- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
الزامات ژئوپولیتیک، امنیتی و دیپلماسی چندلایه در شرق کشور
تحولات افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت، محیط امنیتی و ژئوپولیتیک شرق ایران را با پیچیدگیهای جدید مواجه کرده است. طالبان در دوره جدید فاقد ساختار حکمرانی پایدار، قانون پذیری و پیشبینی پذیری بلند مدت است و رفتار آن نسبت به ایران با دوره نخست این گروه تفاوتهای بنیادین دارد. بر این اساس، سیاست جمهوری اسلامی ایران باید بر پایه مدیریت احتمال خطر، مشروط سازی همکاریها و ارزیابی دورهای رفتار طالبان طراحی شود. همکاریهای امنیتی–اقتصادی با طالبان میتواند در کوتاه مدت به کاهش تنشهای مرزی، کنترل قاچاق، مدیریت مهاجرت و ایجاد فرصتهای محدود اقتصادی کمک کند، اما در بلند مدت بدون سازوکارهای نظارتی و ضمانتهای رفتاری، میتواند به تهدید تبدیل شود. دیپلماسی فرهنگی و قومی ایران-به ویژه در مناطق فارسی زبان و شیعه نشین افغانستان، یک ظرفیت پایدار برای نفوذ نرم وحفظ ثبات منطقهای است. این دیپلماسی باید بر پایه تقویت زبان و فرهنگ مشترک، توسعه همکاریهای آموزشی، رسانهای و مذهبی، و ایجاد شبکههای ارتباطی میان نخبگان فرهنگی و اجتماعی افغانستان طراحی شود. با این وجود، این دیپلماسی نباید به دخالت در امور داخلی افغانستان یا ورود به رقابتهای قومی–سیاسی تعبیر شود. جریانهای مقاومت و جبهه آزادی افغانستان که برخی از آنها ارتباطاتی با تهران دارند، بخشی از واقعیت سیاسی افغانستان هستند و میتوانند در آینده نقش آفرینی کنند. سیاست رسمی ایران باید این ارتباطات را کنترلشده، هدفمند و در قالب اهرم فشارنرم حفظ کند، بدون آنکه روابط رسمی با طالبان را دچار تنش سازد یا ایران را وارد منازعات داخلی افغانستان کند. این توازن میان همکاری رسمی با طالبان و حفظ ارتباط با جریانهای مقاومت، یکی از حساسترین ابعاد سیاست ایران است و نیازمند طراحی دقیق سازوکارهای امنیتی، اطلاعاتی و دیپلماتیک است. در سطح کلان، راهبرد ایران باید بر پایه تعادل میان امنیت مرزی، منافع اقتصادی، نفوذ فرهنگی، مدیریت رقابت منطقهای و جلوگیری از ورود بازیگران رقیب طراحی شود. حضور فعال پاکستان، عربستان، ترکیه، چین وهند در افغانستان، ضرورت تدوین یک راهبرد ژئوپولیتیک هوشمندانه را دوچندان میکند. ایران باید از تبدیل افغانستان به منبع تهدید جلوگیری کرده و همزمان از فرصتهای ترانزیتی، انرژی، تجارت و نفوذ فرهنگی بهره برداری کند. در مجموع، سیاست رسمی ایران باید بر پایه «تعامل متعادل، منعطف و چندلایه» طراحی شود؛ راهبردی که نه به همکاری کامل با طالبان منجر شود و نه به تقابل مستقیم، بلکه بر پایه منافع ملی، ثبات مرزی، نفوذ نرم و مدیریت رقابت منطقهای شکل گیرد. این سیاست باید در قالب یک سند رسمی، با سازوکارهای اجرایی، نظارتی و ارزیابی دورهای تدوین شود تا بتواند در برابر تغییرات سریع محیط امنیتی و سیاسی افغانستان پایدار بماند، رقابت منطقهای شکل گیرد.