- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
اولتیماتوم ترامپ به جوزف عون
سفر جوزف عون به واشنگتن و دیدار با دونالد ترامپ، نخستین سفر یک رئیس جمهور لبنان به کاخ سفید از سال ۲۰۰۹، را باید نقطه عطفی در معادلات پیچیده منطقه قلمداد کرد. گزارشها حاکی از آنست که ترامپ در این دیدار اولتیماتومی فراتر از یک دیدار تشریفاتی به بیروت داده است، او از عون خواسته از که یا با ابومحمد الجولانی (احمد الشرع) هماهنگ شده و حزب الله را نابود کنید، یا به کابوس نتانیاهو بازگردید. این ابتکار واشنگتن در شرایطی مطرح میشود که دولت جدید لبنان با وعده خلع سلاح حزب الله پا به عرصه گذاشته و اکنون در عمل با کارزار سختترین تصمیمات تاریخی مواجه است.
دولت فعلی لبنان عملاً توانایی هماهنگی با الجولانی علیه حزب الله را ندارد. نخست آنکه الجولانی که روزگاری رهبری جبهة النصره را برعهده داشت و در لیست تروریستهای تحت تعقیب آمریکا قرار داشت، در حافظه تاریخی جامعه لبنان نه تنها یک چهره معتبر نیست، بلکه حزب الله در سالهای جنگ سوریه با او و نیروهایش درگیر بوده و از ورود تروریستها به خاک لبنان جلوگیری کرده است. دوم آنکه خود عون در گفتوگوهای پشت درهای کاخ سفید هرگونه مداخله نظامی سوریه در لبنان را رد کرده و بر روابط دولت به دولت بدون هرگونه نقش امنیتی برای دمشق تأکید گذاشته است. سوم آنکه الجولانی خود اعلام کرده که سوریه بدنبال مداخله نظامی در لبنان نیست و آماده گفتوگو با حزب الله است؛ بنابراین نه عون میتواند و نه الجولانی حاضر است، و هماهنگی مذکور صرفاً یک سناریوی آمریکایی است.
ارتش لبنان به مثابه تنها نهاد ملی فراگیر، دارای ترکیب جمعیتی متوازنی است و جمعیت قابل توجهی از نیروهای شیعه در آن حضور دارند. هرگونه اقدام برای به کارگیری ارتش علیه حزب الله، ضمن برهم زدن توازن طایفهای در نهاد ارتش، با مقاومت جدی نیروهای شیعه مواجه خواهد شد. در سطح جامعه، حزب الله از پایگاه مردمی عمیقی برخوردار است که به سادگی قابل حذف نیست. نماینده حزب الله در مجلس، حسین الحاج حسن، با اشاره به این دیدار تأکید کرده که آنچه در واشنگتن رخ داد چیزی جز شعارهای کلی آمریکایی بدون هیچ تضمینی نبود و همکاری و اعتماد مستمری بین حزب الله و ارتش وجود دارد. جامعه حامی حزب الله بی تردید با اقدامات اعتراضی مدنی و سیاسی گسترده، دولت عون را با چالشهای بی سابقهای مواجه خواهد کرد.
نبیه بری، رئیس مجلس لبنان و رهبر جنبش امل که خود شیعه است، نارضایتی عمیق خود را از سفر عون به واشنگتن و درگیر شدن در مسیر مذاکره مستقیم با دشمن صهیونیستی پنهان نکرده است. با این حال ترامپ در این دیدار از بری بعنوان شخص خوب یاد کرده و گفته وقتی پیشرفت را ببیند به ما ملحق خواهد شد. این اظهارات نشان از تلاش واشنگتن برای شکاف افکنی در جبهه شیعیان لبنان دارد. اما محور مقاومت با هوشیاری کامل در میدان حاضر است، بعبارتی ایران با اتکا به نفوذ راهبردی خود در لبنان و حمایت همه جانبه از حزب الله، هرگونه تلاش برای تغییر موازنه به نفع واشنگتن را بی نتیجه میخواند. حشدالشعبی عراق نیز به عنوان بازوی قدرتمند این محور، هرگونه تهدید علیه حزب الله را تهدیدی مستقیم علیه امنیت عراق و تمامیت محور مقاومت تلقی کرده و با اعلام آماده باش و اقدامات بازدارنده، پیام روشنی به آمریکا و رژیم صهیونیستی خواهد فرستاد. خود حزب الله نیز این اولتیماتوم را حاصل لفاظیهای پوچ و وعدههای بدون ضمانت خوانده و بر قدرت سیاسی و نظامی خویش برای مقابله با هر گونه توطئه تأکید کرده است.
در پایان باید گفت، طرح ترامپ برای هماهنگی عون و الجولانی علیه حزب الله، سناریویی غیرقابل اجرا و در عین حال بسیار خطرناک است که میتواند لبنان را به ورطه جنگ داخلی جدید و ناامنی تمام عیار بکشاند. دولت عون با واقعیتهای پیچیده داخلی لبنان، ترکیب جمعیتی ارتش، مقاومت نبیه بری و مجلس، و همچنین پایگاه مستحکم اجتماعی حزب الله مواجه است که هرگونه اقدام عملی در این مسیر را ناممکن میسازد.
از سوی دیگر، اگر عون و جولانی از این هماهنگی سر باز زنند، محور ترامپ_نتانیاهو احتمالاً سناریوی جایگزین را عملی خواهد کرد، این سناریو مبتواند شامل تشدید فشار نظامی و اقتصادی بر لبنان، چراغ سبز به رژیم صهیونیستی برای حملات گسترده به جنوب و بیروت، و ایجاد آشوبی کنترل شده باشد تا دولت عون را زیر فشار فروپاشی امنیتی قرار دهد. هدف نهایی واشنگتن، آزادسازی رژیم صهیونیستی برای جنگی دیگر، احتمالاً علیه ایران، و درگیر کردن حزب الله همزمان در دو جبهه لبنان و سوریه است تا تمرکز آن را از شمال سرزمینهای اشغالی بردارد. آنچه واشنگتن دنبال میکند، نه صلح و ثبات، بلکه آشوب افکنی و تغییر معادلات به نفع رژیم صهیونیستی است، توطئهای که با ایستادگی ملتهای منطقه و جبهه مقاومت، محکوم به شکست است.