- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
آنچه آمریکا در مورد تفاهمنامه با ایران نمیگوید!
همزمان با امضای تفاهمنامه پایان جنگ میان ایران و آمریکا، شاهد مطرح شدن سیل قبال توجهی از تحلیل و تفسیرها در این رابطه هستیم. در واقع، صاحب نظران گوناگون هرکدام سعی دارند از منظر و چشاندازی، دیدگاههای خاص خود را در مورد جنگ رمضان و پایان آن به واسطه حصول تفاهمنامه میان تهران-واشینگتن ابراز کنند. با این همه، فارغ از تمامی این تحلیل و تفسیرها، در رابطه با تفاهمنامه مذکور واقعیتهایی وجود دارند که طرف آمریکایی به آنها اشاره نمیکند.
در این راستا، توجه به ۳ نکته مهم است.
نخست اینکه این تفاهمنامه سند و شاهدی عینی بر شکست آمریکا از ایران در جریان جنگ رمضان است. دشمن آمریکایی با هدف ساقط کردن نظام سیاسی ایران و تحمیل ترتیبات مد نظر خود به کشورمان حمله کرد با این حال، در دستیابی به این اهداف خود به کل شکست خورد. جالب اینکه به اذعان رسانههای بین المللی نظیر آسوشیتدپرس و نیویورک تایمز، ایران پس از جنگ رمضان و امضای تفاهمنامه اخیر، قویتر از قبل از جنگ ظاهر شده است. در این رابطه، به طور خاص بر تحکیم اشراف و تسلط ایران بر تنگه هرمز اشاره میشود. موضوعی که ایران را به یک بازیگر معتبر در بازار جهانی انرژی نیز تبدیل کرده است. ورای این ها، توان نظامی و هستهای و موشکی و نفوذ منطقهای ایران هم حفظ شده و کشورمان بدون تردید اهرمهای قدرت خود در این عرصهها را بیش از پیش توسعه خواهد بخشید.
مساله دوم اینکه اگرچه طرف آمریکایی تعهداتی را در قالب تفاهمنامه با ایران پذیرفته با این حال، هیچ بعید نیست که مثل تجربه برجام، زیر تعهداتش بزند و از آنها شانه خالی کند. در این نقطه نیز سازوکار پلکانی تفاهم با آمریکا و حرکت تدریجی روند مذاکرات، به ایران کمک خواهد کرد تا نسبت به استیفای حقوق و منافع ملی خود اقدام کند. در حقیقت، اگر بنا باشد طرف آمریکایی به تعهداتش نظیر آزادسازی داراییهای بلوکه شده ایران و یا رفع محاصره دریایی کشورمان پشت کند، تهران نیز اهرمهای موثری را در دست دارد و خیلی زود میتواند روند اجرای تعهدات خود را متوقف کند. در عین حال، از یاد نبریم که اگر آمریکا خلف وعده کند، اساسا مذاکرات وارد مرحله بعدی نخواهد شد. مسالهای که بیش از همه برای طرف آمریکایی خسارتبار است؛ و نکته سوم اینکه طرف آمریکایی پس از حصول تفاهمنامه با ایران، برخلاف لفاظیهای خود، هر کاری خواهد کرد تا در ایران ایجاد فتنه کند. در حقیقت، آمریکاییها و دشمنان ایران بر آن خواهند بود تا بر شدت قطبیگرایی در داخل ایران بیفزایند و از این رهگذر، منافع پنهان خود به ضرر ایران را به پیش برند. اگر از این زاویه به ماجرا نگاه کنیم هم به خوبی میتوانیم بفهمیم چرا مقامهای ارشد کشورمان به ویژه مقام معظم رهبری مدام بر حفظ وحدت و انسجام ملی تاکید دارند و معتقدند در دوره سکوت صحنه نبرد نیز باید تقابل با دشمن را به شیوههای دیگر پِی گرفت.