۱۸:۵۳
۱۴۰۵/۰۳/۱۸
حمله ایران به رژیم صهیونیستی؛

فصل تازه ای از «وحدت ساحات»

2
گفتمان رسمی ایران که همزمان با بیانیه رئیس جمهور آمریکا درباره دستیابی به توافقی برای توقف تشدید تنش میان رژیم اشغالگر و حزب‌ الله منتشر شد، شامل تاکیدی دوباره بر وحدت ساحات و پیوند دادن تحولات نظامی و سیاسی در غزه و لبنان در یک چارچوب واحد و تاکید بر این موضوع مهم است که هرگونه توافق آتش ‌بس باید شامل تمامی جبهه‌های مرتبط با رویارویی با رژیم صهیونیستی باشد.
نویسنده :
فرزان شهیدی
کد خبر:
۳۷۵۴

برای نخستین بار جمهوری اسلامی ایران حمله ای را علیه رژیم صهیونیستی سامان داد که پاسخ به تجاوز این رژیم علیه ایران نبود؛ بلکه واکنشی بود به حمله اسرائیل علیه ضاحیه جنوبی بیروت در شامگاه 17 خرداد 1405 که منجر به شهادت دو نفر شد.

طبق تهدیدات قبلی در پاسخ به تجاوز رژیم صهیونیستی علیه ضاحیه جنوبی بیروت، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرده پایگاه «رامات دیوید» در شمال رژیم صهیونیستی را با موشک‌های بالستیک هدف قرار داده است.

انتخاب این پایگاه هوایی به‌عنوان هدف حمله، حاوی پیامی مستقیم است؛ چرا که گفته می‌شود جنگنده‌هایی که در حمله رژیم صهیونیستی به ضاحیه مشارکت داشتند از همین پایگاه به پرواز درآمده بودند. از این رو، این اقدام در چارچوب پاسخ به همان تجاوز ارزیابی می‌شود.

ماهیت حمله موشکی اخیر جمهوری اسلامی ایران به سرزمین‌های اشغالی نشان می‌دهد تهران در پی ارسال پیامی نظامی و سیاسیِ هدفمند بوده و قصد گسترش درگیری به یک جنگ فراگیر را نداشته است. محدوده جغرافیایی اهداف نیز نشان می‌دهد عملیات ایران ماهیتی محدود داشته؛ چرا که حمله در شمال سرزمین‌های اشغالی و در ارتباط با جبهه لبنان متمرکز بوده و به عمق راهبردی این رژیم گسترش نیافته است.

مواضع رسمی تهران نیز این رویکرد را تأیید می‌کند، زیرا ایران به ‌طور صریح این اقدام را پاسخی به حمله به ضاحیه جنوبی بیروت قلمداد کرده و هدف اصلی را تثبیت معادله بازدارندگی در قبال تجاوزات رژیم صهیونیستی عنوان کرده است.

پاسخ در چارچوب «وحدت ساحات»

پاسخ ایران به اسرائیل تداعی گر مقوله «وحدت ساحات» به عنوان یک رویکرد بازدارندگی راهبردی است که در واقع سیاست «جدایی ساحات» را که واشنگتن و تل ‌آویو مدت ها در صدد دنبال کردن آن بودند، نقش بر آب کرده است.

اصطلاح «وحدت ساحات» پس از تشدید حملات رژیم صهیونیستی به نوار غزه در سال ۲۰۲۱ برجستگی خاصی یافت؛ راهبردی که حاکی از پیوند جبهه‌های مختلف رویارویی با رژیم صهیونیستی بود. مفهوم «وحدت ساحات» در ذیل مفهوم «محور مقاومت» قرار دارد، اما با آن تفاوت دارد. اصطلاح «محور مقاومت» در ابتدا توسط سید حسن نصرالله، دبیرکل شهید حزب‌الله، چندین مقام ایرانی، رهبران حزب‌الله و برخی از رسانه‌های حامی این محور (شبکه المنار، المیادین و غیره) استفاده شد که ناظر به راهبرد کلان معادلات منطقه و دو قطب سازش و مقاومت بود.

اما وحدت ساحات حاکی از هماهنگی های عملی در برابر تجاوزات رژیم صهیونیستی و آمریکا می باشد. در واقع وحدت ساحات جنبه عملیاتی و میدانی محور مقاومت محسوب می شود که شامل هماهنگی سیاسی، نظامی و امنیتی میان این میدان‌ها طی سال‌های گذشته از طریق اتاق‌های عملیات مشترک و تبادل تخصص و آموزش میان اعضا می باشد.

گفتمان رسمی ایران که همزمان با بیانیه رئیس جمهور آمریکا درباره دستیابی به توافقی برای توقف تشدید تنش میان رژیم اشغالگر و حزب‌ الله منتشر شد، شامل تاکیدی دوباره بر وحدت ساحات و پیوند دادن تحولات نظامی و سیاسی در غزه و لبنان در یک چارچوب واحد و تاکید بر این موضوع مهم است که هرگونه توافق آتش ‌بس باید شامل تمامی جبهه‌های مرتبط با رویارویی با رژیم صهیونیستی باشد.

در چنین شرایطی، تهران با پشتیبانی محور مقاومت در منطقه و مبانی ایدئولوژیک که حاضر به مصالحه بر سر عمق راهبردی خود نیستند، وارد مذاکرات دشوار با طرف آمریکایی شده است. در چارجوب این عمق راهبردی، ایران امنیت بیروت و غزه را بخش جدایی ‌ناپذیر از امنیت ملی خود می‌داند و در نتیجه هرگونه توافق سیاسی مورد انتظار با قدرت‌های بین‌المللی باید از طریق به رسمیت شناختن حقوق مشروع مردم منطقه و متوقف کردن ماشین جنگی رژیم صهیونیستی محقق شود.

هشدار در دو سطح سیاسی و نظامی

تهران پیام‌های سیاسی و نظامی خود درباره لزوم توقف حملات رژیم صهیونیستی به لبنان و نوار غزه را تشدید می‌کند و همزمان هشدار می‌دهد که استمرار این عملیات‌های نظامی می‌تواند به تشدید رویارویی و گشودن جبهه‌های جدید در منطقه منجر شود.

در سطح سیاسی، محمد باقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی اخیرا در تماس تلفنی با «نبیه بری» رئیس پارلمان لبنان ضمن تاکید بر اینکه حزب ‌الله و جنبش امل امروز از میهن خود و امت اسلامی دفاع می‌کنند، تصریح کرد روح ما و روح شما یکی است و رابطه ایران و لبنان از هم جدا شدنی نیست؛ لذا ایران مصمم به دستیابی به آتش‌بس در سراسر لبنان، به‌ ویژه در جنوب این کشور بوده و به ‌طور جدی توقف حملات رژیم صهیونیستی را دنبال می‌کند. در عین حال قالیباف هشدار داد اگر جنایات ادامه یابد، ما نه تنها روند مذاکرات را متوقف خواهیم کرد، بلکه در مقابل آن نیز خواهیم ایستاد.

در سطح نظامی نیز پیام ها کاملا هشدارآمیز بوده است. سردار «اسماعیل قاآنی» فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران تهدید کرده رژیم منحوس صهیونیستی باید بداند که جنایات همزمانش در جنوب لبنان و غزه، آن را در گردابی از عملیات حزب‌الله و طوفان جدیدی که مقاومت فلسطین به راه می‌اندازد، فرو خواهد برد؛ عزم جبهه مقاومت، حمایت‌ها را در هر دو جبهه گسترش داده و آن را به سمت فعال کردن سایر جبهه‌ها سوق خواهد داد و ادامه حملات اسرائیل به لبنان و غزه منجر به تشدید بیشتر تنش‌ها در عرصه‌های مختلف رویارویی خواهد شد.

این در حالی است که متاسفانه حاکمیت لبنان عملا در زمین آمریکا و اسرائیل بازی می کند و در نتیجه حمایت جمهوری اسلامی ایران از مقاومت این کشور را به مثابه دخالت در امور داخلی این کشور می داند. اظهارات اخیر جوزف عون رئیس جمهوری لبنان علیه تهران، نشانگر آن است که وی خواسته یا ناخواسته در مسیر سیاست دشمن مبنی بر جداسازی ساحات، گام برمی دارد.

این در حالی بود که در جبهه دیپلماتیک نیز، تهران تصمیم قاطعی برای توقف مذاکرات و تبادل پیام با ایالات متحده از طریق واسطه‌ها گرفت. رسانه‌های ایران تاکید کردند که ادامه تجاوز اشغالگران به لبنان - که بخش جدایی‌ناپذیری از توافق آتش‌بس منطقه‌ای است - اساساً روند مذاکرات را تضعیف کرده است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه نیز تأکید کرد که آتش‌بس غیرقابل تجزیه است و هرگونه نقض آن در جبهه لبنان، نقض کامل توافق محسوب می‌شود.

موضع آمریکا و اسرائیل

بنیامین نتانیاهو در نمایشی از قدرت که به نظر می‌رسید تلاشی برای بازیابی اعتبار از دست رفته‌اش باشد، هفته گذشته تهدید به حمله به ضاحیه جنوبی بیروت کرد و ادعا نمود که نیروهایش قوی‌تر از همیشه به قلعه «الشقیف» بازگشته ‌اند.

ضاحیه جنوبی بیروت از دیربار به عنوان دژ حزب الله شناخته شده و بارها مورد حملات رژیم متجاوز صهیونیستی قرار گرفته است؛ از جمله حملات سنگین این رژیم در شهریور ماه سال گشذته که مکنحر به شهادت دبیر کل کادر حزب الله شد. همزمان وزیر جنگ رژیم صهیونیستی هم تهدید کرد سرنوشت ضاحیه جنوبی بیروت معادل سرنوشت شهرک‌های شمالی خواهد بود.

با این حال، در سایه مواضع قدرتمند تهران، تهدیدات رژیم صهیونیستی از هم پاشید و نتانیاهو از دستور حمله به ضاحیه منصرف شد. در ادامه با اصرار تیم جنگ طلب در کابینه وی، یک حمله محدود به ضاحیه جنوبی بیروت در «تحویطه الغدیر» صورت گرفت؛ با این تصور که ایران خود را وارد جبهه لبنان نخواهد کرد؛ اما این حمله بلافاصله با پاسخ ایران مواجه شد.

از طرفی، آمریکا که در عرصه نظامی موفق به تحقق اهداف اولیه خود علیه جمهوری اسلامی ایران نشد؛ اینک گزینه دیپلماسی و فشار اقتصادی را در دستور کار قرار داده و به همین دلیل تمایلی به تشدید تنش در منطقه ندارد. پیام دونالد ترامپ پس از عملیات اخیر ایران علیه اسرائیل حاکی از آن است که اولویت واشنگتن همچنان میز مذاکره است و لذا سعی دارد با مدیریت بحران جاری مانع منطقه ای شدن مجدد جنگ شود. رژیم غاصب نیز با توجه به عدم چراغ سبز واشنگتن، تمایلی به جنگ فراگیر ندارد و اساسا آمادگی و توان چنین نبردی را ندارد.

این در حالی است که ترامپ مخالف حملات محدود و ایذایی نیست و در این فقره دست نتیاناهو را باز گذارده تا به ویژه علیه حزب الله و رهبران و زیرساخت های آن عمل کند؛ این مسئله از طریق میز مذکره قابل حل نیست و دشمن جز با اقدامات بازدارنده در چارچوب «وحدت ساحات» دست به عقب نشینی نمی زند.

در برابر راهبرد وحدت ساحات، دیدگاه صهیونیستی قرار دارد که سعی می کند با دشمنان خود بر اساس سیاست «جداسازی ساحات» برخورد کند و با هر طرف جداگانه مقابله کند. از زمان شروع جنگ در غزه در 7 اکتبر ۲۰۲۳، تا تجاوزات علیه لبنان و دو جنگ علیه ایران، منطقه شاهد مجموعه‌ای از توافقات آتش ‌بس جداگانه بوده‌ و تلاش ‌های میانجیگری بین ‌المللی با هر جبهه به طور جداگانه و با توجه به شرایط نظامی و سیاسی خاص آن، برخورد کرده است. اما این به معنای ضعف وحدت میدان‌ها نیست و هر یک از این محورها اهرم فشار خاص خود در برابر آمریکا و رژیم صهیونیست در اختیار دارند.

دورنما

با پاسخ اخیر ایران به اسرائیل انتظار می رود معادلات نبرد وارد مرحله تازه ای شود و رژیم صهیونیستی در ادامه روند تجاوزات علیه لبنان به بازنگری در محاسبات خود بپردازد؛ خصوصا آنکه مقامات تل آویو شاهد پیوستگی مجدد محور مقاومت در چارچوب راهبرد «وحدت ساحات» بوده و جداسازی پرونده ها چه در عرصه میدان و چه در صحنه دیپلماسی امکان پذیر نیست.

در زنجیره مقاومت، جنبش حماس، سلاح و زیرساخت های خود را حفظ کرده و همچنان قادر به رویایی با اشغالگران صهیونیستی در نوار غزه است؛ یمن نفوذ خود را بر دریای سرخ و تنگه باب المندب حفظ کرده و برای ورود مجدد به معرکه اعلام امادگی کرده است؛ عراق می تواند از اهرم ‌های مرتبط با حضور آمریکا استفاده کند؛ ایران از قابلیت‌های موشکی و منطقه ‌ای قدرتمندی برخوردار است و حزب الله لبنان با توانمندی های شگرف خود همچنان شرایط پیچیده‌ای را در میدان به دشمن تحمیل می‌کند. مجموعه این ظرفیت ها و اقدامات مقتضی از سوی محور مقاومت، موجب ناکامی دشمن در سیاست جداسازی ساحات شده است.

همچنین جمهوری اسلامی ایران می تواند از این تغییر معادله در روند مذاکرات جهت کسب امتیاز و تحقق شروط خود اعم از مطالبات مربوط به خود و یا خواسته های متعلق به محور مقاومت (از جمله پیوستگی آتش بس در همه جبهات مقاومت) بهره برداری کند و در صورت لزوم همانوطر که در اظهارات مقامات جمهوری اسلامی ایران آمده، اساسا گزینه دیپلماسی رامتوقف کند.

لازمه حفظ این معادله، هوشیاری نسبت به پاسخ های دشمن هر چند به شکل محدود است؛ زیرا رژیم متجاوز حداقل برای حفظ وجهه ظاهری خود نه تنها لبنان را آماج حملات قرار می دهد، بلکه اقدام به حملات پراکنده در نقاطی از ایران نموده که لازم است تدبیر لازم علیه آن چه در حوزه پدافند و چه آفند، اندیشیده شود.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
واکاوی 4 نکته مهم؛
ترامپ و فحاشی علیه ایران
حکمرانی آمریکایی؛
روایت یک سقوط معنادار
نقش ناتو و واشنگتن در مدیریت بحران؛
اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
ایران و آمریکا در فضای پساتفاهمنامه؛
پشت‌پرده درگیری‌های پیاپی چیست؟
واکاوی 3 نکته راهبردی؛
کریدور عمانیِ تنگه هرمز؟
بزرگترین تشییع تاریخی؛
رژه قدرت ایران در برابر جهان
از فرودگاه بغداد تا بیت رهبری؛
زنجیره جسارت دشمن از کجا آغاز شد؟
تشییع رهبر شهید؛
عرصه عزت و تمدنسازی
در امر حکمرانی انقلاب اسلامی؛
3 میراث بزرگ رهبر شهید
3 نکته در مورد دروغ جدید ترامپ علیه ایران؛
حقیقت ماجرا چیست؟
لایحه مهدکودک‌ها به‌عنوان ابزار بقا در ائتلاف شکننده کابینه؛
بحران سربازی حریدی‌ها و سیاست امتیازدهی نتانیاهو
درباره تفاهمنامه ایران و آمریکا؛
نکات تبیینی پیرامون پیام رهبر معظم انقلاب