- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
روایت یک سقوط معنادار
پس از جنگ جهانی دوم، دولت آمریکا فعالانه سعی کرده تا نظام حکمرانی خود را به مثابه یک الگوی موفق از حکمرانی به جهانیان عرضه کند و به زعم خودش، رویای آمریکایی را به رویایی جهانی تبدیل سازد. در این چهارچوب، در حوزههای گوناگون به ویژه قدرت نرم، آمریکاییها بخش زیادی از توان و ظرفیتهای خود را بسیج کرده و میکنند تا این گزاره را به افکار عمومی دنیا و البته مردم آمریکا القا کنند که بهترین نظام حکمرانی همانی است که در آمریکا وجود دارد و دیگران باید این نظام حکمرانی را به مثابه متر و معیار خود در امر حکمرانی در نظر بگیرند.
با این همه، هرچه به جلو حرکت کردهایم و به طور خاص دروضعیت کنونی، جلوههای متنوعی از غلط بودن این ایده پیش چشم جهانیان قرار گرفته و میگیرد. در این رابطه، به تازگی شاهد افشای پردهای جدید از ناکارآمدی و بن بست جدی حکمرانی آمریکایی بودهایم.
ماجرا از این قرار است که بر پایه جدیدترین نظرسنجی نشریه وال استریت ژورنال و NORC، اعتماد مردم آمریکا به دو پایه اصلی حکمرانی آمریکایی یعنی سرمایه داری و دموکراسی، به نحو محسوسی کاهش یافته است. در این راستا، کمتر از نیمی از مردم این کشور معتقدند سرمایه داری عملکرد مطلوبی دارد. این رقم حدود یک دهه پیش، حداقل ۶۰ درصد بود.
در عین حال، تنها ۳۵ درصد از آمریکاییها باور دارند که در آمریکا همچنان امکان دستیابی به شغل مناسب و تحقق رویای ادعایی آمریکایی وجود دارد. در حوزه سیاست نیز فقط ۱۲ درصد عملکرد دموکراسی را بسیار خوب ارزیابی میکنند. جالب اینکه تنها ۱۶ درصد از آمریکاییها گفتهاند که شهروندان عادی میتوانند از قدرت اثرگذاری بر تصمیمات سیاسی در کشورشان برخوردار باشند. جالبتر اینکه کمتر از ۴۰ درصد آمریکاییها در وضعیت کنونی به تاریخ کشورشان افتخار میکنند.
این معادله حامل دو نکته معنادار است. اول اینکه برخلاف ژستها و تبلیغات نظام حکمرانی در آمریکا، وضعیت مولفهها و پایههای اصلی این نظام حکمرانی به هیچ عنوان خوب نیست و گویی تبلیغات دولت آمریکا صرفا برای لاپوشانی واقعیتهای تلخی است که نمیخواهد پیش چشم جهانیان و البته مردم آمریکا قرار گیرند.
نکته دوم اینکه ایده افول هژمونیک آمریکا در جهان که بسیاری از تحلیلگران و صاحب نظران و اندیشکدهها بر آن تاکید دارند، برخلاف آنچه مخالفان این ایده مطرح میکنند، جنبههای عینی قابل توجهی دارد و از مصادیق روشنی برخوردار است. معادلهای که میتواند در سالهای آتی، سناریوهای تلخی را برای حکمرانی آمریکایی رقم بزند و البته که حضور افرادی نظیر ترامپ در قدرت نیز روند افول بین المللی آمریکا را بیش از پیش سرعت میبخشد.