ویژه‌ای در دکترین امنیتی رژیم صهیونی پیدا کرده‌اند. بخشی از عملیات‌های اخیر رژیم صهیونی نه صرفاً برای وارد کردن خسارت نظامی، بلکه برای ایجاد احساس ناامنی و نفوذپذیری طراحی شده‌اند. رژیم صهیونی تلاش می‌کند از طریق عملیات‌های ناگهانی، حملات سایبری، خرابکاری و عملیات رسانه‌ای، نوعی برتری اطلاعاتی و امنیتی را به نمایش بگذارد. این مسئله بخشی از جنگ ادراکی رژیم صهیونی است؛ جنگی که هدف آن فرسایش ذهنی و روانی جامعه و ساختارهای امنیتی طرف مقابل است.

انهدام زیرساخت های استراتژیک و حیاتی مقاومت

هم‌زمان، تمرکز رژیم صهیونی بر هدف‌گیری زیرساخت‌های اقتصادی و انرژی نیز افزایش یافته است. ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که در هرگونه درگیری آینده، احتمال حمله به پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌ها، خطوط انتقال انرژی و صنایع حیاتی ایران وجود دارد. اهمیت این مسئله در آن است که رژیم صهیونی از مرحله جنگ صرفاً نظامی عبور کرده و به دنبال وارد کردن فشار مستقیم بر ساختار اقتصادی و زندگی روزمره مردم است. در نگاه تل‌آویو، تخریب زیرساخت‌های حیاتی می‌تواند هم هزینه‌های بازسازی سنگینی ایجاد کند و هم زمینه نارضایتی داخلی را افزایش دهد.

در حوزه نظامی نیز توان موشکی ایران همچنان مهم‌ترین عنصر بازدارندگی راهبردی تهران تلقی می‌شود. به همین دلیل، رژیم صهیونی احتمالاً در هر دور از درگیری‌ها، مراکز تولید موشک، انبارهای راهبردی و زیرساخت‌های صنایع دفاعی را در اولویت اهداف خود قرار خواهد داد. این موضوع نشان می‌دهد جنگ آینده بیش از آنکه بر انهدام تجهیزات موجود متمرکز باشد، بر نابودی ظرفیت تولید و بازسازی ایران تمرکز خواهد داشت.

در کنار این سناریوها، احتمال بررسی گزینه عملیات مشترک آمریکا و رژیم صهیونی علیه تأسیسات حساس هسته‌ای ایران نیز همچنان مطرح است. برخی ارزیابی‌ها از احتمال اجرای عملیات‌های ترکیبی با مشارکت نیروهای ویژه تحت پوشش حملات هوایی سخن می‌گویند. هرچند اجرای چنین سناریویی بسیار پیچیده و پرهزینه خواهد بود، اما مطرح‌شدن آن نشان‌دهنده نگرانی عمیق رژیم صهیونی از حفظ ظرفیت هسته‌ای ایران است.

با این حال، میان آمریکا و رژیم صهیونی درباره نحوه مواجهه با ایران اختلافات مهمی وجود دارد. بخشی از ساختار سیاسی آمریکا همچنان بر «تغییر رفتار ایران» تمرکز دارد و در صورت ارائه تضمین‌های هسته‌ای و منطقه‌ای، لزوماً به دنبال فروپاشی ساختار سیاسی ایران نیست. اما رژیم صهیونی نگاه متفاوتی دارد. تل‌آویو حتی در صورت تغییر رفتار ایران نیز به دنبال تضعیف بلندمدت و فرسایش ساختاری این کشور است. این تفاوت نگاه، یکی از مهم‌ترین گره‌های راهبردی در روابط آمریکا و رژیم صهیونی محسوب می‌شود.

در مقابل، ایران نیز خود را برای چنین سناریوهایی آماده کرده و به سمت تقویت بازدارندگی منطقه‌ای حرکت کرده است. گزینه‌هایی مانند حمله مستقیم به سرزمین‌های اشغالی، هدف قرار دادن منافع آمریکا در منطقه و فعال‌سازی ظرفیت‌های محور مقاومت، بخشی از سناریوهای پاسخ احتمالی محسوب می‌شود. همین مسئله باعث شده هرگونه جنگ آینده، ظرفیت تبدیل‌شدن به یک درگیری منطقه‌ای گسترده را داشته باشد.

جمع بندی

تحولات اخیر منطقه نشان می‌دهد رژیم تروریستی صهیون در حال عبور از الگوی سنتی «بازدارندگی و واکنش» و حرکت به سوی یک راهبرد جامع و بلندمدت مبتنی بر «مدیریت فرسایشی تهدیدات» است. در این چارچوب، هدف صرفاً حذف فوری دشمنان نیست، بلکه تضعیف تدریجی ظرفیت‌های نظامی، اقتصادی، امنیتی و روانی بازیگران رقیب از طریق ترکیب عملیات نظامی، ترور هدفمند، جنگ سایبری، فشار اقتصادی و نبرد ادراکی دنبال می‌شود.

در مقابل، ایران و متحدان منطقه‌ای آن نیز با تقویت بازدارندگی، افزایش بقاپذیری زیرساخت‌ها و توسعه ظرفیت‌های پاسخ متقابل در حال آماده‌سازی خود برای مواجهه با یک رقابت طولانی‌مدت هستند. حاصل این روند، شکل‌گیری نوعی «تقابل مزمن و فرسایشی» در غرب آسیاست؛ وضعیتی که در آن نه امکان دستیابی به یک پیروزی قاطع برای هیچ‌یک از طرف‌ها وجود دارد و نه چشم‌انداز روشنی برای استقرار صلحی پایدار. از این رو، آینده امنیتی منطقه بیش از آنکه تحت تأثیر جنگ‌های کوتاه و تعیین‌کننده باشد، با رقابت‌های مستمر، جنگ‌های ترکیبی و تلاش برای فرسایش تدریجی قدرت طرف مقابل تعریف خواهد شد.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
واشنگتن در انتظار تسلیم؛
تهران در آزمون تاب‌آوری
معادله دشوار ترکیه در یمن؛
حمایت از عربستان بدون تقابل با ایران
حملات انصارالله به فرودگاه‌های عربستان سعودی؛
ابزار فشار یا مقدمه تشدید درگیری؟
ترکیه و لبنان در مسیر شراکت استراتژیک؛
فرصت‌ها و موانع
از وعده توقف حملات تا آماده‌سازی گزینه نظامی؛
پشت‌پرده محاسبات ترامپ درباره ایران
فرار بمب‌افکن‌های آمریکایی از فیرفورد؛
رسوایی جدید برای ترامپیست‌ها!
از صعده تا باب‌المندب؛
روایت صعود قدرت نظامی انصارالله
جایگاه امارات در نظم نوظهور؛
قطب مستقل یا ضلع آسیب‌پذیر محور ضدایرانی
اعتراضات دانش‌آموزی در فرانسه؛
واکاوی آنچه الیزه نمی‌گوید!
عراق پس از پایان حضور نظامی آمریکا؛
چالش‌های عراق در مرحله پساخروج