- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
- جنگ رمضان و بحران فزاینده رهبری آمریکا
- برآورد راهبردی محافل امنیتی عبری
پیامدهای راهبردی حمله مجدد آمریکا به ایران
با توجه به اینکه جنگ رمضان در کانون توجه افکار عمومی، رسانهها و محافل دیپلماتیک قرار گرفته است، پرسش اصلی آن است که این گفتوگوها تا چه اندازه میتوانند تأمینکننده منافع ملی و گرهگشای چالشهای کشور باشند. متن پیشرو با نگاهی تحلیلی، ضمن بررسی زمینههای شکلگیری مذاکرات، تحولات میدانی و سیاسی مؤثر بر موقعیت ایران، شروط و خطوط قرمز جمهوری اسلامی و نیز راهبردهای آینده دشمن، میکوشد نسبت مذاکرات با اقتدار ملی و مسیر برونرفت از مشکلات امنیتی و اقتصادی کشور را تبیین کند. در ابن راستا برآن شدیم مصاحبهای با جناب آقای دکتر حسن نعیم آبادی، کارشناس ارشد مسائل منطقهای وبین الملل صورت داده و پیرامون این موضوع برخی سوالها پرسیده شود.
باسلام خدمت آقای دکترنعیم آبادی، بنظرشما حمله مجدد آمریکا به ایران چه پیامدهای خواهد داشت؟
با حمله مجدد نظامی ایالات متحده آمریکا به ایران همزمان با توجه افکار عمومی و رسانهها به جام جهانی فوتبال، دیگر نباید دفاع مقدس چهارم یک درگیری محدود باشد، بلکه باید یک نقطه عطف تاریخی برای ملت عزیز ایران با پیامدهای غیرقابل بازگشت برای جهان و فرا منطقه ختم شود. این رویداد، ساختار قدرت در جهان را دگرگون ساخته و شتاب افول هژمونی ایالات متحده در جهان را تسریع نماید. اقدام جدید آمریکا به هر بهانهای و با زمینه سازی و صدور قطعنامه شورای حکام آژانس انرژی اتمی و شخص مدیر کل جاسوس آن در بستر یک منطقه بی ثبات و چندقطبی صورت میگیردکه بازیگران دولتی و غیردولتی آن، ظرفیت بالایی برای واکنشهای نامتقارن و طولانی مدت دارند.
از طرف دیگر دردو جنگ اخیر تأسیسات هستهای جمهوری اسلامی ایران با هدف نهایی تضعیف امنیت ملی و استقلال کشور همواره در معرض حمله نظامی قرار گرفته است؛ لذا با حمله مجدد ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونی به کشور. جمهوری اسلامی ایران بایستی در راهبردهای استراتژیک و سیاستهای هستهای و دفاعی خود تجدید نظر کند؛ لذا برای ترسیم چشم اندازی واقع بینانه از دینامیکهای قدرتی که جنگ تحمیلی جدید با فشار سیاسی آژانس بینالمللی انرژی اتمی میتواند آزاد کند و نشان دهد چگونه این اقدام میتواند نتایجی کاملاً معکوس برای اهداف استراتژیک واشنگتن به همراه آورد، باید موارد زیر انجام گردد.
۱- تجدید نظر و خروج از پیمان انپیتی: با توجه به سیاستهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی و زمینه سازی حمله مجدد آمریکا، جمهوری اسلامی ایران باید به صورت استراتژیک و مرحلهای، از پیمان انپیتی خارج شود تا بتواند به صورت مستقل و بدون محدودیتهای بینالمللی، فناوری هستهای خود را توسعه دهد و از آن در برابر تهدیدهای خارجی محافظت کند.
۲- توسعه فناوریهای دفاع سایبری و امنیتی: برای مقابله با حملات سایبری و جاسوسی، باید فناوریهای نوین و استراتژیهای پیشگیرانه را توسعه داد و زیرساختهای امنیتی را تقویت کرد.
۳. بازدارندگی و توسعه توانمندیهای نظامی و دفاعی: ایران باید به سرعت توانمندیهای نظامی و دفاعی خود را در حوزههای مختلف، از جمله موشکی، سایبری و دفاع هوایی، تقویت کند تا بتواند در مقابل هرگونه تهاجم، پاسخ مناسب و بازدارنده ارائه دهد.
۴_تجدیدنظر در دکترین دفاعی و حرکت به سوی بازدارندگی هستهای ایران:
در مواجهه با یک حمله تمام عیار، جمهوری اسلامی ایران هرگونه محدودیت قبلی در برنامه دفاعی خود را کنار بگذارد. دکترین دفاعی از "دفاع مبتنی بر بازدارندگی نامتقارن" به "دفاع مبتنی بر تهدید متقابل حداکثری و بازدارندگی هستهای" تغییر یابد. ایران با سرعت تمام، با استفاده از دانش و زیرساختهای موجود، برای دستیابی به سلاح هستهای تلاش نماید تا از تکرار چنین حملهای در آینده جلوگیری کند. این اقدام نقطه ی، شکست کامل سیاست عدم اشاعه غرب و تبدیل ایران به یک قدرت هستهای خواهد بود.
۵. حمله پیشدستانه و تهاجمی ایران به جای دفاع پدافندی:
برخلاف تصور رایج، استراتژی نظامی ایران در پاسخ به حمله آمریکا منحصر به دفاع پدافندی نخواهد بود، بلکه بر اساس دکترین «دفاع فعال» نیروهای مسلح، اقدام به حملات پیشدستانه و تهاجمی علیه اهداف حیاتی آمریکا و متحدانش در سراسر منطقه و بلکه فرا منطقه خواهد شد. این حملات محدود به خلیج فارس نبوده و میتواند پایگاههای آمریکایی در فراسوی منطقه را هدف قرار دهد. استفاده از موشکهای بالستیک با بردهای مختلف، پهپادهای تهاجمی و جنگ الکترونیک برای مختل کردن سیستمهای فرمان و کنترل دشمن در اولویت قرار خواهد گرفت. چنین رویکردی به معنای انتقال جنگ به خاک متحدان منطقهای آمریکا و تحت فشار قرار دادن آنها است. این استراتژی هزینه جنگ را برای آمریکا و شرکایش به حداکثر رسانده و فضای امن روانی را از شهروندان و سرمایهگذاران در کشورهای متحد واشنگتن سلب خواهد کرد.
باتشکر از توضیحات کامل و جامع جنابعالی در پایان جمع بندی و نتیجه گیری را می فرمایید؟
تحلیل لایههای پیامدی فوق نشان میدهد که حمله جدید نظامی آمریکا به ایران، یک خودکشی راهبردی برای جایگاه این کشور به عنوان قدرت برتر نظامی و سیاسی در خاورمیانه است. این اقدام، با شعله ور کردن آتش یک جنگ فرامنطقهای، تمام ستونهای قدرت آمریکا—نظامی، اقتصادی، سیاسی و نرم را در منطقه و جهان فرو میریزد و خلأ قدرتی ایجاد میکند که رقبای جهانی و بازیگران منطقهای را به میدان میکشاند. این جنگ، برای آمریکا، باتلاقی عمیقتر از ویتنام، عراق و افغانستان خواهد بود و هزینه آن، افول قطعی و فروپاشی واشنگتن در جهان بوده و در طرف مقابل به حول و قوه الهی. جمهوری اسلامی ایران روز به روز قدرتمندتر و عزیزتر خواهد شد.