۲۰:۳۸
۱۴۰۵/۰۴/۲۷
درگیری‌های نظامی؛

تنگنای ترامپ در مقابل ایران

55
علاوه بر این احتمال، فرضیه بسیج گروه‌های کرد در مناطق غربی، از کردستان و ایلام تا اهواز نیز وجود دارد. این امر به طور همزمان چندین جبهه داخلی را باز می‌کند و نیرو‌های ایرانی را با چالش‌های همزمان مواجه می‌کند که برای پراکندگی قابلیت‌های دفاعی آنان طراحی شده است...
نویسنده :
فرزان شهیدی تحلیلگر ارشد مسائل منطقه
کد خبر:
۳۸۱۶

منازعه آمریکا و جمهوری اسلامی ایران پس از نقض آتش بس و کلید خوردن دور تازه‌ای از درگیری‌های نظامی، وارد مرحله حساسی شده است. در واقع، تفاهم‌نامه اسلام آباد بیش از یک ماه دوام نیاورد و دلیل آن اقدام ایالات متحده برای تضعیف این توافق و تحمیل واقعیتی جدید از طریق نیروی نظامی، به ویژه در تنگه هرمز بود.

جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر تجربیات گذشته و به محض اینکه دریافت آمریکا در تلاش برای ایجاد یک کریدور جنوبی خارج از نفوذ ایران است؛ این امر را نقض آشکار تفاهمات حاصل شده دانست؛ لذا با توسل به نیروی نظامی تلاش کرد از ایجاد یک معادله راهبردی جدید که توانایی آن را برای تأثیرگذاری بر توازن نظامی و امنیتی در منطقه کاهش می‌داد، جلوگیری کند.

با تبادل آتش مجدد، ایالات متحده شروع به تمرکز عملیات نظامی خود بر تضعیف قابلیت‌های نظامی ایران مستقر در امتداد ساحل مشرف به تنگه هرمز، به ویژه در مناطق جاسک و سیریک، کرد. محافل نظامی آمریکا این مناطق را مرکز ثقل ایران برای مختل کردن کریدور جنوبی تنگه، که نزدیک به سواحل عمان است، می‌دانند.

ایران حملاتی را که شبکه‌های راه آهن و پل‌های منتهی به بندرعباس را هدف قرار می‌دهد، بخشی از تلاش دشمن برای منزوی کردن این شهر، یک قطب حیاتی لجستیکی و نظامی، می‌داند. در حالی که واشنگتن این عملیات را با هدف ایجاد اختلال در خطوط تدارکات نظامی توجیه می‌کند، تهران آنها را به عنوان اولین مرحله از یک راهبرد گسترده‌تر می‌بیند که از بوشهر و اهواز در غرب تا چابهار در دریای عمان در نزدیکی مرز پاکستان امتداد دارد و عملاً فشار نظامی را در مجموعه سواحل جنوبی ایران گسترش می‌دهد.

در ارزیابی‌های نظامی ایران، گسترش دامنه حملات نشان دهنده یک بمباران مقدماتی است که می‌تواند پیش زمینه عملیات زمینی محدود یا گسترده باشد، حتی اگر احتمال چنین عملیاتی همچنان کم باشد. بنابراین، هسته فرماندهی نظامی ایران در حال بررسی سناریو‌های مختلف احتمالی است. در درجه اول احتمال فرود آبی-خاکی در برخی از جزایر تنگه هرمز، به ویژه جزیره ابوموسی، یا تلاش برای پیشروی به سمت برخی از مناطق ساحلی ایران که از استحکام کمتری برخوردار است. در این راستا، ایران در حال بررسی امکان پیاده کردن نیروی زمینی در برخی از جزایر تنگه هرمز است.

علاوه بر این، ارزیابی‌های ایران نشان می‌دهد که جنوب شرقی کشور، به ویژه استان سیستان و بلوچستان، با توجه به مناطق گویری باز آن در مقایسه با مناطق کوهستانی یا ساحلی مستحکم، می‌تواند هدف احتمالی هرگونه عملیات زمینی باشد. در صورت در نظر گرفتن پیشروی به سمت منطقه جاسک، این سناریو، طبق دیدگاه ایران، مستلزم نزدیک شدن همزمان کشتی‌های نیروی دریایی ایالات متحده به دریای عمان خواهد بود که به طور بالقوه منجر به رویارویی مستقیم دریایی و قرار دادن خطرناک کشتی‌های جنگی ایالات متحده در برد آتش نیروی دریایی ایران خواهد شد.

در حالی که تهران تاکید می‌کند که هرگونه فرود آبی- خاکی در مقیاس بزرگ با چالش‌های لجستیکی پیچیده‌ای روبه رو خواهد شد، زیرا نیرو‌های مهاجم ملزم به ماندن طولانی مدت در زمین خواهند بود و آنها را در معرض فرسایش مداوم قرار می‌دهد، حضور حدود ۵۰ هزار نیروی آمریکایی درگیر در عملیات نظامی در منطقه، فرماندهی نظامی ایران را وادار می‌کند تا با تمام احتمالات با نهایت جدیت برخورد کند.

با این وجود، ایران معتقد است که حملات فعلی، بمباران‌های مقدماتی که معمولا قبل از عملیات زمینی در مقیاس بزرگ انجام می‌شود، محسوب نمی‌شوند. زیرا طبق دکترین نظامی شناخته شده، پیش از استقرار نیرو‌های زمینی، نیاز به انجام حملات شدیدتر و گسترده‌تر برای نابودی ساختار دفاعی و تضعیف توانایی نیرو‌های عمل کننده می‌باشد.

به موازات این امر، تهران در حال بررسی احتمال دیگری به همان اندازه مهم است، یعنی استفاده از نیرو‌های نامنظم یا گروه‌های معارض مسلح که می‌توانند توسط دشمن از طریق جنوب شرقی، با پوشش هوایی و پشتیبانی اطلاعاتی، به داخل کشور هدایت شوند. طبق این سناریو، ایالات متحده می‌تواند بدون متحمل شدن خسارات انسانی و سیاسی ناشی از استقرار مستقیم نیرو‌های خود، از طریق نیرو‌های نیابتی به اهداف خود در زمین دست یابد.

علاوه بر این احتمال، فرضیه بسیج گروه‌های کرد در مناطق غربی، از کردستان و ایلام تا اهواز نیز وجود دارد. این امر به طور همزمان چندین جبهه داخلی را باز می‌کند و نیرو‌های ایرانی را با چالش‌های همزمان مواجه می‌کند که برای پراکندگی قابلیت‌های دفاعی آنان طراحی شده است.

در بحبوحه این معادلات، فرماندهی نظامی ایران کاملاً با همتای سیاسی و تیم دیپلماتیک خود هماهنگ است. نیرو‌های مسلح آمادگی خود را برای توقف عملیات نظامی به محض پای بندی ایالات متحده به مفاد تفاهم نامه، به ویژه ترتیبات مربوط به تنگه هرمز و لغو محاصره دریایی، اعلام کرده‌اند. با این حال، این پیام‌ها نشان دهنده اعتقاد راسخ در درون نهاد نظامی در مورد احتمال بازگشت سریع به میز مذاکره نیست و تردید و بی اعتمادی شدید نسبت به نیات آمریکا همچنان ادامه دارد. این در حالی است که عامل رژیم صهیونیستی، که می‌تواند از هرگونه آرامش یا خلأ در میدان برای انجام حملات غافلگیرانه سوء استفاده کند، هنوز ساکت بوده و وارد عمل نشده است.

بنابراین، در حالی که تهران همچنان دریچه‌های مربوط به راه‌حل‌های سیاسی باز نگه می‌دارد، همزمان برنامه‌های نظامی خود را بر این فرض بنا می‌کند که تشدید تنش ممکن است ادامه یابد و همه سناریو‌ها - از حملات هوایی گرفته تا رویارویی‌های دریایی و حتی احتمال فرود‌های آبی- خاکی یا جنگ نامنظم - همچنان روی میز هستند.

از آنجایی که ایالات متحده، به رغم برتری نظامی خود، فاقد ظرفیت دستیابی به یک پیروزی نظامی قاطع است، درگیری کنونی می‌تواند به یک جنگ فرسایشی طولانی منجر شود که ایران نه مایل به آن است و نه آن را می‌پذیرد. در نتیجه، احتمالاً اوضاع را در جهات دیگر و شدیدتری تشدید خواهد کرد و به طور بالقوه فراتر از تنگه هرمز تا باب المندب و دریای مدیترانه گسترش خواهد یافت.

در چنین شرایط حساسی، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در مورد ایران با یک دوراهی دشوار روبه رو است که گزینه‌های ناخوشایندی را پیش روی او قرار می‌دهد. عقب نشینی و پذیرش شکست منجر به یک شکست سیاسی قابل توجه در برهه‌ای حساس از دوره دوم ریاست جمهوری او خواهد شد؛ در حالی که ادامه رویارویی فزاینده بدون هیچ فرجام روشنی، تنگه هرمز را بسته و عملاً او را به خانه اول بازمی‌گرداند.

این در حالی است که تلاش برای بازگشایی تنگه با توسل به زور، از جمله حمله زمینی به سواحل جنوبی ایران، با توجه به هزینه‌های گزاف و خطرات جدی آن، یک گزینه فاجعه‌بار خواهد بود و حتی توسط مشاوران نظامی رئیس جمهور نیز رد شده است. بنابراین، دولت جنگ طلب ترامپ خود را در یک چرخه معیوب فرسایشی می‌بیند که هیچ راهی برای پیروزی قاطع ارائه نمی‌دهد و خود را پیامد‌هایی مواجه می‌بیند که می‌تواند توازن قدرت منطقه‌ای را به نفع ایران تغییر دهد.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
تداوم تنشِ ایران و آمریکا
رمزگشایی از پالسِ معنادار تهران
توافقی با ابعاد فراتر از همکاری دفاعی
توافق‌نامه مکه نماد تغییر توازن قدرت در منطقه غرب آسیا
بازتعریف قدرت در عصر جنگ‌های چندجبهه‌ای
از زرادخانه تا کارخانه؛ معیار جدید قدرت نظامی
نگاهی به پیمان تشریفاتی مکه؛
توافقی موقتی در بحبوحه جنگ
معادله پیش‌بینی نشده واشنگتن
جنگی که هزینه‌اش به صاحبان جنگ برگشته است
آنچه رئیس جمهور آمریکا نمی‌تواند پنهان کند؛
تناقض معنادار ترامپیست‌ها در مورد جنگِ ایران
سلاحی برای هژمونی یا محور چالش‌های جدید؟
سرمایه‌داری جهانی و نفت
تحلیل راهبردی از اهداف سفر نتانیاهو به واشینگتن
نتانیاهو و نمایشِ سیاستی کلیشه ای علیه ایران
در سایه تشدید تنش‌های منطقه‌ای
سفر نتانیاهو به واشنگتن؛ مقدمه جنگ یا آتش‌بس؟