- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
نتانیاهو و نمایشِ سیاستی کلیشه ای علیه ایران
«رژیم صهیونیستی همچنان میکوشد با برجسته کردن مخاطرات امنیتی، فضای لازم برای حفظ فشار بر ایران را فراهم کند و مانع شکلگیری توافقی شود که به کاهش تنش میان تهران و واشینگتن بینجامد و جنگ را خاتمه دهد. سناریویی که بهترین حالت برای طرف اسرائیلی است. به ویژه با توجه به اینکه اساسا صهیونیست ها در وضعیت کنونی در موقعیت جنگافروزی مستقل علیه ایران قرار ندارند.»
طنینسنتر؛ سفر اخیر بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی به آمریکا و ملاقات با دونالد ترامپ رئیس جمهور این کشور، گمانهزنیهای زیادی را برانگیخته است. برخی از صاحب نظران با اشاره به سابقه سفرهای پیشین نتانیاهو به آمریکا، به ویژه در دوره بازگشت ترامپ به قدرت، بر این باورند که صِرف وقوع این سفر در جریان درگیری های اخیر و جاری میان ایران و آمریکا، می تواند زمینهساز ظهور درگیریهای بیشتر در آینده باشد.
نتانیاهو دیدار خود با ترامپ را بسیار مفید توصیف کرده است. در این راستا، او در جریان یک مصاحبه تلویزیونی، موضع گیری قابل تاملی را ایراد کرده که از تداوم یک سیاست کلیشه ای صهیونیست ها در رابطه با ایران حکایت دارد. ماجرا از این قرار است که نتانیاهو به فاکس نیوز گفته که به توافق با ایران به دیده تردید می نگرد و ابایی از گفتن این مساله ندارد. او اضافه کرده که "هر زمان توافقی نزدیک است، تندروها می آیند و به کشتی ها در تنگه هرمز حمله می کنند. موضع ترامپ بسیار واضح است و ما تعهد مشترکی داریم. ما نمی خواهیم ایران سلاح هستهای داشته باشد". تحلیل و ارزیابی این صحبت های نتانیاهو، می تواند نکات مهمی را برجستهسازی کند.
در این چهارچوب، اظهارات اخیر بنیامین نتانیاهو در گفتوگو با شبکه فاکسنیوز مبنی بر اینکه «به توافق با ایران شک دارم» را نباید صرفا یک موضعگیری رسانهای یا تاکتیکی دانست. این سخنان را باید در چهارچوب راهبرد دیرینه رژیم صهیونیستی برای جلوگیری از هرگونه کاهش تنش میان ایران و آمریکا تحلیل کرد. راهبردی که طی دو دهه گذشته یکی از ارکان ثابت سیاست خارجی تلآویو بوده است. تجربه نشان داده است که هر زمان فضای دیپلماسی میان تهران و واشینگتن تقویت شده، مقامات اسرائیلی با برجسته کردن تهدیدهای امنیتی و ابراز تردید نسبت به کارآمدی مذاکرات، تلاش کردهاند روند گفتوگوها را تحت تاثیر قرار دهند.
نتانیاهو در سخنان خود با اشاره به حملات علیه کشتیها در تنگه هرمز، این پیام را القا میکند که هر زمان مذاکرات به مراحل حساس نزدیک میشود، ناامنیهای منطقهای از سوی ایران تشدید می شود. هدف اصلی چنین روایتی این است که ایران به عنوان عامل بیثباتی منطقه معرفی شود و فضای سیاسی لازم برای ادامه فشارهای اقتصادی، امنیتی و دیپلماتیک علیه تهران حفظ شود. این شیوه روایتسازی در سالهای گذشته نیز بارها از سوی مقامات اسرائیلی دنبال شده و همواره با هدف تاثیرگذاری بر تصمیمسازان آمریکایی و افکار عمومی غرب، در دستورکار بوده است. در شرایط کنونی، نگرانی اصلی تلآویو صرفا برنامه هستهای ایران نیست.
از منظر اسرائیل، هرگونه توافقی که به کاهش تنش میان تهران و واشینگتن بینجامد، میتواند بخشی از فشارهای اقتصادی و امنیتی بر ایران را کاهش داده و زمینه را برای افزایش قدرت ایران فراهم سازد. چنین روندی، از نگاه اسرائیل، به معنای افزایش قدرت مانور ایران در عرصه منطقهای خواهد بود. مسالهای که با راهبرد مهار همهجانبه جمهوری اسلامی ایران در تعارض قرار دارد. از سوی دیگر، نتانیاهو با تاکید بر همسویی کامل خود با دونالد ترامپ تلاش میکند این پیام را منتقل کند که میان واشینگتن و تلآویو درباره هدف ادعایی جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای اختلافی وجود ندارد. با این حال، تجربه سالهای گذشته نشان داده است که حتی دولتهای نزدیک به اسرائیل نیز در برخی مقاطع، دیپلماسی را به عنوان ابزاری برای مدیریت بحران ترجیح دادهاند.
از این رو، تاکید نتانیاهو بر مواضع مشترک را میتوان تلاشی برای محدود کردن دامنه انعطاف دولت آمریکا در مذاکرات با ایران نیز ارزیابی کرد. در سوی مقابل، جمهوری اسلامی ایران همواره اعلام کرده است که برنامه هستهای خود را صلحآمیز میداند و تولید یا بهکارگیری سلاح هستهای را در دکترین دفاعی خود جای نداده است. تهران همچنین بارها تاکید کرده که اگر طرفهای مقابل به تعهدات خود در قالب توافقاتی که با ایران منعقد میکنند پایبند باشند، مسیر دیپلماسی همچنان میتواند ادامه یابد و ضرورتی برای ادامه جنگ نیست. بنابراین، اختلاف اصلی در وضعیت کنونی بیش از آنکه بر سر اصل مذاکره باشد، بر سر تضمین اجرای تعهدات، رفع واقعی فشارها و نحوه راستیآزمایی توافقات متمرکز است. موضوعی که آمریکایی ها تاکنون عملکرد خوبی در قالب آن و در رابطه با ایران نداشته اند. نکته مهم دیگر، تاثیر این فضاسازیها بر بازارهای انرژی و امنیت دریایی است. تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای انتقال انرژی جهان محسوب میشود و هرگونه افزایش تنش در این منطقه، به سرعت بر قیمت نفت، هزینه حملونقل دریایی و بازارهای جهانی اثر میگذارد. از این منظر، برجسته شدن دوباره مسائل امنیتی در این آبراه راهبردی، علاوه بر ابعاد سیاسی، پیامدهای اقتصادی گستردهای نیز دارد و میتواند بر محاسبات قدرتهای بزرگ درباره نحوه تعامل با پرونده ایران اثرگذار باشد.
در مجموع، سخنان نتانیاهو را باید بخشی از رقابت سیاسی و دیپلماتیک بر سر آینده پرونده هستهای ایران و مواجهه کلی با تهران دانست. رژیم صهیونیستی همچنان میکوشد با برجسته کردن مخاطرات امنیتی، فضای لازم برای حفظ فشار بر ایران را فراهم کند و مانع شکلگیری توافقی شود که به کاهش تنش میان تهران و واشینگتن بینجامد و جنگ را خاتمه دهد. سناریویی که بهترین حالت برای طرف اسرائیلی است. به ویژه با توجه به اینکه اساسا صهیونیست ها در وضعیت کنونی در موقعیت جنگ افروزی علیه ایران قرار ندارند.