- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
- جنگ رمضان و بحران فزاینده رهبری آمریکا
- برآورد راهبردی محافل امنیتی عبری
حقیقت ماجرا چیست؟
از زمان حصول تفاهمنامه میان ایران و آمریکا جهت خاتمه دادن به جنگ، این نکته بارها و بارها گفته شده که لبنان بخشی جدایی ناپذیر از آتش بس در منطقه است و اشغالگران صهیونیست باید از جنوب لبنان نیز خارج شوند. شخص رئیس جمهور آمریکا دونالد ترامپ نیز پیشتر به این مساله اشاره کرده که لبنان بخشی از آتشبس منطقهای است. با این همه، اسرائیل تاکنون بارها و بارها آتشبس را نقض کرده و حملات متعددی را به لبنان و به طور خاص مواضع حزب الله انجام داده و میدهد.
گزارشهای رسمی از تشدید درگیریها میان رزمندگان حزب الله و نظامیان صهیونیست در اطراف شهر راهبردی نبطیه در جنب لبنان حکایت دارند. جالب اینکه مقامهای سیاسی و نظامی صهیونیست نیز تاکید دارند که اسرائیل تا هر زمان بخواهد در خاک لبنان باقی میماند. از این رو، به نظر میرسد حداقل به ۳ دلیل عمده، رژیم صهیونیستی دست به نقض آتش بس و رد تفاهمنامه ایران و آمریکا با محوریت تسری آتش بس به لبنان میزند.
اول اینکه ایران به پشتوانه قدرت خود توانست آتشبس در لبنان را به رئیس جمهور آمریکا تحمیل کند. این مساله چیزی نیست که رژیم اشغالگر قدس بتواند آن را به راحتی هضم کند. در واقع، صهیونیستها نمیتوانند بپذیرند که ایران فعالانه ابتکار عمل را به دست بگیرد و بتواند آتش بس در لبنان را از کانال آمریکا به اسرائیل تحمیل کند. حتی دولت لبنان که منصوب دولتهای غربی است نیز تحقق این معادله را کاملا به ضرر خود میبیند و آن را موجب ارتقای وزن راهبردی ایران و حزب الله در قالب مسائل کلان لبنان ارزیابی میکند.
مساله دوم اینکه رژیم صهیونیستی بر آن است تا همچون عملکرد خود در نوار غزه و سوریه، یک منطقه حائل امنیتی برای خودش ایجاد و دامنه اشغالگری اش در محیط پیرامونی خود را توسعه بخشد. این دقیقا همان چیزی است که حزب الله لبنان قویا آن را رد کرده و در تناقض صریح با مفاد تفاهمنامه ایران و آمریکا نیز است. درست به همین دلیل، اشغالگران صهیونیست سعی دارند هرطور که شده از فرصت استفاده کنند و تا جای ممکن بخشهای بیشتری از لبنان را به اشغال خود درآورند؛ و در نهایت نکته سوم اینکه نتانیاهو و متحدان سیاسی اش خوب میدانند که اگر فضای جنگ و درگیری از سوی آنها پایان یابد، خیلی زود حیات سیاسی آنها به پایان خواهد رسید و بعید نیست به دلیل اوج گیری انتقادات از آن ها، راهی زندان شوند و یا به کل با مرگ سیاسی خودشان رو به رو شوند. همین حالا بسیاری در اراضی اشغالی به نتانیاهو حمله میکنند و میگویند او جنگهای زیادی را در منطقه آغاز کرده، اما آنها را به نتیجه نرسانده و از منظر راهبردی موقعیت رژیم اشغالگر قدس را بدتر از قبل هم کرده است.
ورای اینها او هنوز درگیر اتهامات جدی در پروندههای رشوه، فساد و کلاهبرداری از سوی دستگاه قضایی صهیونیستها است. مجموع این مسائل یک واقعیت را فریاد میزنند و آن هم این است که تداوم جنگ برای فردی نظیر نتانیاهو چیزی شبیه به یک فضای تنفس و امکان بقای سیاسی است. با این حال، واقعیت این است که ایران و متحدانش نیز سکوت نخواهند کرد و میتوانند فعالانه رژیم صهیونیستی و آمریکا را وادار به آتش بس در منطقه کنند. قرار نیست دشمن از فضای ایجاد شده سواستفاده کند و منافع خود را به صورت بی سر و صدا به پیش برد.