- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
کریدور عمانیِ تنگه هرمز؟
یکی از جنجال های بزرگ دولت آمریکا و شخص رئیس جمهور این کشور دونالد ترامپ پس از امضای تفاهمنامه با ایران جهت خاتمه دادن به جنگ، تعریف کریدور عمانی برای عبور و مرور کشتیهای تجاری از تنگه هرمز بوده است. حرکتی که نقض صریح مفاد تفاهمنامه ایران و آمریکا است. آمریکایی ها با پشتیبانی هوایی و البته استفاده از ناوچه های خود، سعی داشته اند کریدور جعلی مذکور را مشروعیت ببخشند و از این رهگذر حتی زمینه را برای دریافت عوارض از سوی خود در تنگه هرمز فراهم کنند.
با این حال، در رابطه با این ابتکار جعلی، توجه به 3 نکته مهم به نظر می رسد. نکاتی که عمل ایجاد این کریدور را به قماری از پیش باخته تبدیل کرده اند.
اول اینکه ایران قدرتمندانه تاکید دارد که نظم ایرانی در تنگه، واقعیتی عینی است و هیچ کشور و یا دولتی نمیتواند نسبت به آن بی تفاوت باشد. کشورمان اهرم های مختلفی را نیز برای استقرار نظم ایرانی در تنگه هرمز دارد. توان موشکی، پهپادی و در عین حال حضور عملیاتی قایق های تندروی ایرانی در تنگه هرمز، موضوعاتی نیستند که دشمنان کشورمان بدون توجه به آن ها بتوانند یک کریدور جعلی عبور و مروز را در تنگه هرمز راهاندازی کنند و منافع ملی ایران را تضییع کنند. ایران استقرار نظم مطلوب خود در تنگه هرمز را هم قانونی و هم ضروری می داند و به راحتی از وزن ژئوپلیتیکی خود که به واسطه تسلط بر تنگه هرمز تقویت شده، چشمپوشی نمی کند.
نکته دوم اینکه آمریکایی ها به پشتوانه زور، کشتی های تجاری را مجبور به عبور از کریدور جعلی خود در تنگه هرمز می کنند و صرفا با این حرکت می خواهند بگویند که دست برتر را در تنگه هرمز دارند. این در حالی است که این رویکرد، به واسطه حضور دائم آمریکا در منطقه، میلیون ها دلار هزینه روی دست آمریکایی ها می گذارد و البته که شرکت های کشتیرانی نیز حاضر نیستند برای یک دوره زمانی نامحدود، ریسک مواجهه با حملات موشکی و پهپادی ایران و یا برخورد به مین های دریایی کشورمان را به جان بخرند. از این رو، تداوم وضعیت عدم قطعیت در تنگه هرمز به نفع تجارت جهانی نیست و خود این مساله نیز اثرات به شدت منفی برای تجارت بینالمللی دارد. بسیاری از کشتی های تجاری حاضرند به ایران عوارض بدهند اما عبور امن آن ها از تنگه هرمز تضمین شود.
و مساله سوم اینکه هرگونه تلاش برای رسمیت بخشی به کریدوری جعلی در تنگه هرمز، برای رژیم های عربی منطقه تبعات منفی خواهد داشت. ایران در جریان جنگ رمضان به همگان نشان داد که در مورد امنیت ملی خود با کسی تعارف ندارد و قطعا شرکا و همدستان آمریکا در تجاوز به منافع و امنیت ملی کشورمان را مجازات خواهد کرد. اگر از این زاویه نیز به ماجرا بنگریم، هرگونه تلاش برای راه اندازی کریدور جعلی رفت و آمد در تنگه هرمز، از منظر رویکردهای کلان امنیت ملی به ضرر رژیم های عربی منطقه است و آن ها نیز تداوم این وضعیت و ناراضیکردن ایران را به نفع خود نمی بینند. مسائلی که همه و همه در کنار هم، ایجاد کریدور جعلی رفت و آمد دریایی در تنگه هرمز را به یک تئوری شکست خورده تبدیل می کنند. موضوعی که ایران به آن نگاه موجودیتی و راهبردی دارد.