- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
سرمایهداری جهانی و نفت
مقدمه
نفت در طول بیش از یک سده، جایگاهی محوری در سیاست و اقتصاد جهانی داشته است. بااینحال، رابطه آن با سرمایهداری جهانی فراتر از یک منبع انرژی صرف است. نفت نهتنها موتور محرک رشد اقتصادی بوده، بلکه به مثابهی ستون فقرات نظام مالی و ژئوپلیتیک جهان مدرن عمل کرده است. همانطور که آدام هانیه، اقتصاددان سیاسی برجسته، استدلال میکند، ظهور «جهانِ نفتمحور» نتیجهی طبیعی نبود، بلکه پیامدِ شیوههای خاصی بود که سرمایهداری از طریق آنها بازار نفت را دستکاری کرد.
نفت و تولد نظام سرمایهداری مدرن
اقتصاد نفت از زمان آغاز اکتشاف و استخراج آن در اواخر قرن نوزدهم، پیچیدهترین اقتصاد در جهان سرمایهداری بوده است. جغرافیای تاریخی نفت، جغرافیای گسترش بیامان و رقابتِ شدید است: اشکال پیشگامانهی سازماندهی شرکتی، مدیریت مالی و نوآوری فناورانه، اما در کنار آن دسیسه، فساد و اشکال بیشماری از استثمار. شرکتهای چندملیتی نفتی که از آنها تحت عنوان «غولهای نفتی» یاد میشود، از بازیگران قدیمی عرصهی نفت جهان محسوب میشوند. این شرکتها در سدهی بیستم، با ثروتی هماندازهی ثروت بسیاری از کشورها، به شکلدهی به مناسبات اقتصادی جهانی پرداختند.
نفت، دلار و هژمونی آمریکا
شاید عمیقترین پیوند میان نفت و سرمایهداری جهانی، در نظام «نفت-دلار» نهفته باشد. پس از جنگ جهانی دوم، آمریکا با تحمیل سیستم واحد مالی، دلار را به عنوان ارز غالب جهانی معرفی کرد. از دههی ۱۹۷۰، آمریکا نیاز به خرید دلار را به جهان تحمیل کرد تا بتواند با آن نفت بخرد. این سازوکار عملاً به مکانیسمی برای تأمین هزینهی حفظ برتری اقتصادی و نظامی آمریکا تبدیل شد. برآوردها حاکی از آن است که حدود ۸۰ درصد از کل نفت معاملهشده در جهان به دلار ارزشگذاری میشود. این سلطهی ارزی، به آمریکا این قدرت را داده است که از طریق تحریمهای مالی، فشار سیاسی بر کشورهای تولیدکنندهی نفت اعمال کند.
بااینحال، این هژمونی در حال بهچالش کشیده شدن است. چین و روسیه تلاش میکنند دلار را به عنوان ارز جهانی حذف کرده و به امتیاز ویژهی آمریکا در این زمینه پایان دهند. شکلگیری محورهای جدید پتروشیمی که خاورمیانه، چین و شرق آسیا را به هم متصل میکند، نشاندهندهی تغییر در توازن قدرت درون نظام سرمایهداری جهانی است.
استعمار نوین و مبارزه برای منابع
نفت همواره در مرکز مناقشات امپریالیستی قرار داشته است. اقتصاد سیاسی نفت به عنوان استراتژیکترین کالای سرمایهداری، مداخلات امپریالیستی را در فشردهترین منبع آن یعنی خاورمیانه دامن زده است. شرکتهای نفتی بریتانیا از اواخر قرن نوزدهم از منابع امپراتوری برای ایجاد صنعت نفت امپریالیستی استفاده کردند که تا سال ۱۹۳۹ بیست درصد از ذخایر جهانی نفت را در کنترل داشت.
در نیمهی دوم قرن بیستم، جنبشهای ضداستعماری تلاش کردند تا از سلطهی امپریالیستی بگریزند و بر منابع طبیعی خود مسلط شوند. تأسیس اوپک در این زمینه نقطهی عطفی بود. اوپک با تولید حدود ۴۰ درصد از نفت جهان و سهم ۶۰ درصدی در تجارت جهانی نفت خام، نقش مهمی در قیمتگذاری نفت ایفا میکند. بااینحال، حتی پس از شکلگیری اوپک، کشورهای تولیدکننده همچنان در معرض نوسانات شدید قیمت و وابستگی به درآمدهای نفتی باقی ماندند.
سرمایهداری نفتی در عصر بحران اقلیم
امروز، سرمایهداری نفتی با چالشی بیسابقه روبهروست: بحران اقلیم. گزارشها نشان میدهند که شرکتهای بزرگ نفتی مانند بیپی، شل و اکوینور در سال ۲۰۲۵ به ترتیب ۷۳، ۳۷ و ۴۱ درصد از اهداف خود برای سرمایهگذاری کمکربن در آینده را کاهش دادهاند. این رفتار، جوهرهی تناقضِ سرمایهداری نفتی را آشکار میسازد: سودآوری کوتاهمدت در برابر بقای بلندمدت سیاره.
در عین حال، سرمایهگذاری جهانی در نفت در سال ۲۰۲۵ حدود ۶ درصد کاهش یافته است. برخی تحلیلگران پیشبینی میکنند که تقاضای جهانی نفت در سال ۲۰۲۵ به اوج خود برسد. بااینحال، گذار به انرژیهای تجدیدپذیر به معنای پایانِ سرمایهداری نفتی نیست؛ بلکه احتمالاً به معنای تغییر شکل آن است—از سوختهای فسیلی به پتروشیمیها، پلاستیکها و اشکال جدید مصرفِ مصنوعی.
نتیجهگیری
نفت چیزی فراتر از یک کالای انرژی است؛ این ماده، بافت سرمایهداری جهانی را از اواخر قرن نوزدهم تا بحران اقلیم امروز شکل داده است. روایتهای سادهانگارانهای که نفت را صرفاً «غنیمت» یا «نفرین» میخوانند، از درکِ پیچیدگیِ واقعی آن ناتوانند. نفت زمینهسازِ ظهور نظم جهانیِ آمریکا-محور، فروپاشی امپراتوریها، شورشهای ضداستعماری، هژمونی دلار، بدهی و نظامیگری، و اشکال جدید مصرف بوده است. سرمایهداری جهانیِ سدهی بیستویکم، هنوز عمیقاً درون هر دولت-ملتی ریشه دوانده است. درکِ این پیوندهای پنهان، نه فقط برای تحلیلِ گذشته، بلکه برای پیمودنِ مسیر پیشِ رویِ نظام سرمایهداری در عصرِ گذارِ انرژی، ضرورتی انکارناپذیر است.