- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
راهبرد نظامی ایران چیست؟
در روزهای اخیر و البته در وضعیت کنونی، بار دیگر شاهد اوجگیری تنش و درگیریها میان ایران و آمریکا با محوریت حاکمیت بر تنگه هرمز بودهایم. در این راستا، دولت آمریکا برخلاف مفاد تفاهمنامه مشترک با ایران، به دنبال ایجاد یک کریدور ارتباطی جعلی در تنگه هرمز و حتی اخذ عوارض ۲۰ درصدی از آن است! با این حال، ایران این حرکتِ آمریکا را تهدیدی صریح علیه منافع و امنیت ملی خود قلمداد میکند و مقامهای سیاسی و نظامی این کشور هم تاکید کردهاند که تهران ذرهای از حقوق خود به ویژه در مورد تنگه هرمز کوتاه نمیآید.
در این چهارچوب، طرف آمریکایی حملات مختلف و چندلایهای را به مناطق گوناگون کشورمان به ویژه در جنوب ایران انجام میدهد. برخی صاحب نظران معتقدند هدف محوری آمریکا از این حملات، تضعیف بنیه نظامی ایران در جنوب این کشور است. در جبهه مقابل، ایران نیز فعالانه پایگاههای آمریکا در منطقه را زیر آتش حملات موشکی و پهپادی خود برده است. حملاتی که به اذعان منابع بین المللی، سنگین و پُرحجم هستند و بعضا شاهد هدف قرار گرفتن مناطق تازه در قالب حملات کشورمان نیز بودهایم.
در این میان، برخی به طور خاص این سوال را مطرح میکنند که راهبرد نظامی ایران بر چه اصولی در شرایط کنونی استوار است؟ شاید نتوان طرحی کلان از این مساله در وضعیت کنونی ارائه کرد با این حال، توجه به دو نکته در این رابطه کاملا ضروری است.
اول اینکه ایران از منظر استراتژیک به این جمع بندی رسیده که باید تمام قد از منافع خود و دیدگاه بحقش در مورد تنگه هرمز دفاع کند. طرف آمریکایی با ایجاد کریدور جعلی در تنگه هرمز و در عین حال، مداخله در امر اجرایی شدن کریدور زنگزور در مجاورت مرزهای شمالی کشورمان، سعی دارد تا موقعیت ژئوپلیتیک منحصربهفرد ایران را تضعیف و زمینه را برای حضور طولانیمدت و غیرقانونی خود در جوار مرزهای مشترک کشورمان فراهم کند. به بیان سادهتر، دشمن میخواهد کارتهای قدرت راهبردی ایران را ذره ذره از دست کشورمان خارج کند. درست به همین دلیل، ایستادگی حداکثری ایران بر حقوق خود در منطقه و در مقابله با آمریکا، کاملا مشروع و منطقی است.
نکته دوم اینکه ایران در وضعیت کنونی در پاسخ به تجاوزات طرف آمریکایی، هدف قراردادن زیرساختهای نظامی آمریکا به ویژه در حوزه آفندی و راداری را به نحوی ویژه در دستورکار دارد. به این مساله نباید به عنوان هدف نگریست بلکه باید آن را یک مرحله مهم از جنگ با دشمن آمریکایی ارزیابی کرد. شواهد و قرائن نشان میدهند که طرف آمریکایی و البته صهیونیستها، بنای ادامه دادن به تنش و جنگ علیه ایران را دارند. از این رو، باید با نگاه مرحلهای، تا جای ممکن توان منطقهای و ظرفیتهای آمریکا در این حوزه را تضعیف کرد. این موضوع با توجه به دوری جغرافیایی آمریکا از غرب آسیا و ضعفهای فزاینده طرف آمریکایی در تامین و جایگزینی مهماتش، کاملا به نفع ایران است و میتواند دست کشورمان را در مواجهه با ماجراجوییهای احتمالی آتی آمریکا، بازتَر از هر زمان دیگری کند.
این دو گزاره و جدیت ایران در قالب آنها زمانی بیش از پیش درک میشود که بدانیم کشورمان به معنای واقعی کلمه در وضعیت فعلی در جنگ وجودی با آمریکا و صهیونیستها به سر میبرد و متناسب با اقتضائات این وضعیت باید در صحنه میدانی کنشگری داشته باشد.