- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
پاسخ به شبهات درباره خلع سلاح حماس و عملیات طوفانالاقصی
پاسخ به شبهات درباره خلع سلاح حماس و عملیات طوفانالاقصی؛ «مسئله مقاومت را نمیتوان با محاسبه هزینههای مقطعی سنجید»
در پی طرح برخی شبهات درباره موضوع خلع سلاح حماس و همچنین عملیات طوفانالاقصی، پاسخهایی در این زمینه ارائه شده است. متن پیشرو در قالب یک گفتوگوی اختصاصی با سعید سپاهی تهیه و تدوین شده است.
باسلام؛ این شبهاتی که مطرح میشود، ظاهرش دلسوزانه است، اما در باطن همان مارپیچ تسلیم و جنگ شناختی دشمن را دنبال میکند. هدف این جریان، تغییر محاسبات و جابهجا کردن جای جلاد و شهید است.
یکی از نخستین ادعاهایی که مطرح میشود این است که «غزه نابود شد و مردم بدبخت شدند». در پاسخ باید پرسید: آیا پیش از ۷ اکتبر، مردم غزه در رفاه و صلح زندگی میکردند؟
غزه ۱۷ سال در بزرگترین زندان روباز جهان محصور بود و در یکی از سختترین وضعیتهای انسانی قرار داشت. محاصرهای که حتی میزان کالری روزانه مردم نیز تحت کنترل رژیم صهیونیستی قرار گرفته بود. تعطیلی صنایع، مشکلات آب آشامیدنی، بیکاری گسترده و کمبود دارو، بخشی از شرایطی بود که مردم غزه با آن مواجه بودند.
در واقع، صهیونیستها در حال خفه کردن تدریجی غزه بودند؛ یک مرگ خاموش.
بنابراین گزینه پیش روی حماس صرفاً «جنگ یا صلح و رفاه» نبود، بلکه میان ادامه یک مرگ تدریجی و ذلیلانه زیر فشار محاصره، یا فریاد بلند مقاومت برای شکستن این وضعیت قرار داشت.
دستاوردهای مقاومت و مسئله اسرا
این ادعا که «مقاومت فقط چند اسیر گرفت و در نهایت آنها را آزاد کرد»، نگاهی سطحی به یک مسئله راهبردی است.
اگر ارزش بقای استراتژیک فلسطین را با S نشان دهیم، در وضعیت سازش و تسلیم پیش از ۷ اکتبر، این ارزش عملاً به صفر میرسید؛ چراکه روند عادیسازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل میتوانست مسئله فلسطین را به حاشیه برده و موجودیت یک کشور مستقل فلسطینی را بیش از پیش تضعیف کند.
اما در مسیر مقاومت، میتوان این معادله را اینگونه تعریف کرد:
M = E - C
در این فرمول، M نشاندهنده مقاومت، E دستاوردهای تاریخی و حفظ آرمان فلسطین و C هزینههای انسانی و جانی است.
با وجود هزینههای سنگین، نتیجه این روند از نگاه حامیان مقاومت، زنده ماندن مسئله فلسطین و ایجاد چالشهای جدی برای پروژه صهیونیسم بوده است.
مهمترین دستاوردهای مطرحشده
نخست؛ فروپاشی دکترین امنیتی اسرائیل.
رژیم صهیونیستی دههها بر سه اصل هشدار بهموقع، بازدارندگی و دفاع پیرامونی تکیه داشت، اما رخداد ۷ اکتبر این سه اصل را با چالش جدی مواجه کرد و تصویر شکستناپذیری اطلاعاتی و نظامی اسرائیل را زیر سؤال برد.
دوم؛ توقف روند عادیسازی روابط.
روندی که با هدف گسترش روابط کشورهای عربی با اسرائیل دنبال میشد، پس از تحولات غزه با موانع جدی مواجه شد و مسئله فلسطین دوباره به محور توجه منطقهای و جهانی بازگشت.
سوم؛ احیای مسئله فلسطین در افکار عمومی جهان.
فلسطین که در سالهای گذشته در بسیاری از محافل جهانی به موضوعی کمرنگ تبدیل شده بود، بار دیگر به یکی از مهمترین مسائل افکار عمومی جهان تبدیل شد.
چهارم؛ تشدید بحرانهای داخلی اسرائیل.
از نگاه تحلیلگران حامی مقاومت، اسرائیل با بحرانهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بیشتری روبهرو شده و مسئله بقا به یکی از دغدغههای اصلی این رژیم تبدیل شده است.
آیا هزینه مقاومت قابل توجیه است؟
یکی دیگر از شبهات مطرحشده این است که آیا تعداد بالای قربانیان، ارزش ادامه مقاومت را داشته است؟
این نگاه، از دیدگاه منتقدان آن، نگاهی صرفاً محاسبهگرایانه و عافیتطلبانه است؛ چراکه با همین منطق، بسیاری از مبارزات تاریخی ملتها زیر سؤال میرود.
آیا الجزایر نباید علیه استعمار فرانسه مبارزه میکرد، چون هزینه انسانی سنگینی پرداخت؟
آیا ملت ایران نباید علیه حکومت پهلوی قیام میکرد یا در برابر جنگ تحمیلی مقاومت میکرد، چون صدها هزار نفر جان خود را از دست دادند؟
آیا امام حسین (ع) نباید در برابر ظلم ایستادگی میکرد، با وجود اینکه از شهادت خود و یارانش و اسارت خانوادهاش آگاه بود؟
منطق مقاومت این است که هزینه تسلیم، در بسیاری از موارد، بیشتر از هزینه ایستادگی است.
بر اساس این نگاه، اگر غزه مقاومت نمیکرد، احتمال داشت در آینده با تغییرات جغرافیایی و سیاسی گستردهتری مواجه شود و مسئله فلسطین بیش از پیش به فراموشی سپرده شود.
پاسخ به منتقدان مقاومت
کسانی که امروز مقاومت را سرزنش میکنند، از نگاه این جریان، همان کسانی هستند که سالها در برابر ظلم و اشغال سکوت کردهاند، اما زمانی که مردم تحت فشار برای دفاع از حقوق خود اقدام میکنند، آنها را مورد پرسش قرار میدهند.
این نگاه، امنیت و شرف ملی را با رفاه کوتاهمدت و محاسبات مادی معامله میکند.
مقاومت همچنان زنده است. فرماندهان آن شهید شدهاند، اما اندیشه مقاومت و مکتب فرماندهان شهید همچنان ادامه دارد.
حماس خلع سلاح نشده، بلکه در حال پیگیری یک روند سیاسی و راهبردی برای ادامه تقابل با دشمن است.
به آنها باید گفت: کسی که در اتاقی امن و دور از میدان نبرد نشسته است، نمیتواند برای مبارزی که زیر باران حملات و فشارهای جنگ قرار دارد، نسخه تسلیم تجویز کند.