- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
نقاط قوت و چالشها
پس از حدود ۲۲ ماه که جنبش حماس توسط شورای رهبری مرکزی اداره میشد؛ سرانجام رای گیری داخلی در این جنبش انجام شد و خلیل الحیه با اختلاف تنها یک رأی، با کسب ۳۵ رأی در مقابل ۳۴ رأی خالد مشعل، به عنوان رئیس دفتر سیاسی که در واقع رهبری حماس محسوب میشود، انتخاب شد.
خلیل الحیه (ابو اسامه) ۶۰ ساله در حالی رهبری دفتر سیاسی جنبش را آغاز کرده که با این جنبش بیگانه نیست، زیرا نزدیک به دو دهه را در میان کادر آن گذرانده و از جایگاه خود در صفوف رهبری، در انتخابات مجلس قانونگذاری شرکت کرده و ریاست حماس را که در سال ۲۰۰۶ اکثریت کرسیهای شورای منتخب را در نوار غزه به دست آورد، بر عهده داشته است. او در زمان شهید یحیی سنوار، قبل از اینکه علاوه بر کارهای سازمانی و جنبشی خود، درگیر وظایف سیاسی و دیپلماتیک خارجی شود، جایگاه نفر دوم این بخش را بر عهده داشت.
شایان ذکر است مرحله انتقالی که حماس از زمان ترور آخرین رئیس دفتر سیاسی خود، یحیی سنوار، تجربه میکند؛ یک سال دیگر، تا پایان سال آینده، تمدید خواهد شد و در ان زمان این جنبش انتخابات عادی خود را برگزار خواهد کرد.
نقاط قوت
از نقاط مهم خلیل الحیه، ثبات و پایداری او در مسیر مقاومت و آرمان فلسطین است. وی از دو سوء قصد اسرائیل، یکی در غزه (۲۰۰۷) و دومی در دوحه قطر (۲۰۰۵) جان سالم بدر برده است. او پدر چهار شهید است و فهرست برادران، پسران، دختران ونوههای شهیدش بسیار طولانی است. این از نقاط مثبت جنبش حماس است که برخلاف بسیاری از جنبشهای اسلامی، رهبران اولیه بر مبانی ایدئولوژیک و سازمانی خود وفادار مانده و دچار ریزش نشده و همچنان در صفوف آن فعال باقی ماندهاند.
از دیگر ویژگیهای الحیه، ارتباطات و نفوذ او در هر دو بخش سیاسی و نظامی جنبش حماس و نیز برخورداری از اعتبار در داخل غزه به واسطه حضور چندین ساله او در این باریکه به عنوان معاون یحیی سنوار میباشد.
در مقایسه الحیه با مشعل گفته میشود مشعل (ابوولید) شاید عملگراتر از الحیه است. الحیه اگرچه بیشتر در سمتهای اجرایی فعالیت کرده، اما شخصیتی کاملاً اصولگرا و دینی با ریشههای اخوانی داشته و این مسئله به خوبی در نوع کنش او در تحولات مختلف از جمله روند مذاکرات بازتاب یافته است. الحیه در سال ۱۹۸۳ یعنی پیش از تشکیل حماس، به همراه گروهی از جوانان غزه از جمله اسماعیل هنیه، یحیی سینوار و دیگران، به جنبش اسلامی وابسته به اخوان المسلمین پیوست. به همین دلیل، او برخلاف برخی شخصیتها از سوی اسرائیلیها به عنوان یک رهبر پراگماتیست محسوب نمیشود.
در مقابل، مشعل بخش قابل توجهی از عمر خود را در رأس جنبش گذرانده است و او فرزند مهاجران حماس با روابط و اتحادهای خاص خارجی است. در حالی که الحیه بخش عمدهای از تجربه خود را در نوار غزه محاصره شده گذرانده است، منطقهای که نیاز بیشتری به رویکردهای جهادی و مبارزاتی دارد که در خدمت مقاومت و تقویت زیرساختهای آن باشند، همان رویکردی که جدیت و سودمندی خود را در جنگ سه سال گذشته نشان داد.
از طرفی، الحیه در غزه به مدت دو سال کامل وظیفه مذاکره با میانجیها و آمریکاییها را بر عهده گرفت، که در طی آن الزامات کار سیاسی و دیپلماتیک را تجربه کرده و در طول دو سال مذاکره، شبکهای از روابط و ارتباطات به ویژه با قاهره و آنکارا ایجاد کرده است. حضور همیشگی الحیه در تیم گفتوگوهای آتش بس سبب شده تا به او لقب «مرد مذاکرات» داده شود. وی اصطلاحا هنر انعقاد معاملات، توافق نامهها و تفاهم نامهها را با گلوله جنگی آموخت، تا حدی که درمواردی به ویژه در باره پرونده مبادله اسرا از خود انعطاف پذیری نشان داد که این امر منجر به انتشار اخباری در مورد اختلافات داخلی در جنبش حماس شد.
شایان ذکر است متحدان حماس در تهران، ضاحیه بیروت و قبل از آن در دمشق رابطه دوستانهای با خالد مشعل نداشتند و او را مسئول موضع گیری اشتباه این جنبش در جریان بحران سوریه میدانستند. از این منظر، شاید انتخاب الحیه در راس جنبش حماس برای این متحدان خبر خوبی باشد.
در واقع، یکی از دیگر از ویژگیها یا نقاط قوت خلیل الحیه، ارتباطات منطقهای او بالاخص با ایران و حزب الله است. وی همچنین در اکتبر ۲۰۲۲، در جریان سفر به دمشق و دیدار با بشار اسد، رئیس جمهور وقت سوریه، رهبری هیئت حماس را بر عهده داشت. به همین دلیل به گفته تحلیلگران اسرائیلی، انتخاب خلیل الحیه به معنای تداوم مسیر حماس در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت، ضمن حفظ مناسابات با دیگر بازیگران منطقه مانند مصر، قطر و ترکیه است. در این راستا، رئیس سازمان اطلاعات مصر که میانجی اصلی مذاکرات حماس با اسرائیل است، اولین شخصیت خارجی بود که انتخاب خلیل الحیه را تبریک گفت. این امر حاکی از آن است که الحیه میتواند در جهت ایجاد موازنه و تقویت روابط حماس با کشورهای منطقه گامهای خوبی بردارد.
چالشها
قطعا رهبر جدید حماس با چالشهای متعددی مواجه خواهد بود. این چالشها به غیر از وضعیت بحرانی در نوار غزه و کرانه باختری، شامل فشارهای بین المللی و منطقهای، سنگ اندازیهای تشکیلات خودگردان و خصوصا تهدیدات امینتی رژیم صهیونیستی مبنی بر ترور رهبران باقیمانده حماس میباشد.
در سایه این چالشها و با نوجه به شرایط دشوار کنونی، قطعا هیچ صدایی نباید بلندتر از فراخوان برای توقف قتل عام باشد، و هیچ اولویتی نباید بر اولویت توقف جنگ، پاکسازی قومی، نابودی و محاصره نوار غزه غلبه کند. فاجعهای که بر مردم غزه وارد شده، اولین وظیفهای است که باید در صدر دستور کار رهبر جدید حماس قرار گیرد، کسی که این کار را از سمت مذاکرهکننده ارشد آغاز کرد و اکنون در منصب رئیس دفتر سیاسی این جنبش ادامه خواهد داد.
از سوی دیگر، لازم است الحیه به وضعیت کرانه باختری و قدس اولویتی که شایسته آن است بدهد، چرا که این سرزمین به تدریج در حال ربوده شدن از دست فلسطینیها بوده و مردم کرانه در معرض آزار و ارعاب توسط شبه نظامیان سرکش و ارتش جنایتکار رژیم صهیونیستی هستند.
از آنجایی که رهبر حماس در زمانی که منطقه شاهد تنش و قطبی شدن شدید میباشد، مسئولیتهای سنگین خود را بر عهده میگیرد، به نظر میرسد حفظ تعادل و توازن در روابط با طرفهای درگیر و متخاصم در منطقه، یکی از دشوارترین چالشهای پیش روی رهبری جدید این جنبش باشد.
در شرایط حساس کنونی، مهمترین اولویت عبارت است از کار مداوم برای احیای یک بلوک تاریخی از نیروها، جناحها، شخصیتها، سازمانها، ابتکار عملها و نسلهای فلسطینی، برای احیای جنبش ملی فلسطین و نجات پروژه ملی در مواجهه با توطئه نابودی آرمان فلسطین که با سرعت در حال پیشرفت است. این رسالت سنگین با توجه به این واقعیت که جنگ هنوز تمام نشده است، منطقه همچنان در یک دوراهی حیاتی قرار دارد و صحنه بین المللی به طور فزایندهای مبهم و آشفته میشود، پیچیدهتر میشود.
همچنین رهبر جدید حماس وظیفه تکمیل فرآیند احیای جنبش، بازسازی نهادهای آن و فعال کردن نقشهای نسل جدیدی از رهبران سطح میانی آن را برعهده دارد که جهت پویایی و کارآمدی جنبش در شرایط دشوار آینده یک امر ضروری محسوب میشود. باید منتظر بمانیم و ببینیم رهبر جدید و باتجربه حماس در عبور از مشکلات و چالشهای مرحله پسا طوفان الاقصی چه تدابیر و عملکردی از خود نشان خواهد داد.