۱۷:۰۴
۱۴۰۵/۰۵/۱۲
دوگانه رژیم

پارادوکس امنیت و فرسایش مشروعیت

رژیم
اسرائیل با بودجه نظامی ۴۶.۵ میلیارد دلاری، به جای امنیت پایدار، با سقوط رشد اقتصادی و بحران عمیق مشروعیت روبرو شده؛ پارادوکسی که نشان میدهد قدرت سخت بدون پذیرش سیاسی، فقط هزینه‌ای فزاینده و بی‌ثباتی دائمی به همراه دارد.
نویسنده :
سعید سپاهی کارشناس مسائل بین الملل
کد خبر:
۳۸۵۳

اسرائیل امروز در یک پارادوکس راهبردی عمیق گیر افتاده است؛ پارادوکسی که هرچه بیشتر در آن دست‌وپا می‌زند، بیشتر ماهیت واقعی‌اش را لو می‌دهد. از یک‌سو، هزینه‌های نظامی‌اش را به‌طور بی‌سابقه‌ای بالا برده و طبق داده‌های SIPRI بودجه نظامی‌اش در سال ۲۰۲۴ به ۴۶.۵ میلیارد دلار رسیده است؛ از سوی دیگر، نه‌تنها احساس امنیت در آن تقویت نشده، بلکه بحران ناامنی، فرسایش روانی، و افت مشروعیت سیاسی و اخلاقی‌اش تشدید شده است. این همان نقطه‌ای است که نشان می‌دهد امنیت را نمی‌شود فقط با انباشت سلاح تعریف کرد. اگر امنیت صرفاً محصول قدرت سخت بود، اسرائیل باید امروز از همیشه امن‌تر می‌بود؛ اما واقعیت دقیقاً برعکس است. اینجاست که مفهوم تله امنیت خودش را نشان می‌دهد: هرچه بیشتر برای کنترل و بازدارندگی هزینه می‌کنی، دامنه ترس و بی‌ثباتی‌ات هم بیشتر می‌شود، چون مسئله فقط توان آتش نیست، بلکه توان اقناع، مشروعیت و پذیرش سیاسی هم هست. اسرائیل دقیقاً در همین لایه دوم ضربه خورده؛ جایی که دیگر موشک و پدافند نمی‌تواند خلأ مشروعیت را پر کند.

 

این بحران فقط نظامی یا اقتصادی نیست، بلکه ریشه‌ای‌تر از آن، بحران هویت است. اسرائیل سال‌ها کوشیده خود را به‌عنوان یک استثنای امنیتی جا بزند؛ یعنی موجودیتی که به نام بقا، حق دارد فراتر از قواعد معمول عمل کند. اما همین منطق استثنا، امروز علیه خودش برگشته است. هرچه بیشتر بر خشونت، اشغال، و حذف تکیه می‌کند، بیشتر از منظر افکار عمومی جهان و حتی بخش‌هایی از منطقه، از یک دولت به یک آنومالی حقوقی شبیه می‌شود. در اینجا جنگ اصلی دیگر فقط در میدان نظامی نیست؛ میدان تعیین‌کننده، جبهه مشروعیت است. همین‌جاست که جنگ روایت‌ها، جنگ ادراک، و جنگ مشروعیت معنا پیدا می‌کند

 اسرائیل می‌تواند در یک مقطع، عملیات نظامی انجام دهد و خسارت میدانی وارد کند، اما نمی‌تواند هم‌زمان برنده جنگ معنا هم باشد؛ چون هر موج از خشونت، لایه‌های تازه‌ای از بی‌اعتباری اخلاقی را روی هم انباشته می‌کند. در جهان امروز، مشروعیت یک متغیر تزئینی نیست؛ خودش بخشی از قدرت است. قدرتی که نتواند خودش را در سطح جهانی توجیه کند، دیر یا زود وارد چرخه فرسایش می‌شود.

 

نشانه‌های این فرسایش فقط در سطح گفتمانی نیست، در سطح داده‌های سخت هم دیده می‌شود. برآوردهای اقتصادی نشان می‌دهد رشد اسرائیل در سال ۲۰۲۴ به حدود ۱ درصد سقوط کرده، در حالی که اقتصاد ایران با وجود فشارهای گسترده و تحریم‌های سنگین، رشدی به‌مراتب بالاتر را تجربه کرده است. این تفاوت صرفاً یک عدد اقتصادی نیست؛ نشانه تفاوت در تاب‌آوری ساختاری است. اقتصادی که به ثبات سیاسی، سرمایه خارجی، گردشگری، اعتماد عمومی و پیوندهای بین‌المللی وابسته است، وقتی در معرض بحران مشروعیت قرار بگیرد، ضربه‌پذیرتر از چیزی است که ظاهر فناوری‌محورش نشان می‌دهد. به همین دلیل است که حتی تحلیلگران نزدیک به ساختار صهیونیستی نیز ناچار شده‌اند اعتراف کنند که پیروزی نظامی کافی نیست.

 این اعتراف در واقع یک شکست راهبردی را برملا می‌کند: اسرائیل دیگر نمی‌تواند صرفاً با تکیه بر قدرت سخت، نظم مطلوبش را حفظ کند، چون نظم بدون پذیرش، پایدار نمی‌ماند. به بیان ساده‌تر، امنیتی که مردم منطقه و جهان آن را نپذیرند، امنیت نیست؛ فقط یک وضعیت موقت پرهزینه است.

 

در همین نقطه، مقاومت وارد سطحی تازه از کنش شده است؛ سطحی که صرفاً به میدان نظامی محدود نمی‌ماند و از منطق حقوقی، سیاسی و هنجاری هم استفاده می‌کند. طرح همه‌پرسی که در سازمان ملل ثبت شده، دقیقاً از همین جنس است: انتقال نبرد از سطح اسلحه به سطح حق. این طرح، به‌جای آنکه صرفاً به تقابل نظامی پاسخ دهد، منطق اشغال را در خود زبان دموکراسی و حق تعیین سرنوشت به چالش می‌کشد. اگر قرار است سخن از مردم این سرزمین باشد، پس چرا رأی مردم مبنا قرار نگیرد؟ اگر ادعای دموکراسی مطرح است، چرا اکثریت واقعی ساکنان، اعم از مسلمان، مسیحی و یهودی، نباید حق تعیین سرنوشت داشته باشند؟ همین پرسش ساده، یکی از عمیق‌ترین گره‌های روایت صهیونیستی را باز می‌کند. چون اسرائیل سال‌ها تلاش کرده مسئله فلسطین را از یک مسئله استعمار و اشغال، به یک مسئله امنیتی صرف تقلیل دهد؛ اما طرح همه‌پرسی دوباره آن را به ریشه اصلی‌اش برمی‌گرداند: حق، مالکیت، و اراده سیاسی مردم بومی

 این دقیقاً همان جایی است که مقاومت از وضعیت دفاعی صرف خارج می‌شود و به کنش تهاجمی هوشمندانه می‌رسد

اهمیت این تغییر آنجاست که رژیم صهیونیستی همواره کوشیده مشروعیت‌زدایی از مقاومت را با برچسب‌هایی مثل خشونت‌طلبی یا نفی دموکراسی پیش ببرد، اما وقتی خود مقاومت یک راه‌حل کاملاً دموکراتیک و حقوق‌محور ارائه می‌کند، آن برچسب‌ها کارکردشان را از دست می‌دهند.

 

در این وضعیت، اسرائیل در یک تنگنای روایی قرار می‌گیرد: اگر با همه‌پرسی مخالفت کند، ضددموکراتیک و ضدحق تعیین سرنوشت جلوه می‌کند؛ اگر هم آن را بپذیرد، با خطر فروپاشی بنیان‌های اشغال مواجه می‌شود. این همان نقطه‌ای است که یک ابتکار حقوقی می‌تواند از یک عملیات نظامی هم مؤثرتر باشد، چون هزینه را نه فقط در میدان، بلکه در سطح مشروعیت و آینده‌پذیری تحمیل می‌کند. و این دقیقاً همان منطق مقاومت هوشمند است: تبدیل نقطه قوت ظاهری دشمن به گره‌گاه ضعف او.

در جمع‌بندی باید گفت اسرائیل امروز با دو فرسایش هم‌زمان روبه‌رو است: فرسایش قدرت سخت و فرسایش مشروعیت. 

اولی باعث افزایش هزینه‌های نظامی و ناامنی دائمی شده، و دومی موجب شده حتی پیروزی‌های میدانی هم نتوانند به تثبیت سیاسی منجر شوند. در مقابل، مقاومت با ترکیب میدان، روایت و حقوق، توانسته سطح بازی را بالاتر ببرد و اسرائیل را در وضعیتی قرار دهد که هر واکنش تندترش، هزینه‌هایش را بیشتر می‌کند.

گزارش خطا
برچسب ها:
captcha
آخرین اخبار
تداوم تنشِ ایران و آمریکا
رمزگشایی از پالسِ معنادار تهران
توافقی با ابعاد فراتر از همکاری دفاعی
توافق‌نامه مکه نماد تغییر توازن قدرت در منطقه غرب آسیا
بازتعریف قدرت در عصر جنگ‌های چندجبهه‌ای
از زرادخانه تا کارخانه؛ معیار جدید قدرت نظامی
نگاهی به پیمان تشریفاتی مکه؛
توافقی موقتی در بحبوحه جنگ
معادله پیش‌بینی نشده واشنگتن
جنگی که هزینه‌اش به صاحبان جنگ برگشته است
آنچه رئیس جمهور آمریکا نمی‌تواند پنهان کند؛
تناقض معنادار ترامپیست‌ها در مورد جنگِ ایران
سلاحی برای هژمونی یا محور چالش‌های جدید؟
سرمایه‌داری جهانی و نفت
تحلیل راهبردی از اهداف سفر نتانیاهو به واشینگتن
نتانیاهو و نمایشِ سیاستی کلیشه ای علیه ایران
در سایه تشدید تنش‌های منطقه‌ای
سفر نتانیاهو به واشنگتن؛ مقدمه جنگ یا آتش‌بس؟