- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
تجاوز زمینی آمریکا به ایران؟
به تازگی و در بحبوحه اوجگیری مجدد تنش و درگیریها میان ایران و آمریکا، برخی به طور خاص از نزدیک بودن تجاوز زمینی نظامیان تروریست ارتش آمریکا به کشورمان خبر میدهند. در این راستا، بعضی صاحب نظران معتقدند که حملات هوایی آمریکاییها به برخی پلها و محورهای مواصلاتی جنوب کشورمان نیز در همین راستا قرار دارد و آمریکا سعی دارد از این طریق، عقبه حمایت نظامی از مناطق جنوبی ایران را با مشکل رو به رو کند. مساله تجاوز زمینی نظامی به ایران به قدری جدی است که حتی برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز نسبت به آن هشدار دادهاند.
با این همه، در مورد هرگونه ماجراجویی زمینی احتمالی آمریکا علیه کشورمان، توجه به ۳ نکته مهم به نظر میرسد.
اول اینکه آمریکاییها هدف اصلی و محوری خود از تجاوز زمینی احتمالی به ایران را کنترل نوار ساحلی ایران به ویژه در استان هرمزگان با هدف آنچه تضعیف تسلط کشورمان بر تنگه هرمز ادعا شده، عنوان میکنند. این در حالی است که اِشراف و تسلط ایران بر تنگه هرمز و حمل و نقل دریایی از طریق آن، صرفا از طریق تنگه هرمز صورت نمیگیرد و ایران از سایر نقاط نیز میتواند اِعمال کنترل موثر بر تنگه را در دستورکار داشته باشد.
به بیان ساده تر، سناریوی تجاوز نظامی به نوار ساحلی ایران، از جمله سناریوهایی بوده که نیروهای مسلح ایران سالها روی آن کار کردهاند و حتی برخی منابع گفتهاند کشورمان قادر است از سمنان و مشهد و تهران نیز، متخلفان در تنگه هرمز را با حملات موشکی و پهپادی گسترده تنبیه کند. از این رو، این استدلال که آمریکا میخواهد استان هرمزگان را اشغال و از آنجا کنترل تنگه هرمز را به دست بگیرد، از بنیانهای منطقی برخوردار نیست. مطرح کنندگان این ایده باید توجه داشته باشند که حرکت آمریکا به سمت این سناریو، میتواند تلفات گسترده برای قوای نظامی این کشور را در پی داشته باشد و هزنیههای هنگفت سیاسی را به ترامپ و متحدانش تحمیل کند. موضوعی که حداقل مطلوبِ ترامپ و متحدان سیاسیاش در آمریکا نیست.
نکته دوم اینکه پس از ماهها جنگ و درگیری در منطقه، یک واقعیت مهم بارها از سوی بسیاری از صاحب نظران مورد اشاره قرار گرفته و آن هم این است که کشورمان هنوز از اهرم قدرت اصلی و محوری خود یعنی نیروی زمینیاش استفاده نکرده است. سرنوشت جنگهای بزرگ همواره توسط نیروی زمینی مشخص میشود. جدای از نیروی زمینی ایران، نیروی قدس سپاه در منطقه و کلیت قوای زمینی محور مقاومت در منطقه هم وضعیت مشابهی دارند. این در حالی است که مزیت اصلی ایران و جبهه مقاومت در حوزه نظامی، در قدرت زمینیِ آنها نهفته است.
حال در این وضعیت، اینکه آمریکا بخواهد با حمله زمینی، نوار ساحلی ایران را تصرف کند یا کشورکهای حاشیه خلیج فارس بخواهند چشم طمع به جزایر ایرانی در خلیج فارس داشته باشند، میتواند سناریوهای کابوسواری را برای آنها نوید دهد. حرکت به سمت این سناریو از سوی دشمنان کشورمان، میتواند نه فقط آنها بلکه اقتصاد جهانی را وارد اقیانوسی از تنش و درگیری کند. معادلهای که طرفهای مقابلِ ایران اساسا آمادگی مواجهه با آن را ندارند؛
و در نهایت نکته سوم اینکه تجربیات ماههای گذشته حداقل یک واقعیت را بیش از هر زمان دیگری پیش چشم همگان قرار داده است. دونالد ترامپ و متحدانش، علی رغم دسترسی به دادههای پیشرفتهترین سیستمهای اطلاعاتی جهان، هیچ درک صحیحی از مردم ایران و تاریخ کشورمان ندارند. اساسا مردم ایران ملتی نیستند که ببینند خاک آنها مورد تعرض و اشغال یک بازیگر خارجی قرار گرفته و آنها سکوت کنند.
از این منظر نیز، هرگونه تلاش برای حمله زمینی به ایران و تلاش جهت اشغال بخشهایی از جنوب کشورمان، جدای از نیروهای مسلح ایران، با واکنش میلیونها ایرانیِ عاشق وطن رو به رو خواهد شد و سناریوهای وخیمی را برای دشمنان نوید میدهد. اگر از این زاویه نیز به ماجرا بنگریم، تجاوز زمینی به ایران، میتواند وضعیت دشمنان کشورمان در قبال ایران را از بد، به بدتر تغییر دهد. با این همه، نیروهای مسلح ایران آماده مواجهه با هر سناریویی برای دفاع از ایرانِ عزیز هستند.