۱۴:۳۲
۱۴۰۵/۰۳/۲۶
از نبرد معادلات تا بازترسیم جغرافیای بازدارندگی؛

تحول دکترین امنیتی رژیم صهیونی در لبنان

حزب
حزب‌الله نیز تلاش کرده است معادله‌ای متقابل ایجاد کند؛ معادله‌ای که امنیت ضاحیه و امنیت شهرک‌های شمالی رژیم صهیونی را به یکدیگر گره می‌زند. از این منظر، حملات رژیم صهیونی به ضاحیه صرفاً یک اقدام تاکتیکی نیست، بلکه بخشی از تلاش برای بازتعریف قواعد بازدارندگی و تعیین حدود آزادی عمل طرفین در نظم امنیتی پساجنگ محسوب می‌شود
نویسنده :
مهدی حسینی
کد خبر:
۳۷۶۵

تحولات اخیر جنوب لبنان نشان می‌دهد که درگیری میان رژیم صهیونی و حزب‌الله از سطح یک رویارویی مرزی فراتر رفته و به عرصه بازتعریف معادلات بازدارندگی و جغرافیای امنیتی منطقه وارد شده است. رژیم صهیونی در چارچوب دکترین امنیتی جدید خود می‌کوشد با گسترش عمق عملیاتی و تغییر خطوط سنتی رویارویی، نظم امنیتی جدیدی را بر جنوب لبنان تحمیل کند. در مقابل، حزب‌الله نیز با اتکا به راهبرد جنگ نامتقارن و حفظ توان بازدارندگی خود، درصدد جلوگیری از تثبیت این واقعیت جدید میدانی است.

نبرد معادلات؛ بازدارندگی در میدان جنگ نامتقارن

آنچه امروز در جنوب لبنان جریان دارد، صرفاً نبردی بر سر جغرافیا، تصرف ارتفاعات راهبردی یا کنترل روستا‌های مرزی نیست؛ بلکه در سطحی عمیق‌تر، «نبرد معادلات» میان رژیم صهیونیستی و حزب‌الله در جریان است. هر دو طرف می‌کوشند خطوط قرمز، قواعد درگیری و معادلات بازدارندگی جدیدی را بر طرف مقابل تحمیل کنند؛ معادلاتی که نه‌تنها سرنوشت جنگ کنونی، بلکه نظم امنیتی دوره پساجنگ را نیز تعیین خواهد کرد.

در این چارچوب، رژیم صهیونیستی با گسترش دامنه عملیات از نوار مرزی به عمق جنوب لبنان درصدد است معادله سنتی محدود بودن رویارویی به جنوب رودخانه لیتانی را درهم بشکند و آزادی عمل بیشتری برای خود ایجاد کند. در مقابل، حزب‌الله تلاش می‌کند با حفظ توان ضربه‌زنی، تداوم فرسایش میدانی و نمایش ظرفیت‌های موشکی و پهپادی، از شکل‌گیری معادله امنیتی جدید مورد نظر رژیم صهیونی جلوگیری کند.

از این منظر، جنگ کنونی بیش از آنکه یک رویارویی کلاسیک میان دو نیروی متعارف باشد، نمونه‌ای از یک جنگ نامتقارن است؛ جنگی که در آن یک طرف بر برتری فناوری، اطلاعاتی و قدرت هوایی تکیه دارد و طرف دیگر با بهره‌گیری از جغرافیا، شبکه‌های عملیاتی منعطف، ظرفیت‌های نامتقارن و راهبرد فرسایشی در پی خنثی‌سازی این برتری است. به همین دلیل، سرنوشت نبرد نه فقط در میدان‌های جنوب لبنان، بلکه در توان هر یک از طرفین برای تثبیت معادلات بازدارندگی جدید و تحمیل قواعد مطلوب خود بر نظم امنیتی آینده تعیین خواهد شد.

از لیتانی تا زهرانی؛ تحول دکترین امنیتی رژیم صهیونی

نبردی که امروز در جنوب لبنان جریان دارد، صرفاً رویارویی بر سر یک تپه، یک دره یا یک روستای مرزی نیست. آنچه در حال وقوع است، نبردی بر سر نقشه‌های آینده لبنان و خطوطی است که حوزه‌های نفوذ رژیم صهیونیستی و حزب‌الله را در دوران پس از جنگ از یکدیگر تفکیک خواهد کرد.

نشانه‌های فزاینده‌ای وجود دارد که رژیم صهیونی دیگر به بازگشت به وضعیت پیش از جنگ نمی‌اندیشد، بلکه در پی تحمیل واقعیتی امنیتی جدید است؛ واقعیتی که از چارچوب‌های ترسیم‌شده در قطعنامه ۱۷۰۱ و رودخانه لیتانی فراتر می‌رود و به مناطقی نفوذ می‌کند که تا همین اواخر بخشی از عمق راهبردی حزب‌الله محسوب می‌شدند.

مهم‌ترین تحول در این دکترین جدید، انتقال تدریجی تمرکز امنیتی از رودخانه لیتانی به رودخانه زهرانی است. در حالی که لیتانی طی دو دهه گذشته مرجع اصلی ترتیبات امنیتی جنوب لبنان محسوب می‌شد، زهرانی دروازه جنوبی نبطیه و حلقه اتصال جنوب لبنان به بیروت و بقاع به شمار می‌رود. طرح این منطقه به‌عنوان یک خط امنیتی بالقوه، از تغییر قابل توجه در تفکر راهبردی رژیم صهیونی حکایت دارد.

سلوکی و نبطیه؛ جغرافیای جدید رقابت بر سر عمق راهبردی

در قلب این محاسبات راهبردی، دره سلوکی قرار دارد؛ منطقه‌ای که از زمان جنگ ۲۰۰۶ به نماد ناکامی پیشروی ارتش رژیم صهیونی و موفقیت حزب‌الله در بهره‌گیری از جغرافیای جنوب لبنان تبدیل شده است.

از این رو، هنگامی که ارتش رژیم صهیونی از دستیابی به «کنترل عملیاتی» در شمال دره سلوکی سخن می‌گوید، در واقع از شکسته شدن یکی از مهم‌ترین موانع طبیعی دفاعی حزب‌الله خبر می‌دهد. کنترل عملیاتی به معنای توانایی نظارت، تحرک، هدف‌گیری و جلوگیری از استفاده آزادانه نیرو‌های مقابل از یک منطقه است؛ قابلیتی که آزادی عمل بیشتری برای تحمیل واقعیت‌های جدید میدانی در اختیار رژیم صهیونی قرار می‌دهد.

در همین نقطه است که نبطیه به کانون تحولات تبدیل می‌شود. این شهر صرفاً یک مرکز جمعیتی مهم نیست، بلکه یکی از ستون‌های اصلی ساختار سیاسی، اجتماعی و لجستیکی پایگاه حمایتی حزب‌الله محسوب می‌شود. از این رو، نزدیک شدن عملیات رژیم صهیونی به حومه نبطیه را باید نشانه‌ای از انتقال جنگ از حاشیه‌های مرزی به مراکز ثقل جنوب لبنان دانست.

معادله ضاحیه و الجلیل؛ بازتعریف قواعد بازدارندگی

در کنار نبرد جغرافیا، نبرد دیگری نیز بر سر معادلات بازدارندگی در جریان است. ضاحیه جنوبی بیروت در نگاه رژیم صهیونی صرفاً یک منطقه مسکونی نیست، بلکه مهم‌ترین مرکز سیاسی، رسانه‌ای و سازمانی حزب‌الله به شمار می‌رود. در مقابل، شهرک‌های شمالی رژیم صهیونی در منطقه الجلیل مهم‌ترین نقطه آسیب‌پذیر این رژیم در برابر حملات موشکی و پهپادی حزب‌الله هستند.

بر همین اساس، طی سال‌های گذشته نوعی معادله بازدارندگی غیررسمی میان دو طرف شکل گرفته است؛ معادله‌ای که بر اساس آن، فشار بر ضاحیه می‌تواند با فشار بر الجلیل و شهرک‌های شمالی پاسخ داده شود. ریشه این رویکرد در «دکترین ضاحیه» نهفته است؛ راهبردی که پس از جنگ ۲۰۰۶ شکل گرفت و بر تحمیل هزینه‌های سنگین به مراکز ثقل دشمن برای ایجاد بازدارندگی استوار است.

با این حال، حزب‌الله نیز تلاش کرده است معادله‌ای متقابل ایجاد کند؛ معادله‌ای که امنیت ضاحیه و امنیت شهرک‌های شمالی رژیم صهیونی را به یکدیگر گره می‌زند. از این منظر، حملات رژیم صهیونی به ضاحیه صرفاً یک اقدام تاکتیکی نیست، بلکه بخشی از تلاش برای بازتعریف قواعد بازدارندگی و تعیین حدود آزادی عمل طرفین در نظم امنیتی پساجنگ محسوب می‌شود.

در مجموع، آنچه امروز در جنوب لبنان در حال وقوع است، صرفاً یک نبرد مرزی نیست؛ بلکه تلاشی برای بازترسیم جغرافیای امنیتی لبنان، تغییر معادلات بازدارندگی و تعیین شکل نظم امنیتی آینده در جبهه شمالی فلسطین اشغالی است.

جمع بندی

با وجود تلاش رژیم صهیونی برای ایجاد واقعیت‌های جدید میدانی در جنوب لبنان، موفقیت نهایی این راهبرد به متغیر‌های فراتر از میدان نبرد وابسته است. یکی از مهم‌ترین این متغیرها، ظرفیت و نفوذ محور مقاومت به رهبری ایران در حفظ انسجام جبهه‌های منطقه‌ای و تداوم فشار چندسطحی بر رژیم صهیونی است. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که هرگاه رژیم صهیونی کوشیده با اتکا به برتری نظامی و فناوری، معادلات امنیتی جدیدی را به صورت یک‌جانبه تحمیل کند، با واکنش شبکه‌ای از بازیگران همسو با محور مقاومت مواجه شده است؛ واکنشی که هزینه‌های امنیتی، نظامی و اقتصادی اقدامات رژیم صهیونی را افزایش داده و دستیابی به اهداف راهبردی آن را با چالش روبه‌رو کرده است. از این منظر، تداوم فرسایش میدانی و حفظ توان بازدارندگی حزب‌الله می‌تواند مانع تثبیت دستاورد‌های عملیاتی رژیم صهیونی در جنوب لبنان شود.

در چنین شرایطی، حتی اگر رژیم صهیونی در برخی محور‌های عملیاتی به موفقیت‌های تاکتیکی دست یابد و بتواند برای مدتی بر بخش‌هایی از جغرافیای جنوب لبنان تسلط یا کنترل عملیاتی پیدا کند، تضمینی برای تبدیل این دستاورد‌ها به موفقیت راهبردی وجود ندارد. در ادبیات مطالعات جنگ، پیروزی تاکتیکی زمانی ارزش راهبردی پیدا می‌کند که بتواند اهداف سیاسی و امنیتی بلندمدت را محقق سازد. اگر مقاومت لبنان و حامیان منطقه‌ای آن بتوانند هزینه‌های اشغال، حضور نظامی و تثبیت نظم امنیتی مورد نظر رژیم صهیونی را افزایش دهند، این احتمال وجود دارد که دستاورد‌های تاکتیکی رژیم صهیونی به یک فرسایش راهبردی تبدیل شود. در چنین سناریویی، رژیم صهیونی ممکن است ناچار به عقب‌نشینی از اهداف حداکثری خود شود و با وضعیتی مواجه گردد که دستاورد‌های میدانی آن نتواند به تحقق اهداف سیاسی و امنیتی مورد نظرش منجر شود؛ وضعیتی که از منظر برخی تحلیلگران می‌تواند یادآور تجربه‌های پیشین رویارویی با حزب‌الله و چالش‌های ناشی از جنگ‌های نامتقارن باشد که منجر به شکست راهبردی و عقب نشینی فضاحت بارتر از سال ۲۰۰۰ شود.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
بزرگترین تشییع تاریخی؛
رژه قدرت ایران در برابر جهان
از فرودگاه بغداد تا بیت رهبری؛
زنجیره جسارت دشمن از کجا آغاز شد؟
تشییع رهبر شهید؛
عرصه عزت و تمدنسازی
در امر حکمرانی انقلاب اسلامی؛
3 میراث بزرگ رهبر شهید
3 نکته در مورد دروغ جدید ترامپ علیه ایران؛
حقیقت ماجرا چیست؟
لایحه مهدکودک‌ها به‌عنوان ابزار بقا در ائتلاف شکننده کابینه؛
بحران سربازی حریدی‌ها و سیاست امتیازدهی نتانیاهو
درباره تفاهمنامه ایران و آمریکا؛
نکات تبیینی پیرامون پیام رهبر معظم انقلاب
رژیم صهیونیستی و نقض آتش‌بس در لبنان؛
حقیقت ماجرا چیست؟
درباره تفاهمنامه ایران و آمریکا؛
نکات تبیینی پیرامون پیام رهبر معظم انقلاب
تفاهمنامه ایران و آمریکا؛
ترامپ و قمار تجاوز مجدد به ایران؟