- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
روابط آنکارا و تلآویو در ماههای اخیر به پایین ترین سطح یک دهه اخیر سقوط کرده و لفاظی های تند به مرز تهدیدات نظامی و راهبردی رسیده است. رجب طیب اردوغان با صراحت از تداوم حملات رژیم صهیونیستی به سوریه و لبنان به عنوان تهدیدی برای امنیت ملی ترکیه یاد کرده و نتانیاهو نیز در واکنش، رئیسجمهور ترکیه را دیکتاتوری یهودستیز خوانده که از حماس حمایت میکند. همزمان، بهرسمیت شناختن نسلکشی ارامنه توسط رژیم صهیونیستی و امضای برنامه همکاری نظامی سهجانبه با یونان و قبرس، نشان از عزم تلآویو برای مهار صعود نظامی و راهبردی آنکارا در منطقه دارد.
با وجود این فضای ملتهب، موانع ساختاری متعددی وقوع جنگ تمام عیار میان دو کشور را دور از ذهن میسازد. نخست آنکه ترکیه به عنوان عضو مؤثر ناتو با دومین ارتش بزرگ این پیمان، نقشی کلیدی در معادلات غرب ایفا می کند و هرگونه درگیری گسترده، کل پیمان را به چالش خواهد کشید. دوم، فقدان مرز زمینی مشترک و ضرورت عبور از حریم هوایی سوریه یا عراق برای هرگونه درگیری، ریسک نظامی را به سطحی غیرقابل تحمل افزایش می دهد و هیچ یک از طرفین توان مدیریت پیامدهای استراتژیک آن را ندارند. سوم، فرسایش قابل توجه توان رزمی و لجستیکی رژیم صهیونیستی در جبهههای غزه و لبنان از یکسو و جنگ با ایران از سوی دیگر، و نیز چالش های اقتصادی و ناآرامیهای داخلی ترکیه از سوی دیگر، هیچ یک از طرفین را به گشودن جبههای پرهزینه و سرنوشت ساز علیه دیگری ترغیب نمی کند.
در این میان، نقش و جایگاه آمریکا به عنوان بازیگر کلیدی مدیریت بحران، نقشی دوگانه و پیچیده است. واشنگتن باوجود اختلافات گذشته بر سر سامانه اس_۴۰۰، تمایل چندانی به قربانی کردن آنکارا در برابر رژیم صهیونیستی ندارد و دونالد ترامپ روابط دوستانهای با هر دو طرف حفظ کرده است. با این حال، نتانیاهو در آستانه نشست ناتو در آنکارا، مستقیماً از ترامپ خواست از فروش جنگندههای اف_۳۵ به ترکیه جلوگیری کند، چراکه این اقدام موازنه قوا در خاورمیانه را برهم خواهد زد. با وجود این مخالفت ها، ترامپ پیشتر تلویحاً اشاره داشت که با یک کیسه پر از هدیه به آنکارا سفر کرده و در این سفر اعلام کرد که تحریمهای اعمالشده علیه ترکیه را لغو خواهد کرد و بهزودی درباره ازسرگیری فروش جنگندههای اف-۳۵ به این کشور تصمیم خواهد گرفت.
معادلات درون ناتو نیز دست کم به اندازه محاسبات واشنگتن پیچیده است. اسرائیل که عضو ناتو نیست، قبلاً خواستار اخراج ترکیه از این پیمان شده بود، اما چنین اقدامی عملاً ناممکن است و تنها به تضعیف انسجام داخلی ناتو میانجامد، چراکه ترکیه از جایگاه خود به عنوان عضو مؤثر برای اعمال فشار استفاده کرده و در موارد متعددی بعنوان تنها عضو این پیمان، از محکومیت برخی بازیگران منطقه سرباز زده است. سناریوی واقعی تر آن است که آمریکا و ناتو تلاش کنند با ارائه امتیازاتی محدود به آنکارا، تنش را مدیریت کرده و از خروج کامل ترکیه از مدار غرب جلوگیری کنند. این رویکرد نشان می دهد که ناتو حاضر نیست یکی از ستون های جنوب شرقی خود را در بحبوحه منازعه با روسیه و چین از دست بدهد و به همین دلیل، هرگونه سناریوی نظامی گسترده را با مانع جدی مواجه خواهد کرد.
بنابراین عرصه اصلی تقابل به سوریه و جنگ نیابتی منتقل شده است. ترکیه با جدیت به دنبال استقرار سامانه پدافندی در شمال سوریه است تا حریم هوایی این کشور را در برابر حملات رژیم صهیونیستی پوشش دهد، اقدامی که تلآویو آن را تهدیدی مستقیم ارزیابی کرده و بارها نسبت به آن هشدار داده است. همزمان، آنکارا حملات اخیر رژیم صهیونیستی به استان های درعا و قنیطره را بهشدت محکوم و آن را نقض آشکار حاکمیت سوریه خوانده است.
در موازات رقابت نظامی، جنگ سایبری و اطلاعاتی نیز جبهه پنهان این منازعه را تشکیل میدهد، چنانکه ترکیه در بهمن ماه گذشته موفق به خنثی سازی یک شبکه جاسوسی وابسته به موساد در استانبول شد که نشان از عمق تقابل فراتر از مرزهای رسمی دارد. این میدان چندلایه، معادلات را به نفع بازیگری تغییر میدهد که بتواند هزینههای نیابتی را بهتر مدیریت کند و محور مقاومت نیز ناگزیر از رصد دقیق این تحولات است.
ارزیابی نهایی
در آخر باید تأکید کرد که فضای ملتهب کنونی میان ترکیه و رژیم صهیونیستی، گرچه از وقوع جنگ مستقیم فاصله دارد، اما به هیچ وجه به معنای ثبات و عادی سازی اوضاع نیست. آمریکا و ناتو در این میان نقشی کلیدی اما متناقض ایفا میکنند به عبارتی از یکسو منافع راهبردی و تعهدات ائتلافی، و از سوی دیگر فشار فزاینده رژیم صهیونیستی برای مهار ترکیه، واشنگتن را در تنگنایی جدی قرار داده است. آنچه پیش روی منطقه قرار دارد، فازی جدید از تقابل هوشمندانه، چندلایه و تمام ساحته در عرصه های سوریه، جنگ روانی و سایبری و رقابت بر سر نفوذ راهبردی است. این وضعیت تمامی بازیگران منطقه را ناگزیر به بازتعریف استراتژی های خود می کند و محور مقاومت نیز برای حفظ برتری در این بازی پیچیده، چارهای جز ابتکار عمل، به روزرسانی مداوم اطلاعاتی و هوشمندی راهبردی ندارد تا هر گونه سرایت این تنش به جبهههای پیرامونی را بهموقع رصد و خنثی کند.