۱۱:۲۶
۱۴۰۵/۰۴/۱۸
از فرودگاه بغداد تا بیت رهبری؛

زنجیره جسارت دشمن از کجا آغاز شد؟

123
شهادت مظلومانه رهبر انقلاب به دستور ترامپ و نتانیاهو، نتیجه تلخ یک زنجیره راهبردی از محاسبات غلط و پالسهای ضعف بود که از پاسخ غیربازدارنده به خون سردار سلیمانی آغاز شد و امروز با تهدید رهبر جدید، ادامه یافته است. این یادداشت به ریشهیابی جسارت بیسابقه دشمن و ضرورت بازنگری بنیادین در راهبرد پاسخدهی میپردازد.
نویسنده :
حسین نجفی کارشناس مسائل بین الملل
کد خبر:
۳۷۹۷

شهادت مظلومانه و جنایتکارانه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، حضرت امام خامنه‌ای، به دستور مستقیم دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، بزرگترین تراژدی تاریخی ملت ایران پس از انقلاب اسلامی است. اما این جنایت بی سابقه، یک اتفاق ناگهانی نبود، ثمره تلخ یک زنجیره راهبردی از اشتباهات و محاسبات غلط بود که دشمن را به این جسارت رساند. امروز که همان جنایتکاران، رهبر جدید و عزیز ایران را نیز به صراحت تهدید به حذف فیزیکی میکنند، باید با نگاهی بی پرده به ریشه‌های این جسارت وحشیانه بپردازیم. دشمن با تکیه بر همان خطای محاسباتی که پس از ترور سردار سلیمانی در ذهنش نقش بست، هزینه شهادت والاترین مقام نظام را نیز پایین ارزیابی کرد و این محاسبه غلط، حاصل مجموعه‌ای از پالس‌های ضعف در میدان‌های نظامی، اطلاعاتی و دیپلماتیک ما بود.

شهادت سردار دلها، حاج قاسم سلیمانی، نقطه عطفی بود که میتوانست برای همیشه خط قرمز‌های تازه‌ای ترسیم کند و جسارت دشمن را در هم بشکند. اما آنچه در عمل رخ داد، در ترازوی محاسبات دشمن، نه بعنوان یک بازدارندگی مقتدرانه، بلکه به مثابه یک تاب‌آوری محدود و عقب نشینی محاسبه شده تلقی شد. دشمن این پاسخ را با حملات قبلی مقایسه کرد و به این نتیجه رسید که شاید ایران اراده پاسخ کوبنده را در سطح بالایی نمی‌بیند. این اولین و مهمترین خطای ما بود که بهای گزاف آن ابتدا با خون شهیدان رئیسی، امیر عبداللهیان، اسماعیل هنیه، سید حسن نصرالله، سید هاشم صفی‌الدین، یحیی سنوار و ده‌ها فرمانده برجسته و نخبه نظامی_علمی_سیاسی پرداختیم و نهایتاً به شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب انجامید و امروز نیز با تهدید رهبرعزیزمان، ادامه یافته است.

اگر پاسخ به شهادت حاج قاسم، یک واکنش استخوانشکن و فراتر از انتظار بود، امروز شاهد این جنایت نبودیم. دشمن مانند یک گرگ درنده، با هر اقدام موفق، آستانه جسارت خود را بالا میبرد. در آن برهه، ما می‌توانستیم با یک عملیات ترکیبی موشکی و سایبری و تغییر قواعد درگیری، چنان سیلی محکمی بزنیم که تا یک نسل جرأت تکرار پیدا نکنند. اما پاسخ دهی همراه با عدم همترازی در تعیین هدف و همچنین ماهیت نمادین، این پیام را مخابره کرد که هزینه ترور بالاترین مقامات، چندان بالا نیست. همین برداشت غلط، دریچه‌ایی شد که ابتدا به ترور فرماندهان و سپس به شهادت قائد عزیزمان انجامید و امروز نیز رژیم صهیونیستی با محاسبه سرد خود، دریافت که میتواند با هر ترور، از واکنش قاطع ایران عبور کند.

نکته تلختر آنکه این پالس ضعف، در بستر دیپلماتیک و رسانه‌ای نیز تقویت شد. واکنش‌های کمرنگ و انفعالی برخی مقامات در مواجهه با تهدیدات علیه رهبری، در کنار عقب‌نشینی‌های تاکتیکی در میدان‌های دیپلماتیک، تصویر یک اراده قوی و دندانشکن را نمایش نداد. دشمن ضعف و قوت را در بسته‌هایی از نشانه‌ها میخواند و ما با رفتار‌های غیرهماهنگ، به این روایت دامن زدیم که نظام در مواجهه با تهدیدات وجودی، فاقد عزم راسخ است. شهادت رهبر و تهدیدات امروز علیه رهبر جدید، آخرین زنگ هشدار است که نشان میدهد هرگونه تعلل در پاسخ، تنها بر جسارت دشمن خواهد افزود.

حال پس از این فاجعه، باید نقاط کور راهبردی را شناسایی کنیم. نخست، نفوذ گسترده دشمن و رخنه در سامانه‌های ارتباطی، حاصل سال‌ها غفلت در به روزرسانی تجهیزات مقابله با جاسوسی بود. دوم، محافظه‌کاری‌های نابجا و ترس از گسترش دامنه درگیری، ما را به واکنش‌های حداقلی و محافظه کارانه کشانده که در ذهن دشمن به معنای ضعف تعبیر میشود. سوم، نبود یک راهبرد واحد برای پاسخ به جنگ ترکیبی تدریجی، موجب شده تا ما همواره در مقام عکس العمل باشیم. دشمن با هر ترور، یک قدم جلو آمده و ما با هر تأخیر، او را مصمم‌تر کردیم. این زنجیره شکستها، ریشه در همان نقطه آغازین دارد، پاسخی که باید استخوانشکن میبود، اما دندان شکن نبود و به شهادت رهبر انجامید. امروز که ترامپ و نتانیاهو رهبر جدید را نیز تهدید می‌کنند، دیگر مجالی برای اشتباه محاسباتی باقی نمانده است.

در آخر باید گفت، شهادت رهبر معظم انقلاب و تهدیدات علیه رهبر جدید، ثمره مستقیم محاسبه غلط دشمن از هزینه پایین این جنایات است که ریشه در پاسخ‌های غیر بازدارنده ما، به ویژه پس از شهادت سردار سلیمانی، داشت.

خون مطهر رهبر شهید، اگرچه هرگز هدر نخواهد رفت، اما درس آن روشن است، در نبرد با گرگ‌هایی که تا پای شهادت والاترین مقام سیاسی و مذهبی ملت ایران و جهان تشیع پیش رفته‌اند، بازدارندگی نسبی چاره کار نیست، تنها پاسخ کوبنده و فراتر از انتظار میتواند معادلات را تغییر دهد؛ لذا تنها راهکار، بازنگری بنیادین در راهبرد پاسخ دهی، پر کردن خلاء‌های امنیتی، و نشان دادن اراده‌ای پولادین در همه سطوح است. دشمن باید با پوست و گوشت خود لمس کند که هزینه هر جنایت، آنقدر سنگین خواهد بود که هیچ جراتی برای تکرار پیدا نکند. این نه یک توصیه، که یک الزام تاریخی برای حفظ عزت و بقای انقلاب اسلامی است.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
تداوم تنشِ ایران و آمریکا
رمزگشایی از پالسِ معنادار تهران
توافقی با ابعاد فراتر از همکاری دفاعی
توافق‌نامه مکه نماد تغییر توازن قدرت در منطقه غرب آسیا
بازتعریف قدرت در عصر جنگ‌های چندجبهه‌ای
از زرادخانه تا کارخانه؛ معیار جدید قدرت نظامی
نگاهی به پیمان تشریفاتی مکه؛
توافقی موقتی در بحبوحه جنگ
معادله پیش‌بینی نشده واشنگتن
جنگی که هزینه‌اش به صاحبان جنگ برگشته است
آنچه رئیس جمهور آمریکا نمی‌تواند پنهان کند؛
تناقض معنادار ترامپیست‌ها در مورد جنگِ ایران
سلاحی برای هژمونی یا محور چالش‌های جدید؟
سرمایه‌داری جهانی و نفت
تحلیل راهبردی از اهداف سفر نتانیاهو به واشینگتن
نتانیاهو و نمایشِ سیاستی کلیشه ای علیه ایران
در سایه تشدید تنش‌های منطقه‌ای
سفر نتانیاهو به واشنگتن؛ مقدمه جنگ یا آتش‌بس؟