- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
تحلیل راهبردی جایگاه تنگه هرمز در دکترین امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران
نویسنده: حسین حکمت
1-امنیت بومی به جای امنیت عاریتی
از منظر جمهوری اسلامی ایران،تنگه هرمز نه صرفا یک مسیر ترانزیت کالا،بلکه بخشی از حریم حاکمیتی و حوزه نفوذ ژئوپلیتیک ایران است،گفتمان رسمی ایران بر این اصل استوار است که" امنیت خلیج فارس یک امر درون منطقه ای است". حضور نیروهای فرامنطقه ای(به ویژه ارتش تروریست آمریکا) از منظر ایران،عامل اصلی بی ثباتی و تنش زایی ارزیابی می شود.
ایران با طرح نظریه"امنیت دسته جمعی کشورهای منطقه" معتقد است قدرت ایران ضامن برقراری توازن در برابر مداخلات بیرونی است.این رویکرد،تنگه هرمز را از یک گذرگاه تجاری به عرصه ای برای تثبیت حق حاکمیت ملی و مقاومت در برابر هزمونی تبدیل کرده است.
2-دکترین نظامی: بازدارندگی نامتقارن و نظارت هوشمند
از منظر نظامی،قدرت ایران در تنگه هرمز بر پایه "دکترین دفاع نامتقارن" بنا شده است. این دکترین علمی،به جای تقابل در سطح کلان ناوگان(که برتری تکنولوژیک دشمن را تایید می کند)برنقاط ضعف دشمن در محیط بسته خلیج فارس تمرکز دارد:
پوشش موشکی و پهپادی : ایران با ایجاد لایه های دفاعی متراکم در سواحل و جزایر سه گانه،عملا شعاع دسترسی عملیاتی خود را به کل تنگه تسری داده است.
-نظارت مستمر: استقرار سامانه های راداری و پایش اطلاعاتی هوشمند،هرگونه تحرک نظامی متخاصم در تنگه هرمز را به مثابه یک "اقدام شیشه ای" برای ایران تبدیل کرده است.
-بازدارندگی فعال: پیام نظامی قدرتمند ایران به آمریکا و دیگر کشورهای جهان واضح است؛ تنگه هرمز برای همه" امن" باقی می ماند،مشروط بر اینکه "امنیت ایران" نیز رعایت شود. این همان "بازدارندگی فعال" است که باعث می شود طرف های فرامنطقه ای در محاسبات خود برای هرگونه تحرک علیه ایران،هزینه گزاف بسته شدن تنگه هرمز را لحاظ کنند.
3- اقتصاد سیاسی:" حق بیمه امنیت" و اهرم نفوذ ایران
از منظر اقتصادی،ایران بر این باور است که قیمت انرژی در جهان نباید تابع سیاست های تنش زای غرب باشد. تاثیر قدرت ایران بر قیمت انرژی،در واقع یک "اهرم بازدارنده اقتصادی" است.
-تنگه هرمز و وابستگی جهانی: ایران با درک این واقعیت که اقتصاد جهانی به شدت به نفت خلیج فارس وابسته است،از این "مزیت ژئواکونومیک" به عنوان،ابزاری برای خنثی سازی تحریم ها استفاده می کند.
-مدیریت عرضه: ایران به عنوان یک بازیگر کلیدی در اوپک و اوپک پلاس،معتقد است که امنیت تنگه باید در خدمت"قیمت عادلانه" باشد،نه ابزاری برای فشار سیاسی غرب. نوسانات قیمتی که در پی تنش ها ایجاد می شود،در واقع سیگنال بازار به غرب است که"امنیت انرژی جهان با امنیت ایران گره خورده است.
نتیجه گیری: گذار به نظم نوین منطقه ای
از نگاه راهبردی،ایران توانسته است"قدرت سخت"(نظامی) را با قدرت نرم(گفتمان مقاومت) ترکیب کند تا تنگه هرمز را به کانون موازنه قوا تبدیل کند. جمهوری اسلامی ایران معتقد است که حضور نظامی غرب در خلیج فارس مخرب امنیت منطقه ای و اقتصاد جهانی خواهد بود. تنگه هرمز برای ایران یک دارایی استراتژیک است که قدرت بازدارندگی آن را در سطح جهانی ارتقاء داده است. ایران با تلفیق دکترین نظامیِ" نظارت و ضربه" و دکترین سیاسیِ " امنیت درون منطقه ای"،خود را به بازیگر اجتناب ناپذیری تبدیل کرده است که هرگونه تغییری در ترتیبات امنیتی منطقه بدون مشارکت تهران، محکوم به شکست است.