۱۶:۵۶
۱۴۰۵/۰۴/۰۵
️بیانیه منامه؛

سراب اتحاد اعراب و آمریکا در برابر واقعیت قدرت ایران

لل
نشست وزرای خارجه آمریکا و شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس در منامه، با صدور بیانیه‌ای مشترک برای مهار برنامه موشکی ایران و خلع سلاح گروههای مقاومت همراه شد، اما این سند که در پی ناکامی پنتاگون در مقابله با عملیاتهای وعده صادق صادر گردیده، به دلیل نادیده‌گرفتن نقش غیرقابل‌ انکار تهران در معادلات تنگه هرمز و محور مقاومت، نه تنها امنیت مورد نظر اعراب را تأمین نمیکند، بلکه ضعف راهبردی آمریکا را برملا ساخته و عملاً به اقرار ضمنی به نفوذ روزافزون ایران بدل شده است.
نویسنده :
حسین نجفی
کد خبر:
۳۷۸۷

بیانیه اخیر وزیران خارجه آمریکا و کشور‌های عضو شورای همکاری خلیج فارس در منامه، بیش از آنکه یک نقشه راه عملیاتی برای نظم جدید منطقه‌ای باشد، سندی نمایشی است که تلاش دارد شکاف عمیق میان وعده‌های امنیتی واشنگتن و توانایی واقعی آن را در دفاع از متحدان سنتی خود پوشش دهد. محتوای بیانیه که از استقبال از یادداشت تفاهم ایران و آمریکا تا تأکید بر خلع سلاح گروه‌های مقاومت و بازگشایی کامل تنگه هرمز را دربرمیگیرد، در واقع تلاشی برای احیای ابهت از دست رفته آمریکا پس از ناکامی‌های راهبردی در مواجهه با عملیات‌های وعده صادق و نشان دادن ناتوانی پنتاگون در مهار قدرت موشکی و پهپادی ایران است. این بیانیه با نادیده گرفتن نقش محوری ایران بعنوان یک قدرت منطقه‌ای مستقر و تأثیرگذار، از همان ابتدا با یک تناقض بنیادین رو‌به‌رو است، بعبارتی سوال اینجاست که، چگونه میتوان نظمی امنیتی بدون مشارکت کشوری طراحی کرد که معادلات موازنه قدرت در خلیج فارس، تنگه هرمز و محور مقاومت را تعیین میکند؟ پاسخ در بند‌های شرطی سازی اقتصادی و نظامی بیانیه نهفته است که اگرچه لحنی تهاجمی دارد، اما در عمل به اقرار ضمنی به نفوذ ایران در عراق، لبنان و سایر اضلاع جبهه مقاومت بدل میشود.

بیانیه منامه از منظر قابلیت اجرا با موانع ساختاری جبران‌ناپذیری روبروست. شرط‌گذاری سرمایه‌گذاری با ایران بر پایبندی به یادداشت تفاهم، در حالیکه هیچ سازوکار شفافی برای راستی آزمایی و تضمین‌های متقابل تعریف نشده، خود نشان دهنده شکاف عمیق میان شعار و واقعیت است. از سوی دیگر، تأکید بر خلع سلاح گروه‌های غیردولتی در لبنان و عراق، در شرایطی که این گروه‌ها به بخشی از معادلات دفاعی و امنیتی کشور‌های خود تبدیل شده‌اند، بیش از آنکه عملیاتی باشد، آرزویی دور از دسترس به نظر میرسد. تجربه تلخ جنگ اخیر به وضوح اثبات کرد که سامانه‌های پدافندی آمریکا و ناوگان پنجم نیروی دریایی، نه تنها اراده مقابله با حملات موشکی و پهپادی ایران را ندارند، بلکه از بازدارندگی در برابر عمق راهبردی جمهوری اسلامی نیز عاجزند. اعراب حاشیه خلیج فارس، بخوبی دریافته‌اند که تکیه بر تضمین‌های کلامی واشنگتن، آنها را در موقعیتی شکننده‌تر از گذشته قرار میدهد، چراکه آمریکای امروز که درگیر بحران‌های داخلی و رقابت فزاینده با چین و روسیه است، اولویت‌های منطقه‌ای خود را به تأمین منافع نفتی و امنیت رژیم صهیونیستی تقلیل داده و تضمین تمامیت ارضی کشور‌های عربی در دستور کار آن جای چندانی ندارد.

تناقض رفتاری حکام عرب کشور‌های منطقه در بازگشت مجدد به آغوش آمریکا، علیرغم تجربه ناامیدکننده عدم واکنش مؤثر واشنگتن در قبال حملات اخیر، ریشه در دو عامل اصلی دارد: نخست، وابستگی شدید ساختاری این کشور‌ها به نظام مالی و تسلیحاتی غرب که هرگونه گسست از آن را با هزینه‌های سرسام‌آور اقتصادی و سیاسی همراه میسازد، و دوم، هراس از خلأ امنیتی که ممکن است پس از کاهش حضور آمریکا، نه به نفع ایران، بلکه به سود رقابت‌های داخلی و ظهور گروه‌های افراطی تمام شود. با اینحال، این گرایش محافظه کارانه، راهبردی کوتاه مدت و پرریسک است، زیرا آمریکا نه تنها توانایی اعطای امنیت پایدار را ندارد، بلکه سیاست‌های تنش‌آفرین آن در قبال ایران و حمایت همه جانبه از رژیم صهیونیستی، در بلند مدت ثبات کشور‌های عربی را تهدید میکند. بیانیه منامه در واقع پاسخی عصبی به این واقعیت است که نظم منطقه‌ای بدون پذیرش نقش ایران، نه فقط ناقص، بلکه محکوم به شکست است و اعراب به‌تدریج درمی‌یابند که دیپلماسی متوازن با تهران، برخلاف وابستگی یکسویه به واشنگتن، میتواند منافع پایدارتری از جمله امنیت انرژی، ثبات بازار نفت و مدیریت بحران‌های آبی و زیست‌محیطی را تأمین کند.

بیانیه مشترک آمریکا و کشور‌های عربی را باید به مثابه تلاشی برای فریب افکار عمومی داخلی این کشور‌ها و نیز ایجاد یک ائتلاف روانی علیه ایران ارزیابی کرد که فاقد پشتوانه عملیاتی جدی است.

ایالات متحده که پس از ناکامی در جنگ مستقیم با ایران و مشاهده توانایی جمهوری اسلامی در هدف قراردادن پایگاه‌های خود در منطقه، به شدت جایگاه راهبردی خویش را متزلزل دیده، سعی دارد با بسترسازی رسانه‌ای و امضای بیانیه‌های پرطمطراق، دست کم تصویر یک متحد قابل اعتماد را بازسازی کند. اما این نمایش، نه تنها خلأ دفاعی واقعی را پر نمیکند، بلکه ممکن است ایران را به اتخاذ تدابیر متقابل و تشدید فشار بر تنگه هرمز و افزایش همکاری با شرکای منطقه‌ای خود وادار سازد. اعراب نیز به خوبی آگاهند که خرید تضمین‌های آمریکایی با بهای تحریک ایران، آنها را در مسیری پرخطر از بی ثباتی فزاینده قرار خواهد داد، بنابراین، به‌تدریج و با محاسبه هزینه_فایده، ناگزیر به سمت دیپلماسی چندجانبه و تعامل سازنده با تهران گرایش خواهند یافت.

کلام پایانی:

بنظر میرسد بیانیه منامه نه یک نظم جدید، که روایت سازی از یک نظم واهی است که در تناقض با واقعیات ژئوپلیتیک و موازنه قدرت در منطقه طراحی شده است. این سند با نادیده گرفتن ایران بعنوان بازیگر غیرقابل‌حذف، در عمل به انکار حقیقتی می‌پردازد که نبرد‌های اخیر به وضوح اثبات کردند که امنیت خلیج فارس و غرب آسیا فقط و تنها از مسیر همکاری و احترام متقابل با تهران تأمین خواهد شد و وابستگی به آمریکا، با سابقه‌ای از وعده‌های توخالی و فرار از مسئولیت، نه تنها راهگشا نیست، بلکه منطقه را به دامن بی‌ثباتی‌های عمیق‌تر خواهد کشاند. آینده نظم منطقه‌ای نه در اتاق‌های فکر کاخ سفید رقم میخورد و نه در بیانیه‌های نمایشی مانند بیانیه منامه، بلکه در میز مذاکراتی شکل خواهد گرفت که در آن کشور‌های عربی خلیج فارس، به‌جای اتکای بر تضمین‌های واهی واشنگتن، به صراحت به جایگاه و قدرت منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران اذعان کنند و این حقیقت را بپذیرند که امنیت پایدار منطقه بدون مشارکت و همکاری با تهران، نه ممکن است و نه ماندگار.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
بزرگترین تشییع تاریخی؛
رژه قدرت ایران در برابر جهان
از فرودگاه بغداد تا بیت رهبری؛
زنجیره جسارت دشمن از کجا آغاز شد؟
تشییع رهبر شهید؛
عرصه عزت و تمدنسازی
در امر حکمرانی انقلاب اسلامی؛
3 میراث بزرگ رهبر شهید
3 نکته در مورد دروغ جدید ترامپ علیه ایران؛
حقیقت ماجرا چیست؟
لایحه مهدکودک‌ها به‌عنوان ابزار بقا در ائتلاف شکننده کابینه؛
بحران سربازی حریدی‌ها و سیاست امتیازدهی نتانیاهو
درباره تفاهمنامه ایران و آمریکا؛
نکات تبیینی پیرامون پیام رهبر معظم انقلاب
رژیم صهیونیستی و نقض آتش‌بس در لبنان؛
حقیقت ماجرا چیست؟
درباره تفاهمنامه ایران و آمریکا؛
نکات تبیینی پیرامون پیام رهبر معظم انقلاب
تفاهمنامه ایران و آمریکا؛
ترامپ و قمار تجاوز مجدد به ایران؟