۱۶:۴۷
۱۴۰۵/۰۵/۰۷
تحلیلی بر ابعاد ژئوپلیتیکی تنگه هرمز

تحلیل راهبردی جایگاه تنگه هرمز در دکترین امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

تنگه هرمز از منظر جمهوری اسلامی ایران صرفاً یک گذرگاه راهبردی برای انتقال انرژی نیست، بلکه بخشی از حوزه امنیت ملی و ژئوپلیتیک کشور محسوب می‌شود؛ رویکردی که بر امنیت درون‌منطقه‌ای، بازدارندگی نامتقارن و بهره‌گیری از ظرفیت‌های ژئواکونومیک برای حفظ منافع ملی تأکید دارد.
کد خبر:
۳۸۳۸

نویسنده: حسین حکمت

 

1-امنیت بومی به جای امنیت عاریتی

از منظر جمهوری اسلامی ایران،تنگه هرمز نه صرفا یک مسیر ترانزیت کالا،بلکه بخشی از حریم حاکمیتی و حوزه نفوذ ژئوپلیتیک ایران است،گفتمان رسمی ایران بر این اصل استوار است که" امنیت خلیج فارس یک امر درون منطقه ای است". حضور نیروهای فرامنطقه ای(به ویژه ارتش تروریست آمریکا) از منظر ایران،عامل اصلی بی ثباتی و تنش زایی ارزیابی می شود.

ایران با طرح نظریه"امنیت دسته جمعی کشورهای منطقه" معتقد است قدرت ایران ضامن برقراری توازن در برابر مداخلات بیرونی است.این رویکرد،تنگه هرمز را از یک گذرگاه تجاری به عرصه ای برای تثبیت حق حاکمیت ملی و مقاومت در برابر هزمونی تبدیل کرده است.

2-دکترین نظامی: بازدارندگی نامتقارن و نظارت هوشمند

از منظر نظامی،قدرت ایران در تنگه هرمز بر پایه "دکترین دفاع نامتقارن" بنا شده است. این دکترین علمی،به جای تقابل در سطح کلان ناوگان(که برتری تکنولوژیک دشمن را تایید می کند)برنقاط ضعف دشمن در محیط بسته خلیج فارس تمرکز دارد:

پوشش موشکی و پهپادی : ایران با ایجاد لایه های دفاعی متراکم در سواحل و جزایر سه گانه،عملا شعاع دسترسی عملیاتی خود را به کل تنگه تسری داده است.

-نظارت مستمر: استقرار سامانه های راداری و پایش اطلاعاتی هوشمند،هرگونه تحرک نظامی متخاصم در تنگه هرمز را به مثابه یک "اقدام شیشه ای" برای ایران تبدیل کرده است.

-بازدارندگی فعال: پیام نظامی قدرتمند ایران به آمریکا و دیگر کشورهای جهان واضح است؛ تنگه هرمز برای همه" امن" باقی می ماند،مشروط بر اینکه "امنیت ایران" نیز رعایت شود. این همان "بازدارندگی فعال" است که باعث می شود طرف های فرامنطقه ای در محاسبات خود برای هرگونه تحرک علیه ایران،هزینه گزاف بسته شدن تنگه هرمز را لحاظ کنند.

3- اقتصاد سیاسی:" حق بیمه امنیت" و اهرم نفوذ ایران

از منظر اقتصادی،ایران بر این باور است که قیمت انرژی در جهان نباید تابع سیاست های تنش زای غرب باشد. تاثیر قدرت ایران بر قیمت انرژی،در واقع یک "اهرم بازدارنده اقتصادی" است.

-تنگه هرمز و وابستگی جهانی: ایران با درک این واقعیت که اقتصاد جهانی به شدت به نفت خلیج فارس وابسته است،از این "مزیت ژئواکونومیک" به عنوان،ابزاری برای خنثی سازی تحریم ها استفاده می کند.

-مدیریت عرضه: ایران به عنوان یک بازیگر کلیدی در اوپک و اوپک پلاس،معتقد است که امنیت تنگه باید در خدمت"قیمت عادلانه" باشد،نه ابزاری برای فشار سیاسی غرب. نوسانات قیمتی که در پی تنش ها ایجاد می شود،در واقع سیگنال بازار به غرب است که"امنیت انرژی جهان با امنیت ایران گره خورده است.

نتیجه گیری:  گذار به نظم نوین منطقه ای

از نگاه راهبردی،ایران توانسته است"قدرت سخت"(نظامی) را با قدرت نرم(گفتمان مقاومت) ترکیب کند تا تنگه هرمز را به کانون موازنه قوا تبدیل کند. جمهوری اسلامی ایران معتقد است که حضور نظامی غرب در خلیج فارس مخرب امنیت منطقه ای و اقتصاد جهانی خواهد بود. تنگه هرمز برای ایران یک دارایی استراتژیک است که قدرت بازدارندگی آن را در سطح جهانی ارتقاء داده است. ایران با تلفیق دکترین نظامیِ" نظارت و ضربه" و دکترین سیاسیِ " امنیت درون منطقه ای"،خود را به بازیگر اجتناب ناپذیری تبدیل کرده است که هرگونه تغییری در ترتیبات امنیتی منطقه بدون مشارکت تهران، محکوم به شکست است.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
واشنگتن در انتظار تسلیم؛
تهران در آزمون تاب‌آوری
معادله دشوار ترکیه در یمن؛
حمایت از عربستان بدون تقابل با ایران
حملات انصارالله به فرودگاه‌های عربستان سعودی؛
ابزار فشار یا مقدمه تشدید درگیری؟
ترکیه و لبنان در مسیر شراکت استراتژیک؛
فرصت‌ها و موانع
از وعده توقف حملات تا آماده‌سازی گزینه نظامی؛
پشت‌پرده محاسبات ترامپ درباره ایران
فرار بمب‌افکن‌های آمریکایی از فیرفورد؛
رسوایی جدید برای ترامپیست‌ها!
از صعده تا باب‌المندب؛
روایت صعود قدرت نظامی انصارالله
جایگاه امارات در نظم نوظهور؛
قطب مستقل یا ضلع آسیب‌پذیر محور ضدایرانی
اعتراضات دانش‌آموزی در فرانسه؛
واکاوی آنچه الیزه نمی‌گوید!
عراق پس از پایان حضور نظامی آمریکا؛
چالش‌های عراق در مرحله پساخروج