- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
بازخوانی 3 اشتباهِ بزرگ سیاست آمریکایی!
؛ همزمان با برگزاری مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران، بسیاری از ناظران و تحلیلگران، به ویژه در محیط بین المللی، بر این واقعیت تاکید دارند که ترور آیت الله سید علی خامنهای، یکی از اشتباهات راهبردی بزرگ در تاریخ سیاسی آمریکا بود. رویدادی که موقعیت آمریکا در منطقه غرب آسیا را چند پله به عقب راند و چالشهای تازهای را پیش روی این کشور قرار داد.
از این رو، در توضیح چرایی اشتباه بودن اقدام آمریکاییها در ترور رهبر شهید، توجه به ۳ نکته مهم به نظر میرسد.
اول اینکه اغلب گزارشها و تحلیلها در محیط بین المللی تایید میکنند که ترور رهبر شهید ایران، به واسطه دادههای غلط نهادهای اطلاعاتی و جاسوسی رژیم اشغالگر قدس انجام گرفته است. در واقع، رژیم صهیونیستی بر این باور بوده که با ترور رهبر فقید ایران، موقعیت این کشور تضعیف و تهران به سمت سازش و تسلیم پیش خواهد رفت. با این حال، در عرصه میدانی این مساله ثابت شد که ارزیابیهای اطلاعاتی صهیونیستها به شدت غلط بودهاند و هم موقعیت اسرائیل و هم آمریکا در منطقه غرب آسیا در قیاس با دوره قبل از ترور رهبر شهید، ضعیفتر شده است.
نکته دوم اینکه شخص دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا یک برداشت و درک بسیار سطحی از واقعیتهای ایران داشته و درست بر همین پایه نیز به سمت گزینه ترور رهبر شهید حرکت کرده است. بخشی از این ادراک غلط از فهم ضعیف ترامپ در مورد ایران ناشی میشود و بخشی دیگر همانطور که پیشتر هم گفته شد، از ارزیابیهای اطلاعاتی ناقص صهیونیست ها. ترامپ این تصور را داشت که با ترور رهبر شهید، نظام سیاسی در ایران سقوط میکند و این کشور درگیر تنش داخلی میشود و زمینه برای وابسته سازی آن به بیگانگان و قدرتهای خارجی فراهم میشود. با این حال، همگان شاهد بودند که پس از ترور آیت الله سید علی خامنهای، انتقال قدرت به صورت باثبات به جانشین ایشان صورت گرفت و در کشور نیز هرج و مرج و ناآرامی را شاهد نبودیم. نکته مهمتر اینکه مردم ایران نیز با انسجام و وحدت گسترده، از رهبری جدید کشورشان حمایت کردند؛
و در نهایت نکته سوم اینکه پس از ترور رهبر شهید و آغاز جنگ رمضان، در سطح راهبردی، موقعیت جبهه مقاومت در غرب آسیا تقویت شد. این دقیقا خلاف چیزی است که دشمنان ایران انتظار آن را داشتند. ایران اکنون حاکم تنگه هرمز است و در عین حال، یمنیها نیز گامهای محکمی در شکستن محاصره دریایی و هوایی علیه خاک کشورشان برداشتهاند. در عین حال، سطح انسجام ملی در ایران نیز به گونهای است که جهانیان این واقعیت را به عینه میبینند که هر بازیگری بخواهد دست به تجاوزی تازه علیه این کشور بزند، با خیل عظیم ایرانیها طرف است و شانسی برای کسب پیروزی ندارد و جز شکست نصیبش نخواهد شد. اکنون نه فقط مردم ایران بلکه جهانیان، ایران را یک ملت آزاده میبینند که بنای سازش و تسلیم در برابر زیاده خواهیهای آمریکا و صهیونیستها را ندارد. ملتی که به معنای واقعی کلمه شکست ناپذیر هستند.