- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
- جنگ رمضان و بحران فزاینده رهبری آمریکا
- برآورد راهبردی محافل امنیتی عبری
شکاف در حزب جمهوریخواه و فرسایش حمایت از رژیم صهیونی
برای دههها، حمایت از رژیم صهیونی یکی از معدود نقاط تقریباً اجماعی در سیاست خارجی آمریکا بود؛ بهویژه در حزب جمهوریخواه، اما اکنون وضعیت تغییر کرده است. نتانیاهو نیز بهخوبی این واقعیت را درک کرده و طی سالهای گذشته، بخشی از کاهش حمایت در میان دموکراتها را با اتکای استراتژیک به جمهوریخواهان جبران کرده بود. اما دادههای جدید نظرسنجیها نشان میدهد این ستون حمایتی دیگر مانند گذشته یکپارچه و قابل اتکا نیست. آنچه امروز در حال شکلگیری است، نه یک نوسان مقطعی، بلکه یک شکاف تدریجی در درون خود حزب جمهوریخواه نسبت به رژیم صهیونی است؛ شکافی که هم در سطح نسلی دیده میشود و هم در سطح گفتمانی و رسانهای.
۱. از اجماع به دوگانگی: تغییر در ادراک جمهوریخواهان: نظرسنجی مرکز تحقیقات پیو نشان میدهد که حدود ۴۰ درصد جمهوریخواهان دیدگاه منفی یا غیرمثبت نسبت به رژیم صهیونی دارند. این عدد زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که در کنار شکاف نسلی قرار گیرد: در میان جمهوریخواهان ۱۸ تا ۴۹ سال، این میزان به ۵۷ درصد دیدگاه منفی میرسد.
این داده یک پیام روشن دارد:حمایت از رژیم صهیونی دیگر یک ارزش تثبیتشده و نسلی در جناح راست آمریکا نیست. در واقع، آنچه در حال تغییر است تضعیف یک پیوند ایدئولوژیک قدیمی است که سالها میان محافظهکاری آمریکایی و حمایت از رژیم صهیونی وجود داشت.
۲. از حمایت مطلق تا نقد سیاست آمریکا: نظرسنجی دانشگاه کوئینیپیاک یک لایه عمیقتر از این تغییر را نشان میدهد: حدود ۲۰ درصد جمهوریخواهان معتقدند آمریکا بیش از حد از رژیم صهیونی حمایت میکند که این رقم نسبت به قبل از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تقریباً سه برابر شده است. این تحول مهم است، زیرا نشان میدهد بحث دیگر فقط درباره رژیم صهیونی نیست، بلکه درباره نقش و هزینه سیاست خارجی آمریکا نیز هست. در این چارچوب، بخشی از جمهوریخواهان به این نتیجه رسیدهاند که مشکل نه فقط در تلآویو، بلکه در میزان تعهد واشنگتن است.
۳. بحران مشروعیت جنگ غزه در پایگاه جمهوریخواه: یکی از مهمترین شاخصها، کاهش مشروعیت عملیات نظامی رژیم صهیونی است. بر اساس نظرسنجی دانشگاه مریلند:تنها ۴۶ درصد جمهوریخواهان عملیات نظامی رژیم صهیونی در غزه را دفاع مشروع میدانند. در میان جوانان ۱۸ تا ۳۴ سال، این رقم به ۲۲ درصد سقوط میکند. این داده از یک تغییر عمیقتر خبر میدهد:چارچوب اخلاقی «حق دفاع از خود» که ستون اصلی حمایت آمریکا از رژیم صهیونی بوده، در حال از دست دادن اعتبار در میان نسل جوان جمهوریخواه است. در علوم سیاسی، این نوع تغییر معمولاً مرحله پیشدرآمد یک دگرگونی سیاسی بزرگتر است؛ زیرا وقتی مشروعیت اخلاقی زیر سؤال برود، حمایت سیاسی نیز بهتدریج تضعیف میشود.
۴. شکاف بزرگتر: بازنگری در مداخلهگرایی: نظرسنجی دانشگاه مریلند همچنین نشان میدهد:تنها یکچهارم جمهوریخواهان دیدگاه مثبت نسبت به درگیری نظامی با ایران دارند وحدود یکسوم دیدگاه منفی دارند. این موضوع نشان میدهد که شکاف فعلی فقط درباره رژیم صهیونی نیست، بلکه بخشی از یک بازنگری گستردهتر در سیاست خارجی آمریکا در جناح راست است. در اینجا، جریان موسوم به «اول آمریکا» نقش مهمی دارد؛ جریانی که مداخلههای خارجی را نه یک ضرورت امنیتی، بلکه یک هزینه ملی میبیند؛ و جنگ در حمایت از رژیم صهیونی را هزینه ملی تلقی میکنند که باید متوقف شود.
۵. موتورهای تغییر: سه عامل اصلی شکاف:اثر جنگ غزه بر افکار عمومی؛ تصاویر گسترده از بحران انسانی در غزه، بهویژه در شبکههای اجتماعی، باعث شده حتی در پایگاه محافظهکار نیز حساسیت اخلاقی نسبت به جنگ افزایش یابد. تغییر رسانههای جناح راست؛ در رسانههای جدید محافظهکار، چهرههایی مانند تاکر کارلسون نقش مهمی در بازتعریف سیاست خارجی دارند. در این روایت جدید:مداخله خارجی زیر سؤال میرود، حمایت بیقید از رژیم صهیونی نقد میشود و منافع داخلی آمریکا اولویت مییابد. شکاف نسلی در درون جوانان حزب جمهوری خواه؛ کمتر با منطق جنگ سرد و اتحادهای سنتی همذاتپنداری میکنند، بیشتر بر اقتصاد و سیاست داخلی متمرکزند و کمتر رژیم صهیونی را بهعنوان یک «ضرورت استراتژیک غیرقابلچالش» میبینند
جمعبندی: شکاف درون حزب، نه صرفاً شکاف حزبی:مجموع دادههای نظرسنجی یک نتیجه کلیدی را آشکار میکند:مسئله اصلی امروز، اختلاف جمهوریخواهان با دموکراتها نیست؛ بلکه شکاف درونی جمهوریخواهان درباره رژیم صهیونی است. این شکاف هنوز به معنای فروپاشی حمایت از رژیم صهیونی نیست، اما نشان میدهد که این حمایت دیگر «بدیهی» و «تضمینشده» نیست. در گذشته، رژیم صهیونی یکی از معدود موضوعاتی بود که دو حزب اصلی آمریکا را به هم نزدیک میکرد. امروز، این اجماع در حال تبدیل شدن به یک حمایت مشروط، نسلی و شکننده است.
اگر روند نظرسنجیها در سالهای آینده ادامه پیدا کند، پیامد آن میتواند فراتر از روابط آمریکا و رژیم صهیونی باشد؛ زیرا ممکن است برای نخستین بار در دهههای اخیر، رژیم صهیونی با وضعیتی مواجه شود که در آن هیچیک از دو حزب بزرگ آمریکا حمایت کامل، یکدست و بدون تردید از آن نداشته باشند که این مهم بزرگترین پشتوانه موجودیتی رژیم تروریستی صهیون را با خطر استراتژیک مواجه میکند که باعث نگرانی فزاینده در جبهه داخلی رژیم شده است.