- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
قمار تازه پاکستان در خلیج فارس
تصویب توافق همکاری دفاعی پاکستان و کویت را نباید صرفاً ادامه روابط نظامی قدیمی دو کشور دانست. این توافق پیشتر امضا شده بود و اکنون با فرمان قانونی دولت کویت رسمیت اجرایی یافته است. چارچوب رسمی آن آموزش نظامی، همکاری لجستیکی، تبادل نیرو و کارشناس، اطلاعات نظامی، ارتباطات و همکاریهای علمی و فناورانه را در بر میگیرد.
بااینحال، اهمیت سیاسی این تحول از مفاد رسمی توافق فراتر میرود. همزمان، مذاکراتی برای گسترش همکاریهای دفاعی دو کشور در جریان است که میتواند افزایش حضور نیروهای پاکستانی و همکاری در حوزه تجهیزات نظامی، جنگندهها، پهپادها و سامانههای پدافند هوایی را در بر بگیرد. اسلامآباد نیز در مقابل، بهدنبال توسعه همکاریهای انرژی، ذخیرهسازی سوخت و جذب سرمایهگذاری کویت است. از این منظر، رابطه در حال شکلگیری را میتوان نوعی مبادله توان نظامی با انرژی و سرمایه دانست؛ الگویی که پیشتر در مناسبات پاکستان با عربستان سعودی نیز مشاهده شده بود و اکنون میتواند اسلامآباد را به یکی از تأمینکنندگان امنیت کشورهای عربی خلیج فارس تبدیل کند. کشورهای عربی خلیج فارس با وجود منابع مالی فراوان، از محدودیتهایی، چون جمعیت کم، عمق راهبردی محدود و وابستگی دفاعی به شرکای خارجی رنج میبرند. در مقابل، پاکستان ارتشی بزرگ، نیروی انسانی آموزشدیده، تجربه عملیاتی، صنایع دفاعی بومی و ظرفیت تولید جنگنده، پهپاد و تجهیزات نظامی در اختیار دارد. برخورداری از توان هستهای نیز، حتی اگر در متن توافقها ذکر نشود، بر ارزش راهبردی پاکستان در محاسبات امنیتی منطقه میافزاید.
به همین دلیل، اسلامآباد بهتدریج از یک شریک نظامی سنتی به تامینکننده مکمل امنیت در خلیج فارس تبدیل میشود. توافق دفاع متقابل پاکستان و عربستان سعودی نقطه برجسته این تحول بود. همکاری با کویت هنوز در سطح همان تعهد نیست، اما توسعه آن نشان میدهد الگوی عربستان میتواند به اشکال محدودتر در روابط پاکستان با دیگر کشورهای منطقه نیز تکرار شود. در پشت این روند، تردید کشورهای خلیج فارس نسبت به کفایت چتر امنیتی آمریکا قرار دارد. حضور پایگاهها و نیروهای آمریکایی الزاماً نتوانسته مانع از حمله به زیرساختهای حیاتی یا گسترش ناامنی شود. این وضعیت کشورهای عربی را به تنوعبخشیدن به شرکای دفاعی سوق داده است. همکاری با پاکستان برای آنها به معنای قطع رابطه با آمریکا نیست، بلکه تلاشی برای کاهش وابستگی کامل به یک قدرت خارجی و ایجاد گزینه پشتیبان در شرایط بحران است.
اما انگیزه پاکستان فقط افزایش نفوذ منطقهای نیست. اقتصاد این کشور با کمبود ارز، بدهی خارجی، ناترازی انرژی و نیاز مستمر به سرمایهگذاری روبهرو است. در چنین شرایطی، ارتش و صنایع دفاعی به یکی از مهمترین داراییهای قابل عرضه پاکستان تبدیل شدهاند. اسلامآباد میتواند آموزش، تجهیزات، نیروی متخصص و پشتیبانی فنی ارائه کند و در مقابل نفت، ذخایر سوخت، وام و سرمایهگذاری دریافت کند. این سیاست را میتوان «دیپلماسی امنیت در برابر انرژی» نامید. پاکستان میکوشد ضعف اقتصادی خود را با اتکا به مزیت نظامی جبران کند. برخلاف کشورهایی که قدرت اقتصادی را به نفوذ امنیتی تبدیل میکنند، اسلامآباد مسیر معکوسی را در پیش گرفته است؛ استفاده از ظرفیت ارتش برای تامین منابع مورد نیاز اقتصاد. اگر این الگو گسترش یابد، صادرات امنیت میتواند در کنار فروش تسلیحات و نیروی متخصص، به یکی از پایههای سیاست خارجی پاکستان تبدیل شود.
بااینحال، این مسیر بدون هزینه نخواهد بود. پاکستان در سالهای گذشته تلاش کرده روابط خود با ایران را حفظ کند و گاه بهعنوان کانالی برای کاهش تنش میان تهران، دولتهای عربی و آمریکا ظاهر شود. اما هرچه حضور نظامی و تعهدات دفاعی پاکستان در عربستان و کویت گستردهتر شود، حفظ تصویر یک میانجی بیطرف دشوارتر خواهد شد. از نگاه ایران، استقرار جنگنده، پهپاد یا سامانه دفاع هوایی پاکستان در کشورهای درگیر میتواند نشانه ورود غیررسمی اسلامآباد به یک آرایش امنیتی ضدایرانی تلقی شود. این مسئله زمانی حساستر است که برخی از همین کشورها میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند. در صورت تداوم حملات، پاکستان ممکن است میان تعهدات جدید خود و ضرورت حفظ روابط با همسایه غربیاش گرفتار شود.
اسلامآباد همچنین با خطر پراکندگی ظرفیت نظامی روبهرو است. ارتش پاکستان باید همزمان رقابت با هند، ناامنی مرز افغانستان، بحران بلوچستان و تهدیدهای داخلی را مدیریت کند. پذیرش مسئولیت دفاعی برای چند کشور خلیج فارس، بهویژه اگر همکاریهای آموزشی به حضور عملیاتی تبدیل شود، میتواند منابع و توجه این کشور را بیش از اندازه تقسیم کند.
در نتیجه، توافق با کویت را باید بخشی از تغییر بزرگتری در سیاست خارجی پاکستان دانست. اسلامآباد در حال عبور از موازنهگری سنتی و حرکت بهسوی نوعی «کارآفرینی امنیتی» است؛ یعنی تبدیل قدرت نظامی به انرژی، سرمایه و نفوذ سیاسی. این مسیر میتواند جایگاه پاکستان را در خلیج فارس ارتقا دهد، اما همزمان فضای مانور آن میان ایران و دولتهای عربی را محدود خواهد کرد. آزمون اصلی پاکستان این است که آیا میتواند به کشورهای خلیج فارس امنیت بفروشد و در عین حال نقش میانجی و روابط خود با ایران را حفظ کند، یا منافع حاصل از نفت و سرمایه، بهتدریج اسلامآباد را به بخشی از نظم امنیتی جدید منطقه تبدیل خواهد کرد.