۲۰:۳۷
۱۴۰۵/۰۳/۲۱
آتش‌بس شکننده؛

سه سناریوی پیش روی آمریکا پس از شکست در هرمزگان

کشتی
پاسخ ایران به این تجاوز آشکار، اما در چارچوب کاملاً متفاوتی رقم خورد. نیرو‌های مسلح ج. ا. ایران برخلاف انتظار پنتاگون، نه تنها پاسخ متقارن و محدود در جغرافیای داخلی ندادند، بلکه دست به یک عملیات ترکیبی و هماهنگ از پهپاد‌ها و موشک‌های بالستیک سوخت جامد زدند. در این عملیات پاسخ ایران در عمق بوده و بیست و یک هدف از پیش تعیین شده دشمن منهدم شد.
نویسنده :
حسین نجفی
کد خبر:
۳۷۵۶

اخبراً منطقه جنوب کشور و خلیج فارس صحنه تقابل مستقیم میان نیرو‌های مسلح ج. ا. ایران و سنتکام بود. این درگیری در حالی رخ داد که بر اساس آتش بس اعلام‌شده میان دو کشور در تاریخ ۸ فروردین ۱۴۰۵ و همچنین روند مذاکرات غیرمستقیم در جریان در پاکستان و قطر، انتظار می‌رفت منطقه وارد فاز کاهش تنش شود، اما شواهد نشان می‌دهد که دشمن هیچگاه به تعهدات خود پایبند نبوده است. آمریکایی‌ها تصمیم گرفتند با نقض آشکار حریم هوایی ایران، یک ماجراجویی نظامی جدید را رقم بزنند. در چنین فضایی، یک فروند بالگرد آپاچی آمریکایی که در حال انجام عملیات شناسایی و تهاجمی در حریم هوایی ایران و بر فراز تنگه هرمز بود، مورد هدف قرار گرفت. منابع آمریکایی نیز تأیید کرده‌اند که این بالگرد توسط یک پهپاد ایرانی سرنگون شده است. سرنگونی این بالگرد نه یک اقدام تهاجمی، بلکه یک اقدام دفاعی مشروع در برابر تجاوز مستمری بود که پیش از آن نیز ده‌ها بار با حضور ناوگان‌های نظامی خارجی و پرواز‌های شناسایی تکرار شده بود.

در واکنش به این شکست میدانی، ارتش آمریکا که ماه‌ها پیش ناوگان خود را به صورت گسترده در اقیانوس هند، دریای سرخ و دریای عربی مستقر کرده بود، دست به اقدام نظامی زد. رئیس‌جمهور آمریکا با دستور مستقیم خود و با ادعای موسوم به دفاع از خود، حملات هوایی را از نیمه‌شب گذشته علیه ایران آغاز کرد. این حملات در چهار موج پیاپی و با استفاده از موشک‌های کروز هواپایه از پایگاه‌های مستقر در بحرین و کویت و نیز سامانه‌های هیمارس مستقر در یکی از کشور‌های عربی همپیمان و زیر دریایی آمریکایی یو اس اس جورجیا انجام شد. اهداف مورد اصابت شامل استان هرمزگان، شهر بندرعباس، سیریک و جزیره قشم بود. نکته قابل تأمل آنکه بر اساس اذعان فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اهداف انتخابی آنها صرفاً سامانه‌های پدافندی، ایستگاه‌های کنترل زمینی و رادار‌های نظارتی مستقر در تنگه هرمز بوده است. این انتخاب اهداف که عمدتاً ماهیت تدافعی و نظارتی دارند، نشان می‌دهد دشمن از رویارویی مستقیم و گسترده واهمه دارد و صرفاً به دنبال کور کردن چشم‌های نظارتی ایران بر معادلات خلیج فارس بوده است.

پاسخ ایران به این تجاوز آشکار، اما در چارچوب کاملاً متفاوتی رقم خورد. نیرو‌های مسلح ج. ا. ایران برخلاف انتظار پنتاگون، نه تنها پاسخ متقارن و محدود در جغرافیای داخلی ندادند، بلکه دست به یک عملیات ترکیبی و هماهنگ از پهپاد‌ها و موشک‌های بالستیک سوخت جامد زدند. در این عملیات پاسخ ایران در عمق بوده و بیست و یک هدف از پیش تعیین شده دشمن منهدم شد. بر اساس اطلاعات موجود، انهدام آشیانه جنگنده‌های آمریکایی و سه و مرکز فرماندهی و کنترل ارتش آمریکا در پایگاه الازرق در اردن و همچنین تأسیسات ناوگان پنجم آمریکا در پایگاه شیخ عیسی در بحرین از جمله مهم‌ترین دستاورد‌های این حملات بوده است. از سوی دیگر، ارتش جمهوری اسلامی ایران با اجرای حملات گسترده پهپادی، سامانه‌های راداری ناوگان پنجم ایالات متحده را در بحرین و پایگاه‌های آمریکایی را در منطقه آماج حملات خود قرار داد.

برای درک لایه‌های پنهان این درگیری، باید به حقیقتی اساسی بازگشت. آنچه آمریکایی‌ها را از صمیم قلب به ستوه آورده و آنها را به اشتباه محاسباتی شب گذشته کشاند، داستان سرنگونی یک بالگرد نیست. درد اصلی واشنگتن این است که کنترل هوشمندانه و همه‌جانبه تنگه هرمز، به عنوان شاهرگ حیاتی اقتصاد جهانی و خط مقدم نفوذ استراتژیک آمریکا، به طور کامل و غیرقابل نفوذ در اختیار ایران قرار گرفته است. این کنترل نه تنها در توان رهگیری و نظارت موشکی و راداری، بلکه در بازتعریف قواعد حقوقی و مدیریت ترانزیت دریایی نیز خود را نشان می‌دهد. به همین دلیل، هدف اصلی و استراتژیک حملات شب گذشته، صرفاً تلافی نبود، بلکه کور کردن شبکه یکپارچه نظارتی ایران در تنگه هرمز و از کار انداختن رادار‌های پدافندی و مراکز کنترل زمینی بود. در کنار این هدف راهبردی، آمریکا به دنبال اجرای نقشه لبنانیزه کردن ایران نیز بود.

الگویی که در آن دشمن بتواند با آتش‌بس‌های موقت و حملات مقطعی، به مرور قواعد درگیری را به نفع خود تغییر دهد و ایران را به خوردن حملات سنگین، اما محدود عادت دهد و مانع از واکنش کوبنده و گسترده شود.

پاسخ قاطع، همه جانبه و فوری ایران، هر دو محور نقشه دشمن را با شکست مواجه کرد. ابتدا آنکه اصابت دقیق موشک‌ها و پهپاد‌های ایران به عمق پایگاه‌های آمریکا در سه کشور مختلف، نشان داد که با وجود تمام تلاش‌های اطلاعاتی و تجهیزات پدافندی پیشرفته، هیچ نقطه امنی برای پایگاه‌های آمریکا در غرب آسیا وجود ندارد و هرگونه حمله به ایران پاسخش را در قلب پایگاه‌های خود دشمن خواهد گرفت. ثانیاً، ایران با این پاسخ، معادله لبنانیزه کردن را یکسره باطل کرد. تهران نشان داد که قواعد جدید را خود تعیین خواهد کرد و دوران بزن و در رو برای دشمن به پایان رسیده است. واکنش سیاسی ایران نیز تکمیل‌کننده این شکست بود. وزیر امور خارجه کشورمان با صراحت اعلام کرد که نیرو‌های مسلح ما هیچ حمله یا تهدیدی را بی‌پاسخ نخواهند گذاشت و اگر آمریکا به دنبال امنیت است، باید منطقه را ترک کند. این اولین بار نیست که یک مقام ارشد ایرانی با این صراحت، شرط بقا در منطقه را خروج کامل آمریکا عنوان میکند لکن اکنون و در این برهه زمانی این گفتار پایان فاز صبر راهبردی را به دشمن اعلام می‌دارد.

بررسی سناریو‌های پیش رو

با توجه به فضای ملتهب کنونی و انسداد کانا‌ل‌های دیپلماتیک، سه سناریوی واقع‌بینانه پیش روی تقابل آینده قابل تصور است:

سناریوی اول، تشدید تدریجی تنش در قالب درگیری‌های هوشمند و محدود نیابتی است. با توجه به اینکه کانال‌های غیرمستقیم دیپلماتیک از سوی ایران عملاً مسدود شده و دشمن در یک بن بست استراتژیک قرار دارد، احتمالاً شاهد افزایش اقدامات خصمانه و نامنظم آمریکا علیه تأسیسات حیاتی و اقتصادی ایران در دریا و خشکی خواهیم بود. در مقابل، ایران نیز با بهره‌گیری از توانمندی‌های شناور‌های تندروی دریایی و آرایش‌های موشکی ساحلی، هزینه‌های عبور و مرور و امنیت را برای متحدان و منافع آمریکا در منطقه به شدت بالا خواهد برد. این سناریو که شبیه یک جنگ سرد فعال و پرهزینه است، می‌تواند تا هفته‌ها و ماه‌های آینده ادامه یابد.

سناریوی دوم، ورود به فاز جدیدی از کنترل استراتژیک تنگه هرمز توسط ایران است. با بن‌بست مذاکرات و پاسخ کوبنده ایران، ایالات متحده عملاً با بحرانی بی‌سابقه در مشروعیت حضور خود در منطقه مواجه شده است. از این رو، واشنگتن ممکن است برای جبران شکست میدانی و فشار به ایران، به دنبال ایجاد اجماع بین‌المللی و تحریم‌های جدید علیه صنعت نفت و حمل و نقل دریایی ایران برآید. اما در سوی مقابل، ایران می‌تواند مدیریت هوشمند تردد‌ها در تنگه هرمز را تشدید کند. عبور و مرور شناور‌های مرتبط با کشور‌های متخاصم با اعمال مقررات سختگیرانه تر، بازرسی‌های دقیق‌تر و محدودیت‌های عملی و زمانی مواجه خواهد شد و بدین ترتیب کنترل میدان به‌طور کامل در دست ایران باقی می‌ماند. لازم به ذکر است که تا اینجا هنوز از تنگه باب‌المندب بهره‌گیری کامل نشده است.

سناریوی سوم، فروپاشی تدریجی ائتلاف نظامی آمریکا در منطقه در سایه هزینه‌های فزاینده است. با توجه به ضربات مهلک وارده به پایگاه‌های آمریکا در اردن و بحرین و امارات متحده عربی و سایر کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس، افزایش فشار‌های سیاسی و اقتصادی بر میزبانان این پایگاه‌ها، ممکن است شاهد فاصله گرفتن تدریجی برخی متحدان عربی و منطقه‌ای آمریکا از واشنگتن باشیم. این سناریو در صورت تحقق، به معنای تغییر بنیادین در معادلات قدرت منطقه و عقب نشینی محاسبه شده و تدریجی آمریکا از غرب آسیا خواهد بود، بدون آنکه یک جنگ تمام‌عیار کلاسیک رخ دهد.

ارزیابی نهایی

مسئله اصلی آمریکایی‌ها، بالگرد آپاچی سرنگون شده نیست. سرنگونی بالگرد آپاچی تنها بهانه‌ای بود برای اجرای یک نقشه بزرگتر. آنها از این واقعیت عصبانی هستند که کنترل هوشمند تنگه هرمز، مهمترین شریان انرژی جهان، به طور کامل در اختیار ایران است و آنها در این آبراه راهبردی نفوذ خود را از دست داده‌اند. آمریکا با این ماجراجویی خطرناک، نشان داد که به تعهدات خود پایبند نیست. پاسخ قاطع و هوشمندانه ایران در سه کشور همسایه و در عمق پایگاه‌های دشمن، نشان داد که ایران نه تنها از نقشه لبنانیزه شدن خودداری می‌کند، بلکه به دنبال تغییر اساسی معادلات است. این آمریکاست که باید تصمیم بگیرد یا هزینه ادامه تنش را بپردازد یا بپذیرد که قواعد منطقه بازتعریف شده است. تجربه نشان داده که آمریکا تنها زمانی عقب می‌نشیند که خطوط قرمز ایران به روشنی ترسیم شود و هزینه‌های حضور، بسیار سنگین‌تر از منافع آن باشد.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
بزرگترین تشییع تاریخی؛
رژه قدرت ایران در برابر جهان
از فرودگاه بغداد تا بیت رهبری؛
زنجیره جسارت دشمن از کجا آغاز شد؟
تشییع رهبر شهید؛
عرصه عزت و تمدنسازی
در امر حکمرانی انقلاب اسلامی؛
3 میراث بزرگ رهبر شهید
3 نکته در مورد دروغ جدید ترامپ علیه ایران؛
حقیقت ماجرا چیست؟
لایحه مهدکودک‌ها به‌عنوان ابزار بقا در ائتلاف شکننده کابینه؛
بحران سربازی حریدی‌ها و سیاست امتیازدهی نتانیاهو
درباره تفاهمنامه ایران و آمریکا؛
نکات تبیینی پیرامون پیام رهبر معظم انقلاب
رژیم صهیونیستی و نقض آتش‌بس در لبنان؛
حقیقت ماجرا چیست؟
درباره تفاهمنامه ایران و آمریکا؛
نکات تبیینی پیرامون پیام رهبر معظم انقلاب
تفاهمنامه ایران و آمریکا؛
ترامپ و قمار تجاوز مجدد به ایران؟