- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
- جنگ رمضان و بحران فزاینده رهبری آمریکا
- برآورد راهبردی محافل امنیتی عبری
واکاوی درخواست ترامپ از سوریه برای دخالت در لبنان
بار دیگر اظهارات جنجالی دونالد ترامپ رییس جمهوری آمریکا مبنی بر مداخله نظامی سوریه در لبنان برای مقابله با حزب الله، توجه محافل مختلف از دمشق تا بیروت و واشنگتن را به خود جلب کرده است.
پس از سقوط دولت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، دولت جدید سوریه به رهبری احمد الشرع (الجولانی) جایگزین متحد دیرینه ایران و حزب الله شد. ترامپ با تمجید از رئیس جمهور جدید سوریه و لغو تحریمها علیه دمشق، عملاً این تغییر را تأیید و سعی کرد از آن به عنوان اهرمی برای مهار محور مقاومت به ویژه حزبالله استفاده کند.
از طرفی، برخی ناظران معتقدند پیشنهاد ترامپ با هدف قرار دادن سوریه در نقش نگهبان مرزی برای قطع ارتباط لجستیکی حزب الله با ایران مطرح شده و هدف، استفاده از حاکمیت دولت جدید سوریه برای بستن مسیرهای قاچاق و جلوگیری از تقویت حزبالله است، نه الزاماً حضور و درگیری نظامی مستقیم سوریه با این گروه.
در این راستا، همکاری فزاینده اطلاعاتی و امنیتی بین دولت جدید سوریه، آمریکا و اسرائیل علیه حزب الله و ایران شکل گرفته است. این همکاری شامل کنترل مرزها، مبارزه با قاچاق و تبادل اطلاعات میشود و طبق برخی گزارشها، نیروهای وابسته به دولت جدید سوریه، از جمله شبهنظامیان خارجی (ازبک و اویغور) در نزدیکی مرز لبنان مستقر شدهاند.
با این حال اگر هدف ترامپ دخالت مستقیم سوریه در لبنان و درگیری با حزب الله باشد؛ بسیاری از ناظران این ایده را غیرواقعی و متوهمانه قلمداد کرده و به دلایل مختلف، در اجرای آن تردید جدی دارند.
اهداف و انگیزهها
پیشنهاد ترامپ نشان دهنده تمایل ایالات متحده برای مشارکت دادن سوریه جدید در ترتیبات منطقهای گستردهتر، به ویژه پس از تفاهمنامهای است که بین واشنگتن و تهران از طریق میانجیگری پاکستان و قطر حاصل شد. این امر در راستای سیاست دولت جدید ایالات متحده برای ترسیم مجدد معادلات و نظم منطقهای محسوب میشود که اهدافی، چون محدود کردن نفوذ گروههای مسلح فعال از جمله حزب الله لبنان و حشدالشعبی عراق را دنبال میکند.
پیشنهاد دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، برای درگیر کردن سوریه در لبنان از این فرضیه ناشی میشود که حذف یا تضعیف قابل توجه حزبالله، قدرت منطقهای رژیم ایران را کاهش میدهد و در نتیجه موقعیت مذاکرهای واشنکتن را بهبود میبخشد. رئیس جمهور آمریکا و دولت او متقاعد شدهاند که حزبالله حلقه نهایی زنجیره تغییر شکل موازنه قدرت در منطقه است و عنصر کلیدی نفوذ ایران در آنجا محسوب میشود. بنابراین، آنها معتقدند که یافتن راههایی برای از بین بردن قدرت این سازمان قدرتمند ضروری است.
دلیلی که رئیس جمهور ترامپ در اظهارات خود در حاشیه اجلاس گروه هفت ارائه داد این بود که سوریه «این کار را بهتر از اسرائیل انجام خواهد داد»، بنابراین او به بنیامین نتانیاهو پیشنهاد داد که سوریه به جای ارتش او، این مأموریت را بر عهده بگیرد تا حداقل از هزینههای اسرائیل در جنگ سخت علیه حزب الله کاسته شود. با این حال، این بهانه نشان دهنده رویکردی سهل انگارانه و بیتوجهی به سوریه و لبنان و همچنین نادیده گرفتن فصلهای دردناک تاریخ روابط بین دو کشور در دورانهای گذشته است.
واکنشهای منفی
دولت الجولانی از همان ابتدا موضعی خصمانه در قبال حزبالله و ایران اتخاذ کرده و آنها را دشمنان مشترک خوانده است. اما اظهارات احمد الشرع رئیس جمهور سوریه در واکنش به پیشنهاد ترامپ، حاکی از رد هرگونه مداخله در لبنان و آگاهی او از میزان خطر مشارکت سوریه در هرگونه اقدام نظامی در این کشور بود. این بدان معناست که حاکمیت فعلی دمشق قصد ندارد در عرصه لبنان دخالت نظامی کند یا به نقشهای قبلی رژیم سابق لبنان پس از سال ۱۹۷۵ بازگردد.
این موضعگیری هر چند احتمالا موجب خشم ترامپ خواهد شد؛ اما برخاسته از این واقعیت است که حاکمان جدید سوریه با توجه به مشکلات و محدودیتها و چالشهای فراوان امنیتی و اقتصادی که با آن مواجهند، تمایلی به دادن هزینه در فراسوی مرزهای خود ندارند؛ به ویژه اگر قرار باشد با سازمان با تجربه و توانمندی مانند حزب الله درگیر شوند. در واقع سوریه جدید اولویتهای خود را در بازسازی کشور و احیای نهادها و جامعه خود تعریف کرده است.
دولت فعلی دمشق خواهان روابط عادی و برادرانه بین لبنان و سوریه است و قصدی برای انتقامگیری از رنجهایی که حزبالله در طول جنگ در دفاع از رژیم اسد بر سوریها تحمیل کرده است، ندارد. دولت کاملاً از واقعیتهای هر دو کشور و پیچیدگیهای مسائل محلی، منطقهای و بین المللی مربوطه آگاه است.
روابط جدید با لبنان در هماهنگی امنیتی با دولت لبنان، حمایت از تصمیم بیروت برای محدود کردن سلاح به دولت، علاوه بر تشدید تلاشهای مقامات سوری برای جلوگیری از قاچاق سلاح از مرزها و از بین بردن بقایای شبکههای مرتبط با سپاه پاسداران ایران و حزبالله در داخل خاک سوریه شکل گرفته است.
به همین ترتیب، در لبنان نیز پیشنهاد ترامپ قاطعانه رد شد. دولت لبنان اعلام کرد که خلع سلاح حزب الله مسئولیت دولت لبنان است. چندین نیروی سیاسی لبنانی نیز این پیشنهاد را رد کردند و آن را به عنوان تلاشی برای جنگ آشکار سوریه علیه حزبالله دانستند که محیط اطراف را تغییر میدهد و بر صلح و آرامش در کشور تأثیر منفی میگذارد.
مخالفت لبنان، نشاندهنده ترس از این است که هرگونه مداخله نظامی سوریه در لبنان، درگیریهای فرقهای و مذهبی را شعلهور خواهد کرد و شعلههای آن ممکن است فراتر از مرزهای سوریه و لبنان گسترش یابد.
اظهارات ترامپ همچنین با تردید و تمسخر از سوی آمریکاییها مواجه شد، چرا که تعدادی از سناتورها و کارشناسان سیاست خاورمیانه، توانایی سوریه برای ایفای این نقش را زیر سوال بردند و پیشنهاد ترامپ را با توجه به توازن قوای فعلی در منطقه، غیرواقعبینانه دانستند.
در داخل رژیم صهیونیستی، سیاستمداران و ژنرالهای این رژیم با نگرانی به پیشنهاد ترامپ نگاه کردند و با توجه به اینکه دولت اشغالگر اسرائیل همچنان نسبت به تحولات سوریه پس از سقوط رژیم اسد نگاه منفی دارد، از این پیشنهاد استقبال نکردند.
پیامدها
برخی از تحلیلگران و کارشناسان حتی در داخل آمریکا نسبت به پیامدهای منفی پیشنهاد مخاطره آمیز ترامپ هشدار دادهاند. برای نمونه موسسه واشنگتن در این باره نوشته است: دولتی که هنوز در حال تأمین امنیت قلمرو خود است، موقعیت مناسبی برای گشودن جبهه جدید در لبنان یا عراق ندارد. دخالت سوریه در لبنان برای دمشق و واشنگتن خطرات قابلتوجهی به همراه خواهد داشت.
این امر میتواند به تشدید تنشهای منطقهای منجر شود و شبکههای تحت حمایت ایران را در سراسر سوریه، عراق و فراتر از آن درگیر کند. از دیگر پیامدهای این مسئله گسترش تنشهای فرقهای و طایفهای میباشد. در صورت ورود سوریه به معرکه لبنان، حزبالله نیروهای سوری را به عنوان جهادگرایان سلفی و رادیکال که قصد هدف قرار دادن جوامع شیعه را دارند، معرفی خواهد کرد که بهطور بالقوه حمایت از این گروه را در میان پایگاه اصلی طرفدارانش تقویت میکند.
همچنین ورود سوریه به لبنان میتواند مشروعیت دولت لبنان را تضعیف کند و با توجه به اشغال سهدههای سوریه در گذشته حضور مجدد نظامی سوریه به احتمال زیاد بهجای حمایت از حاکمیت لبنان، به عنوان دخالت و استعمار خارجی تلقی خواهد شد.
پیامد دیگر آن است که بارگذاری بیش از حد مطالباتی که فراتر از ظرفیت سوریه است، خطر بیثباتسازی دولت شکننده احود الشرع را به همراه دارد و به طور بالقوه زمینه را برای بی ثباتی و به ویژه احیای داعش فراهم کرده و اهداف منطقهای گستردهتر واشنگتن را تضعیف میکند.
پیشنهاد کارشناسان آمریکایی به ترامپ آن است که به جای دعوت از سوریه برای دخالت در لبنان، از تلاشهای امنیت مرزی سوریه و مقابله با قاچاق حمایت کند. تحرکات دمشق نشان میدهد که بر امنیت مرزها و جلوگیری از قاچاق و نفوذ غیرقانونی متمرکز است، بنابراین ایالات متحده باید این رویکرد را از طریق تبادل اطلاعات، کمکهای فنی و هماهنگی با مقامات لبنان، عراق و سایر نقاط تقویت کند. از این منظر، توصیه کارشناسان به ترامپ عبارت است از تقویت کنترل مرزی به عنوان راهی عملی برای مهار شبکههای لجستیکی حزبالله بدون ایجاد درگیری آشکار.
جمع بندی
درخواست جنجالی و شتابزده ترامپ در باره دخالت سوریه در لبنان جهت مقابله با حزب الله با واکنشهای منفی متعددی در منطقه و حتی داخل آمریکا مواجه شده است. ترامپ که از تغییر نظام در سوریه استقبال کرده و از حاکمیت جدید این کشور به رهبری احمد الشرع حمایت کرده، توقع دارد دمشق با خواستههای منطقهای واشنگتن همراهی کند و به زعم خود نوعی اقدام نیابتی علیه حزب الله برای کاهش هزینههای رژیم صهیونیستی در لبنان انجام دهد. اما مسئله یا مانع اصلی آن است که سوریه جدید از توان و ظرفیت کافی برای این کار برخوردار نیست و در عین حال اولویتهای اصلی این کشور معطوف به ثبات و بازسازی داخلی است نه ماجراجویی خارجی.
به همین دلیل چنین پیشنهادی غیرواقعی بوده و در صورت اجرایی شدن پبامدهای منفی متعددی نه فقط در سوریه و لبنان، بلکه در سطح منطقه برجا خواهد گذارد؛ از جمله گسترش تنشهای قومی و طایفهای و ایجاد زمینه برای بازگشت گروههای تکفیری ـ تروریستی مانند داعش؛ بنابراین میتوان نتیجه گرفت پیشنهاد ترامپ همانند سایر اظهارات جنجالی او بی حاصل بوده و حداقل دستاورد آن به خط کردن مجدد سوریه برای اقدامات و همکاریهای امنیتی از جمله حفظ مرزها و مقابله با قاچاق علیه محور مقاومت به ویژه حزب الله لبنان خواهد بود.